فیلم  The Rise of Skywalker: جان بویگا تایید کرد فیلمنامه او لو رفته بود


اوایل این هفته جی جی آبرامز (J.J. Abrams) اعلام کرد مدتی پیش فیلمنامه فیلم Star Wars: The Rise of Skywalker «جنگ ستارگان: خیزش اسکای‌واکر» ساخته او به دلیل بی‌دقتی یک بازیگر تا مرز لو رفتن پیش رفته است. خوشبختانه دیزنی خیلی زود متوجه قضیه شد و این فیلمنامه را از سایت ای‌بی حذف کرد. در ادامه خبر با سینمافارس همراه باشید.

پس از اعلام این خبر بسیاری از طرفداران شوکه شدند و دوست داشتند بدانند این حاصل اشتباه کدام بازیگر بوده است. حالا یک روز پس از حضور آبرامز در برنامه گود مورنینگ آمریکا، مقصر اصلی این ماجرا با حضور جان بویگا (John Boyega) بازیگر فیلم در همین برنامه مشخص شد، جایی که بویگا اعلام کرد فیلمنامه او در سایت ای‌بی به قیمت ۸۴ دلار به حراج گذاشته شده بود. او درباره این اشتباه گفته است:

من داشتم به آپارتمان دیگه‌ای نقل مکان می‌کردم و فیلمنامه رو زیر تخت خودم گذاشتم. با خودم گفتم زیر تختم میذارمش و وقتی فردا صبح بیدار شدم برش میدارم و به خونه جدیدم میرم. اما بعدش دوستام اومدن پیشم و یکمی دور هم جشن گرفتیم. بعدش یادم رفت فیلمنامه رو از اونجا بردارم. چند هفته بعد، مسئول خدمات میره توی خونه، فیلمنامه رو پیدا میکنه و اون رو در سایت ای‌بی به قیمت ۸۴ دلار به حراج میذاره. اون شخص ارزش واقعی این فیلمنامه رو نمی‌دونسته.

فیلم Star Wars: The Rise of Skywalker در تاریخ ۲۰ دسامبر (۲۹ آذر) اکران خواهد شد.

منبع: Comingsoon

معرفی انواع لنز به همراه زمان استفاده و نحوه خرید


خرید لنز

اگربه فکر ایجاد تغییری جذاب در چهره ی خود هستید، احتمالا استفاده از لنز چشم یکی از بهترین گزینه ها برای شماست  زیرا علاوه براینکه این تغییر سریع و آسان است، نیاز به پرداخت هزینه های سنگین مانند عمل های جراحی را ندارید. البته هر شی و یا وسیله ای در کنار مزایای خود معایبی نیز دارد. درصورتیکه اطلاعات مفید و نسبتا جامعی راجع به آن وسیله داشته باشید میتوانید بهترین تصمیم را بگیرید. ما در این مطلب به شما کمک میکنیم تا اطلاعاتی در رابطه با خرید انواع لنز طبی و لنز رنگی بدست آورید. پس با ما همراه باشید. 🙂

لنز طبی

انواع لنز

اگر به فکر خرید لنز هستید در ابتدا باید با انواع آن آشنا شوید.

زمان استفاده از لنز

در هنگام خرید لنز، لنزها از لحاظ مدت زمان استفاده از آن ها در دسته بندی های مختلفی از جمله لنزهای روزانه، هفتگی، ماهیانه و سالانه قرار میگیرند. همانطور که از اسم این نوع لنزها مشخص است درحقیقت مدت زمان استفاده های متفاوتی دارند. و این مدت زمان استفاده به تاریخ انقضا لنز بستگی ندارد.

بلکه مدت زمان استفاده شما از لنز را نشان می دهد. البته باید این نکته را نیز در نظر بگیرید که بهتر است هیچ لنزی را بیشتر از ۸ ساعت بر روی چشمان خود قرار ندهید. و این زمان جزو ساعت خواب شما نیست.( یعنی هیچوقت موقع خواب نباید لنز داشته باشید حتی اگر با کیفیت ترین برند بازار باشه. هیچوقت !!! ) پیشنهاد اکثر پزشکان استفاده از لنزهای روزانه است. زیرا بعد از پایان روز شما مجبور به تعویض لنز هستید و این خطر عفونت چشم را در کمترین حالت خود قرار میدهد. اگرچه ممکن است از لحاظ اقتصادی خیلی به صرفه نباشد.

لنزهای نرم

اکثر افرادی که از لنز به عنوان جایگزین عینک طبی استفاده میکنند، انتخابشان لنزهای نرم است.این لنزها راحتی و سازگاری بالایی دارند. و همانطور که از اسمشان نیز پیداست، انعطاف پذیر نیز هستند. و این ویژگی باعث می شود که لنز راحت تر با انحنا قرنیه چشم سازگار شود. علاوه بر این میزان نفوذ پذیری این لنز ها به اکسیژن نیز مطلوب است. این لنزها در مدت زمان های استفاده ی مختلف که در بالا به ان اشاره شد، در بازار وجود دارند. ومیتوانند نیاز های افراد مختلف را برطرف کنند.

البته نقص هایی نیز دارند، از جمله اینکه بیشتر از لنزهای سخت آلودگی ها را به خود جذب میکنند. و دوام آن ها نسبت له لنزهای سخت کمتر است و ممکن است پاره شوند. که البته به راحتی تعوبض می شوند  و انتخاب بهترین لنز طبی با توجه به جستجوی راحت در بین محصولات کار سختی نیست

لنزهای سخت

درست است که بعد از ورود لنزهای نرم به بازار از محبوبیت لنزهای سخت کاسته شد. اما وجود ویژگی های خاصی در این لنزها باعث شده است که لنزهای سخت به خاطره ها نپیوندند. از جمله این مزایا میتوانیم به دوام بیشتر لنزهای سخت نسبت به لنزهای نرم اشاره کنیم و همچنین رفع عیوب انکساری چشم.

بنابراین افرادی که آستیگماتیسم هستند همچنان خواهان لنزهای سخت هستند. البته در بعضی مواقع برخی افراد با لنزهای نرم مشکل تاری دید دارند. که این مشکل میتواند با استفاده از لنزهای سخت رفع شود.

لنز رنگی

راهنمای خرید لنز

قدم اول: شما قبل از خرید لنز باید مشخص کنید که لنز طبی یا لنز زیبایی میخواهید. سپس مشخص کنید که مدت زمان استفاده از لنز چقدر باشد. اگر شما نیاز به خرید لنز طبی دارید، این به این معنی است که مدت زمان استفاده ی شما از لنز زیاد است.

پس بهتر است به فکر خرید لنزهای سالانه و یا فصلی باشید. اما در صورتیکه میخواهید تنها برای زیبایی از لنز استفاده کنید، پیشنهاد ما استفاده از لنزهای روزانه است.( البته درصورتیکه لنز رو فقط برای مجلس یا مهمونی خاصی میخواین و تا مهمونی بعدی از لنزتون استفاده نمیکنید.) حالت دیگری نیز وجود دارد که خرید لنز طبی رنگی است. اگر نظر ما را بخواهید باید بگوییم بهتر است از عینک از به جای لنزهای طبی رنگی استفاده کنید .

قدم دوم: اگر میخواهید از لنزهای رنگی استفاده کنید، قطعا باید اصول زیبایی را در نظر بگیرید. و یکی از مهمترین اصل های زیبایی طبیعی به نظر رسیدن است. برای انتخاب رنگ مناسب شما باید فاکتورهایی از جمله رنگ پوست و رنگ موهایتان را در هنگام خرید لنز مد نظر بگیرید. تا بتوانید انتخابی مناسب و زیبا داشته باشید.

یکی از رنگ هایی که تناژهای مختلف آن میتواند با اکثر رنگ ها هماهنگ شود، لنز یخی یا لنز عسلی است. پس میتواند جزو گزینه های شما باشد. اما درصورتیکه نظرتان بر روی رنگ های دیگر است پیشنهاد میکنم مطلب و سایت بینا اپتیک را مطالعه کنید تا بتوانید با توجه به رنگ پوست و موهایتان انتخابی مناسب داشته باشید.

قدم سوم: یادگیری اصول نگهداری و استفاده از لنز

قطعا مهمتر از انتخاب رنگ لنز و یا خرید لنز، یادگیری اصول نگهداری از آن است. فراموش نکنید لنزهای زیبایی در کنار تمام مزیت هایی که دارند، یک عیب بسیار بزرگ دارند و آن احتمال بروز عفونت چشم در اثر استفاده ی نادرست است.

پس اگر نمیخواهید به مشکلی دچار شوید حتما قبل استفاده و خرید لنز این اصول را یاد بگیرید. از آنجایی که این قضیه بسیار مهم و مورد توجه است و در این مطلب نمیتوانیم به آن بپردازیم، به طور کاملا مفصل در بورس عینک فروشی تهران یا سایت  www.binaopt.com  میتوانید این نکات را بخوانید.

قدم چهارم:

انتخاب برند مناسب آخرین قدم خرید لنز است.( البته میتونید به صورت جا به جا هم به این اصول بپردازید. فقط مهم اینه که قبل خرید بهشون توجه کنید! ) برندهای مختلفی در زمینه ی تولید لنزهای زیبایی فعالیت میکنند. تفاوت محصولات این برند ها در ویژگی های لنزهای تولید و مواد استفاده شده در آن ها است. ویژگی هایی مانند اکسیژن رسانی، انحنا لنز، قطر لنز و … که بهتر است آن ها را در نظر بگیرید.

علاوه براین رنگ های تولیدی این برند ها ومیزان طبیعی به نظر رسیدن ان ها نیز متفاوت است. اگر بخواهیم چند نمونه از برند های مشهور را برایتان نام ببریم باید به لنز /بوش اند لومب، ایراپتیکس، مورنینگ، دهب اشاره کنیم. پیشنهاد میکنم برای آشنایی بیشتر با برندهای مطرح لنز به مطلب عینک بینا مراجعه کنید.

سخن آخر

اگر میخواهید مدت زمان بیشتری از لنزهایتان استفاده کنید بد نیست فاکتور دیگری را در نظر بگیرید. اینکه محافظت از اشعه ی ماورا بنفش برای شما اهمیت دارد یا خیر. زیرا تمامی لنزها این ویژگی را ندارند،البته این محافظت تنها از قسمت قرنیه چشم است و مابقی بخش ها را پوشش نمیدهد. بنابراین اگر فکر میکنید که در معرض آفتاب هستید و نیاز به محافظت از چشمانتان در برابر اشعه ماورا بنفش دارید بهتر است از عینک آفتابی استفاده کنید.

سلامت چشمان شما بسیار مهم است. بنابراین این ریسک را نکنید که برای خرید لنزهای خود به مکان های غیرمعتبر مراجعه کنید.در نهایت اگر انتقاد و یا پیشنهادی دارید لطفا ان را با ما در میان بگذارید.

 

کسب امتیاز فیلم اکشن علمی-تخیلی Moonfall ساخته رولند امریچ توسط کمپانی لیون استیج


کمپانی Lionstage به طور موفقیت‌آمیزی امتیاز توزیع در سینماهای آمریکای شمالی برای فیلم حماسی مورد انتظار Moonfall به کارگردانی رولند امریچ (Roland Emmerich) را به دست آورده است. پس از کارگردانی Independence Day: Resurgence (روز استقلال: بازخیز) در سال ۲۰۱۶، این فیلم اخیرترین فیلم اکشن علمی-تخیلی این کارگردان به شمار می‌رود. انتظار می‌رود که تولید فیلم در سه ماهه اول سال ۲۰۲۰ کلید بخورد است و استودیو قصد دارد که در سال ۲۰۲۱ به اکران آن بپردازد. در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

رئیس بخشی از کمپانی Lionstage: جیسون کنستانتین (Jason Constantine) طی اطلاعیه‌ای گفت:

“رولند امریچ استاد مسلم فیلم‌های حماسی دیدنی سرشار از مفاهیم والا و برجسته است، این فیلم نوعی از نمایش تئاترگونه بصری است که رولند بهتر از هر کس دیگری آن را انجام می‌دهد و ما از همکاری دوباره با او خرسندیم”.

داستان Moonfall از این قرار است که یک نیروی اسرارآمیز در اثر برخورد با ماه، آن را از مدارش در اطراف زمین خارج کرده و با پرتاب آن به سوی زمین، ماه در آستانه برخورد با حیات بشری قرار می‌گیرد. تنها چند هفته قبل از این‌که تأثیر چنین واقعه‌ای به زمین برسد و علی‌رغم تمام مشکلات، تیم درهمی از افراد مختلف، یک مأموریت غیرممکن به درون ماه را مصممانه شروع می‌کنند، درحالی‌که تمام افراد دوست‌داشتنی زندگی‌شان را ترک می‌کنند و برای فرود آمدن بر سطح ماه و نجات سیاره‌مان از نابودی، هر خطری را به جان می‌خرند.

امریچ به همراه هارالد کلوسر (Harald Kloser) و اسپنسر کوهن (Spencer Cohen) فیلم‌نامه را نوشته است. و این فیلم به ترکیبی از دو فیلم ۲۰۱۲ و Close Encounters of the Third Kind (برخورد نزدیک از نوع سوم) ساخته استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) تشبیه شده است، که ماجرای “یک گروه باورنکردنی از افراد نامرتبط به هم را روایت می‌کند که باید با یکدیگر متحد شوند تا بتوانند زمانی که ماه از مدارش خارج شده و به سمت زمین پرتاب می‌شود، بشریت را نجات بدهند”.

امریچ از طریق کمپانی فیلمسازی‌اش: Centropolis و کلوسر از طریق کمپانی فیلمسازی‌اش: Street Entertainment از تهیه‌کنندگان این فیلم هستند.

پس از فیلم موفق Midway (میدوی)، این پروژه جدید دومین همکاری میان امریچ و کمپانی Lionstage را رقم خواهد زد. از سال ۲۰۱۶، امریچ برای کارگردانی Moonfall در نظر گرفته شده بود, اما او مجبور بود به خاطر ساخت Midway- که برای نخستین بار در اوایل همین ماه اکران شد- تولید Moonfall را به عقب بیاندازد.

منبع: Comingsoon

فیلم Star Wars: The Rise of Skywalker افتتاحیه داخلی ۲۰۰ میلیونی خواهد داشت


قطعا برای هیچکس باعث تعجب نیست که وقتی Star Wars: The Rise of Skywalker «جنگ ستارگان: خیزش اسکای‌واکر» در ۲۰ دسامبر (۲۹ آذر) در سینماها اکران شود فروش خیلی زیادی خواهد داشت. اما اینکه فروش آن چقدر خواهد بود هنوز مشخص نیست. تخمین‌های جدید درباره این فیلم نشان می‌دهند The Rise of Skywalker احتمالا افتتاحیه داخلی بین ۱۷۵ تا ۲۰۰ میلیون دلار خواهد داشت. در ادامه خبر با سینمافارس همراه باشید.

این برای هر فیلمی چه بخشی از یک فرنچایز باشد یا نه افتتاحیه خیلی خوبی است. حتی Frozen 2 «یخ‌زده ۲» این هفته موفق شد با افتتاحیه ۱۲۷ میلیونی فراتر از انتظارات ظاهر شود. اما چنین افتتاحیه‌ای برای یک فیلم Star Wars که قرار است حماسه اسکای‌واکر را به پایان برساند خیلی قابل توجه نیست.

البته این فقط حدس و گمان تحلیل‌گران درباره فروش فیلم است و دیزنی و لوکاس فیلم معمولا به اعلام ارقامی کمتر از حد انتظار شهرت دارند. همچنین فیلم Jumanji: The Next Level «جومانجی: مرحله بعد» که ۱۳ دسامبر (۲۲ آذر) اکران می‌شود بخشی از فروش باکس آفیس را به خودش اختصاص خواهد داد. اما افتتاحیه فیلم‌های قبلی این فرنچایز نشان می‌دهد آخرین فیلم این سه‌گانه باید حداقل افتتاحیه ۲۰۰ میلیونی داشته باشد؛ The Force Awakens «نیرو برمی‌خیزد» با افتتاحیه ۲۴۸ میلیونی انتظارات را از فیلم‌های بعدی خیلی بالا برد و پس از آن The Last Jedi «آخرین جدای» افتتاحیه ۲۲۰ میلیونی داشت.

آیا آخرین فیلم حماسه اسکای‌واکر کمترین فروش افتتاحیه این سه‌گانه مدرن را کسب خواهد کرد؟ این احتمال وجود دارد، اما به نظر نمی‌آید مشکلی برای گذشتن از افتتاحیه ۲۰۰ میلیونی داشته باشد. البته تا قبل از اکران The Rise of Skywalker قطعا شاهد تغییر این ارقام خواهیم بود.

منبع: Collider

کلیر فوی برای یک سکانس فلش بک به سریال The Crown باز می‌گردد


به گزارش سایت خبری Daily Mail در حالی که تولید فصل چهارم سریال تاج (The Crown) ادامه دارد، تصاویر به دست آمده از پشت صحنه‌ نشان دهنده‌ی بازگشت کلیر فوی (Claire Foy) برای ایفای نقش تاریخی و محبوبش به عنوان ملکه الیزابت دوم به این سریال درام و تاریخی شبکه‌ی نتفلیکس و برنده جوایز متعدد امی است. این تصاویر به نظر نشان دهنده‌ی سکانسی فلش بک از سخنرانی ملکه الیزابت در تولد ۲۱ سالگیش است. در ادامه‌ی خبر با سینما فارس همراه باشید.

فصل سوم به همراه بالا رفتن سن تمامی شخصیت‌ها بوده به نحوی که توبایس منزیس (Tobias Menzies) جای مت اسمیت (Matt Smith) را در نقش پرنس فیلیپ خواهد گرفت. پرنس چارلز و پرنسس انی نیز مسن‌تر شده و جاش اکانر (Josh O’Connor) و ارین دوهرتی (Erin Doherty) برای ایفای این نقش‌ها به سریال پیوستند. گیلیان اندرسون (Gillian Anderson) به عنوان مارگارت تاچر و امرالد فنل (Emerald Fennell) در نقش کمیلا پارکر ظاهر خواهند شد.

مطابق گفته‌های سازنده‌ی سریال پیتر مورگان (Peter Morgan) فصل سوم بین سال‌های ۱۹۶۴ و ۱۹۷۲ اتفاق می‌افتد و اتفاقات اساسی در تاریخ انگلستان مانند رابطه‌ی پرنسس مارگارت با رادی لیولین، ظهور مارگارت تاچر و معرفی کمیلا پارکر را پوشش می‌دهد. فصل سوم و چهارم سریال پشت سر هم فیلمبرداری می‌شود.

این سریال داستان به تخت نشستن ملکه الیزابت دوم را روایت می‌کند جایی که نظم اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم به هم ریخته است. پیتر مورگان نویسنده فیلمنامه بر اساس نمایشنامه‌ی تحسین شده‌ی تماشاچیان (The Audience)، استفان دالدری (Stephen Daldry) از فیلم ساعت ها (The Hours) کارگردان و اندی هریس (Andy Harries) از فیلم ملکه (The Queen) تهیه‌کننده هستند.

منبع: ComingSoon

اسکارلت جوهانسون دوست نداشته Black Widow یک داستان اریجین باشد


هنوز تا زمان اکران فیلم ابرقهرمانی Black Widow «بلک ویدو» زمان زیادی باقی مانده، اما این باعث نشده بازیگران فیلم جزئیاتی از آن افشا نکنند. در ادامه خبر با سینمافارس همراه باشید.

جدیدترین اطلاعات درباره این فیلم توسط اسکارلت جوهانسون (Scarlett Johansson) افشا شده که گفته دوست نداشته این فیلم داستان اریجین این شخصیت را روایت کند. جوهانسون در این باره گفته است:

من نمی‌خواستم این یک داستان اریجین باشه. نمی‌خواستم یک داستان جاسوسی باشه. کلا نمی‌خواستم داستانی سطحی باشه. فقط در صورتی دوست داشتم فیلم رو بسازیم که با شرایط کنونی شخصیت همخوانی داشته باشه. من از چند سال پیش دارم این نقش رو بازی میکنم و فکر کردم اگه موضوع خاصی برای گفتن نباشه نباید این فیلم رو بسازیم. چون من وظیفه خودم رو در Endgame انجام دادم و ازش راضی هم بودم. دوست داشتم این نقش رو همونجا رها کنم. پس باید دلیل مهم‌تری از درآمدزایی وجود می‌داشت تا من قبول کنم توی این فیلم بازی کنم.

جوهانسون همچنین در تایید حرف‌های فلورنس پیو گفت Black Widow موضوعاتی مثل آسیب روحی و درد و رنج را بررسی می‌کند، چیزی که از نظر جوهانسون باعث می‌شود سطح ژانر ابرقهرمانی بالاتر برود. او در ادامه گفته:

منظورم از بالا بردن سطح ژانر اینه که امیدوارم این فیلم انفجاری و پویا باشه و تمام اون ویژگی‌های بامزه که این ژانر داره رو داشته باشه. اما همچنین امیدوارم چیزی داشته باشه که بشه در موردش بحث کرد. مثلا عدم اعتماد به نفس، تزلزل، شرمساری، ناامیدی و پشیمانی. به نظرم این فیلم موضوعات عمیقی رو بررسی میکنه که قبلا کمتر شاهد اونا بودیم.

در فیلم Black Widow علاوه بر جوهانسون و پیو، دیوید هاربر (David Harbour) و ریچل وایس (Rachel Weisz) هم حضور دارند.

فیلم Black Widow در تاریخ ۱ مه ۲۰۲۰ (۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹) اکران خواهد شد.

منبع: Comingsoon

جیمز وان تصویری از پشت صحنه فیلم ترسناک Malignant منتشر کرد


اگرچه بسیاری منتظرند جیمز وان (James Wan) هرچه زودتر دنباله فیلم ابرقهرمانی Aquaman «آکوامن» را بسازد، فیلم جدید او در ژانر وحشت یعنی Malignant هم توجهات زیادی را به خودش جلب کرده است. این نویسنده و کارگردان به تازگی تصویری از پشت صحنه فیلم منتشر کرده که نشان می‌دهد مراحل فیلمبرداری آن در حال اتمام است. در ادامه خبر با سینمافارس همراه باشید.

در این فیلم آنابل والیس (Annabelle Wallis)، جیل ایبل (Jake Abel)، جرج یانگ (George Young)، مدی هاسن (Maddie Hasson)، میشل بریانا وایت (Michole Briana White) و ژاکلین مکنزی (Jacqueline McKenzie) حضور دارند.

Malignant براساس داستانی از وان و نامزدش اینگرید بیسو ساخته می‌شود. وان قصد دارد پس از پایان تولید این فیلم وارد مراحل پیش‌تولید دنباله Aquaman شود.

فیلم Malignant که ۱۴ اوت ۲۰۲۰ اکران خواهد شد در آن تاریخ باید با فیلم مهیج Escape Room 2 «اتاق فرار ۲» محصول سونی، فیلم اکشن Nobody «هیچکس» محصول یونیورسال و The One and Only Ivan «تنها ایوان» محصول دیزنی رقابت کند.

منبع: Comingsoon

تریلر فیلم The Last Full Measure منتشر شد: مبارزه‌ی سباستین استن برای قهرمان جنگی کشته شده در جنگ


Roadside Attractions اولین تریلر درام جنگی پیشِ روی The Last Full Measure را با بازی سباستین استن (Sebastian Stan) منتشر کرد. این شرکت اواخر سال گذشته حقوق این فیلم را به‌دست آورده بود. این فیلم بر اساس داستانی واقعی حول مبارزه برای اهدای مدال افتخار به ویلیام پیتزنبارگر (William H. Pitsenbarger) پس از مرگش جریان دارد. در ادامه‌ی خبر با سینما فارس همراه باشید.

جرمی آروین (Jeremy Irvine) بازیگر فیلم War Horse نقش دریافت‌کننده مدال افتخار، ویلیام پیتزنبارگر را ایفا می‌کند. او نجات‌دهنده‌ی نیروی ویژه‌ای است که وظیفه‌اش نجات جان‌هاست و نه گرفتنشان. سباستین استن بازیگر فیلم Avengers: Endgame، برنده‌ی جایزه‌ی اسکار و بازیگر فیلم All the Money in the World کریستوفر پلامر (Christopher Plummer)، برنده‌ی اسکار و بازیگر فیلم Kiss of the Spider Woman ویلیام هرت (William Hurt)، نامزد جایزه‌ی اسکار و بازیگر فیلم Kong: Skull Island ساموئل جکسون (Samuel L. Jackson)، نامزد جایزه‌ی گلدن گلوب و بازیگر فیلم The West Wing بردلی وایتفورد (Bradley Whitford)، نامزد گلدن گلوب و بازیگر سریال The Sopranos مایکل ایمپریولی (Michael Imperioli) و نامزد گلدن گلوب و بازیگر فیلم Batman Begins لاینس روچ (Linus Roache) گروه بازیگران این عنوان را تشکیل می‌دهند.

این اثر بر اساس داستانی واقعی در زمان حال جریان دارد. The Last Full Measure مأمور تحقیق جوان پنتاگونی بانام اسکات هافمن (با بازی استن) را دنبال می‌کند؛ او با تلاش و مبارزات بسیار کنگره را متقاعد می‌کند تا مدال افتخاری را به پزشک نیروی هوایی، پیتزنبارگر (با بازی آروین)، که جان بیش از ۶۰ تفنگدار نیروی دریایی را که دریکی از خونین‌ترین نبردهای جنگ ویتنام مورد شبیخون قرارگرفته بودند نجات داد، اهدا کنند. او در حین ادامه‌ی نبرد و پس‌ازآنکه آخرین بالگرد صحنه را ترک کرد نیز به نجات جان‌ها ادامه داد تا جایی که جان خودش را فدا کرد.

تیموتی اسکات بوگارت (Timothy Scott Bogart)، مارک دیمن (Mark Damon)، لورن سلیگ (Lauren Selig)، جولین آدامز (Julian Adams)، پن دنشام (Pen Densham)، جان واتسون (John Watson)، نیکولاس کفریتز (Nicholas Cafritz)، رابرت رید پیترسون (Robert Reed Peterson) و شان سنگانی (Shaun Sanghani) تهیه‌کنندگان این فیلم به همراه تامارا برکمو (Tamara Birkemoe)، جنا سنز-آگرو (Jenna Sanz-Agero)، سیدنی شرمن (Sidney Sherman)، لویس آستین (Louis Steyn) و تی.جی آستین (T.J. Steyn) به‌عنوان تهیه‌کنندگان اجرایی آن هستند. Foresight Unlimited فروش بین‌المللی و تولید این اثر را به همراه Provocator و SSS Entertainment بر عهده دارد.

The Last Full Measure به کارگردانی تاد رابینسون (Todd Robinson) در تاریخ ۱۷ ژانویه‌ی ۲۰۲۰ (۲۷ دی) اکران خواهد شد.

منبع: Comingsoon

کاردستی شب یلدا | ۷۷ مدل کاردستی کودکان برای شب یلدا


شب یلدا هم برای بزرگتر و هم برای کودکان شب به یادماندنی و زیبایی است . بخصوص بچه ها چیز های زیادی از این رسم کهنی ایرانی میتوانند یاد بگیرند. معلمان و اولیا دانش آموزان نیز برای حفظ این رسم کهن ایرانی با تکالیفی مثل انشا درباره شب یلدا و نقاشی و کاردستی شب یلدا سعی میکنند کودکان را با این رسم کهن ایرانی آشنا کنند و به آنها نکات خوب و جذابی که در این رسوم و آداب آن نهفته است بیاموزند .

 

کاردستی شب یلدا (۱)

 

ما در دلبرانه قبلا هم در مورد انشا شب یلدا و هم نقاشی کودکانه شب یلدا برای شما نوشته هایی داشتیم :

انشا در مورد شب یلدا ، شب چله + متن انشا و مـقـالـه کامل برای شب یلدا

نقاشی شب یلدا | ۶۰ نقاشی و رنگ آمیزی شب یلدا برای کودکان و نوجوانان

گیفت شب یلدا | ۵۵ مدل گیفت شب یلدایی + آموزش ساختن گیفت نمدی یلدا

در این نوشته هم قصد داریم عکس ۲۲ مدل کاردستی کودکانه در مورد شب یلدا را با شما به اشتراک بگذاریم ،

امیدوارم مفید باشد : )

کاردستی شب یلدا (۲)

آموزش کاردستی شب یلدا برای کودکان

  1. روی یک کاغذ یک انار بکشید یا با پارچه یا نمد ببرید و روی کاغذ بچسبانید سپس با کمک کودکتان با دانه های پولک یا مروارید رنگی داخل آن را پر از دانه های شبیه انار کنید .
  2. با استفاده از نمد یا مقوا چند دایره به رنگ سبز (بزرگتر) و سرخ ( کوچکتر ) بکشید و آنها را درون هم بچسبانید (شبیه هنوانه ) سپس آن را از  وسط تا کنید و روی آن چشم و ابرو بگذارید یا با مقوای رنگ متفاوت برای هندونه تان دست و پا بگذارید .
  3. یک راه دیگر درست کردن انار ها و هندونه های کوچک با نمد قرمز و سبز و وصل کردن حلقه مخصوص کلید و درست کردن جا کلیدی های کودکانه است.
  4. دیگر این که میتوانید جعبه های دایه یا نیم دایره درست کنید و روی آن با کاغذ رنگی یا نمد به شکل هندوانه قاچ خورده در آورید کودکان میتواند از این جعبه برای جمع آوری خرت و پرت های کشو هایش استفاده کند .
  5. راه دیگر خرید گل سر های خام و چسباندن هندوانه و انار نمدی روی آنهاست . اگر کودک پیش دبستانی دارید میتوانید از این گل سر ها برای شب یلدا در مهمانی استفاده کنید .
  6. ایده برای کاردستی شب یلدا

  7. یک راه ساده دیگر برای درست کردن شب یلدایی این است که با ماژیک یا مداد رنگ محیط یک هندوانه یا انار را روی کاغذ بکشید سپس مقوا های رنگی را به قطعات خیلی ریز خرد کرده از کودک خود بخواهید با آن مقوا رنگی های ریز و کمی چسب کاغذ داخل شکل را کاملا بپوشاند نمونه هایی از این تزیین را پایین خواهید دید .
  8. روش دیگر کلاژ است میتوانید کمی مقوا و نمد و پارچه های اضافی و کمی چسب تهیه کنید سپس با کمک فرزاندان خود خوراکی های سفره شب یلدا را روی کاغذ و نمد و پارچه بکشید و قیچی کنید و با سلیقه روی مقوا بچسبانید تا شبیه سفره شب یلدا شود سپس از او بخواهید اعضای خانواده را کنار این سفره نقاشی کند .
  9. راه دیگر که کمی سخت تر است درست کردن خوراکی های شب یلدایی مثل ژله یلدا و کیک هندوانه و انار شب یلدا با کمک کودکان تان است . اینطوری هم کلی کیف میکنند هم آشپزی یاد میگیرند هم این خودش یک جور کار دستی است که میتواند آن را هم کلاسی ها و دوستانش میل کند و پز بدهد : )
  10. یک راه دیگر درست کردن صورتک ( نقاب ) هندوانه ، انار و آجیل شب یلدا با چشم ودهن است سپس میتوانید آن را به صورت دانش آموزان زده و از آنها بخواهید چند شعر کودکانه شب یلدایی را با هم بخوانند.

 

کاردستی شب یلدا (۳)

کاردستی شب یلدا برای پیش دبستانی

کاردستی گلدون برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۴)

کاردستی شب چله پیش دبستانی

کاردستی برای یلدا با بشقاب یکبار مصرف

کاردستی شب یلدا (۵)

کاردستی شب چله مهد کودک

کاردستی نمدی هندوانه برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶)

کاردستی شب چله برای پیش دبستانی

کاردستی یلدا با ظرف یکبار مصرف

کاردستی شب یلدا (۷)

کاردستی شب چله برای مهدکودک

کاردستی برای یلدا – فرفره

کاردستی شب یلدا (۸)

کاردستی شب چله مهد

کاردستی برای یلدا – علامت مطالعه کتاب

کاردستی شب یلدا (۹)

کاردستی برای شب چله

کاردستی برای یلدا – چاپ طرح هندوانه روی کیسه خرید

کاردستی شب یلدا (۱۰)

کاردستی شب یلدا با نمد

کاردستی مقوایی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۱۱)

کاردستی های شب چله

کاردستی مقوایی انار برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۱۲)

کاردستی هندوانه شب چله

کاردستی مقوایی برای یلدا – پیش دبستانی

کاردستی شب یلدا (۱۳)

طرح کاردستی شب چله

کاردستی و گیفت برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۱۴)

کاردستی شب چله

کاردستی برای یلدا – ریسه و آویز هنداوانه ای

کاردستی شب یلدا (۱۵)

کاردستی شب یلدا ۹۸

کاردستی نمدی هندوانه برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۱۶)

کاردستی شب یلدا ۹۹

کاردستی گل سر – کش سر هندوانه ای برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۱۷)

نمدی شب یلدایی

کاردستی گردنبند نمدی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۱۸)

کاردستی شب یلدا برای کودکان

نقاشی ساده کودکانه برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۲۰)

دست سازه های نمدی شب یلدا

کاردستی زیبا انار برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۲۱)

کلاه نمدی شب یلدا

کاردستی شمع برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۱۹)

تل نمدی شب یلدا

کاردستی انار برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۲۲)

تاج نمدی شب یلدا

کاردستی هندوانه برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۲۳)

کاردستی شب یلدا با وسایل دور ریختنی

کاردستی انار نمدی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۲۴)

گیفت نمدی شب یلدا

کاردستی هندوانه نمدی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۲۵)

پاپیون نمدی شب یلدا

کاردستی میوه های مقوایی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۲۶)

کراوات نمدی شب یلدا

کاردستی جاسوییچی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۲۸)

کاردستی شب یلدا کودکانه

کاردستی نقاشی با سیب زمینی مناسب برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۲۹)

انار نمدی شب یلدا

کاردستی هندوانه برای یلدا با مقوا و کاغذ رنگی

کاردستی شب یلدا (۲۷)

هندوانه نمدی شب یلدا 

کاردستی ساده و راحت برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۳۰)

جاسوییچی نمدی شب یلدا 

کاردستی انار چاپی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۳۱)

کیف نمدی شب یلدا 

کاردستی هندوانه مقوایی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۳۲)

کاردستی شب چله برای پیش دبستانی

کاردستی دستبند بافت طرح هندوانه برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۳۳)

کاردستی شب چله پیش دبستانی

کاردستی با کاغذ رنگی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۳۴)

کاردستی شب یلدا پیش دبستانی

کاردستی کاغذ و تا برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۳۶)

کاردستی شب چله با نمد

کاردستی اسفنجی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۳۷)

کاردستی شب چله با مقوا

کاردستی برای تزیین شب یلدا

کاردستی شب یلدا (۳۸)

کاردستی شب چله برای مدرسه

کاردستی جعبه هدیه زیبا برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۳۹)

کاردستی شب چله هندوانه

کاردستی با دکمه برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۴۰)

کاردستی شب چله مهد کودک

کاردستی هندوانه مقوایی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۴۱)

کاردستی شب چله کلاه

کاردستی کراوات برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۴۲)

کاردستی برای شب چله

کاردستی جعبه طرح هندوانه برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۴۳)

کاردستی شب یلدا برای مهدکودک

کاردستی جدید برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۴۴)

کاردستی برای شب چله با بشقاب یکبار مصرف

کاردستی هندوانه برای مدرسه به مناسبت یلدا

کاردستی شب یلدا (۴۵)

جعبه کادو شب یلدا 

کاردستی انار برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۴۶)

جعبه هدیه شب یلدا 

کاردستی راحت برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۴۷)

نقاشی شب یلدا برای کودکان 

کاردستی نمدی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۴۸)

نقاشی برای شب یلدا 

کاردستی انار برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۴۹)

رنگ آمیزی شب یلدا 

کاردستی اسفنجی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۵۰)

گیفت شب یلدا برای کودکان

کاردستی طرج هندوانه و انار برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۵۱)

کاردستی شب یلدا مهد کودک

کاردستی بیسکوئیتی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۵۲)

گیفت شب یلدا

کاردستی انار با کاغذ کشی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۵۳)

گیفت شب یلدا نمدی

کاردستی با پارچه نمد برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۵۴)

گیفت شب یلدا با مقوا

کاردستی تاج و کراوات برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۵۵)

گیفت شب یلدا برای بچه ها

کاردستی شیک برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۵۶)

گیفت شب یلدا برای مدرسه 

کاردستی کلاه تولد و جشن برای یلدا با طرح هندوانه

کاردستی شب یلدا (۵۷)

گیفت شب یلدا برای مهد کودک

کاردستی جعبه هدیه شیک برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۵۸)

گیفت شب یلدا با فوم اکلیلی

کاردستی توپ برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۵۹)

کاردستی شب یلدا با مقوا

کاردستی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶۰)

گیفت شب یلدا پسرانه

کاردستی تاج برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶۱)

گیفت شب یلدا دخترانه 

کاردستی انار نمدی با چشم و دهن برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶۲)

آموزش ساخت انار نمدی برای مدرسه 

کاردستی قلب برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶۳)

آموزش ساختن انار با مقوا برای بچه ها 

کاردستی کارت پستال برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶۴)

آموزش درست کردن انار برای کاردستی کودکان 

کاردستی جاسوئیچی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶۵)

آموزش ساخت هندوانه نمدی برای مدرسه 

کاردستی خاص برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶۶)

آموزش ساختن هندوانه با مقوا برای بچه ها

کاردستی متفاوت برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶۷)

کاردستی شب یلدا برای کودکان پیش دبستانی 

کاردستی جواهر دوزی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶۸)

آموزش درست کردن هندوانه برای کاردستی کودکان 

کاردستی الگو پاپیون و کروات برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۶۹)

ایده کاردستی شب یلدا 

کاردستی عروسکی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۷۰)

انار نمدی یلدا

کاردستی دبستانی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۷۱)

انار نمدی شب یلدا

کاردستی تزیین انار برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۷۲)

انار نمدی برای شب یلدا

کاردستی بسیار ساده برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۷۳)

انار نمدی برای کاردستی 

کاردستی بچگانه برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۷۴)

هندوانه نمدی برای شب یلدا

کاردستی هندوانه برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۷۵)

کاردستی شب یلدا برای بچه ها

کاردستی طرح هندوانه نمدی برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۷۶)

هندوانه نمدی شب یلدا

کاردستی تاج ، کروات ، پاپیون برای یلدا

کاردستی شب یلدا (۷۷)

هندوانه نمدی یلدا

کاردستی شب یلدا با دکمه 

در پایان این کلیپ را در مورد کاردستی شب یلدا ببینید

نقد و بررسی فیلم Vertigo | خلسه‌ی زاهدانه! (قسمت اول)


سَر می‌روم از سَرَم که تو باشی.

این مقاله را با یک تلنگر آغاز می‌کنم: «قاب‌ها».

دقت کنید که وجه اشتراک و همچنین وجه تمایزِ قاب‌ها و نماها در مدیوم سینما به چه چیز مربوط و بر آن استوار است؟ محوریت قاب‌ها و دسته‌بندی کردنشان با اصطلاحاتی همچون کلوزآپ، مدیوم‌شات، لانگ‌شات و … در چیست؟ چه چیز اندازه‌ی نماها را تعیین می‌کند و تبعاً به دنبالش دکوپاژ و میزانسن نیز با توجه به آن تنظیم و تبیین می‌شوند؟ جواب تمامی این پرسش‌ها هم ساده است و هم پیچیده! بله جواب یک کلمه است: «انسان».

دقت کنیم هنگامی‌که تنها نماها (بعنوان کوچکترین و بدیهی‌ترین اجزایِ تکنیکی -که البته سرمنشأش فراتر از تکنیک است-) با محوریت جسم و خصوصیاتِ آدمی تقسیم و تبیین می‌شوند، دیگر سایرِ اجزا و ابزارآلاتِ تکنیکی چرا در خدمت آدمی و قصه‌ی وجودی‌اش نباشد؛ حال نتیجه‌ای که می‌توان از این مقدمه‌ی کوتاه گرفت این است که انسان‌شناسی مقدّمِ بر مدیوم‌شناسی‌ست و هر مدیوم در تناسب با مقتضیات ذاتی‌اش (مثلاً در سینما: تصویر) می‌بایست در راستای القایِ شاخصه‌ها و محسوساتِ زیستی انسان برآید.

[با ذکر مثال گفتیم] تکنیک باید در خدمت فرم باشد، نه بالعکس و اما متأسفانه چه کُفرانی که در عصرِ حاضر و با محوریت تکنیک‌پرستی (پُزِ تکنیک) و به بهانه‌ی نمایش و بازتابِ واقعیت شاهدشان نیستیم؛ در عصر حاضر -غالباً- انسان به حاشیه رانده شده و تنها یک ماکتِ ظاهری از او می‌بینیم. انسان به بهانه و عروسکِ خیمه‌شب‌بازی‌ای مبدّل شده است که در میان این همه واقعیت‌نمایی، نه تنها حقیقتی کشف نمی‌کند بلکه دیگر مسیرِ کشف و شهود را نیز گم کرده است درحالیکه فرم حقیقتی‌ست حیّ و حاضر که در ناخوداگاه و زندگانی‌هایشان در حال حرکت و جولان است اما «خودی» [دست ساز] در آن ناخوداگاهی یافت نمی‌شود تا صراطِ مستقیمی بر خودشناسی پیدا شود.

خوشبختانه در سینما -و در هنر-، ما معجزاتی عینی داریم تا فرآیندِ تربیتِ حس‌هایمان و طُرُق توجه و نگاهِ درست به آدمی و شاخصه‌های وجودی‌اش (باطنی) را یاد بگیریم؛ فیلم پیشِ رویمان یعنی «سرگیجه»ی آلفرد هیچکاک یکی از همین معدود معجزاتِ شناخت آدمی از مدخلگاهِ فرم است و «آلفرد هیچکاک» نیز از معدود فیلمسازان تاریخ سینماست که چندین شاهکار را در کارنامه‌ی هنری/سینمایی خود به جا گذاشته‌است.

حال که اهمیتِ وجودِ انسان را کمی توضیح دادیم، به علتِ مضمون و البته فرمِ اعلای شاهکارِ پیش‌رویمان می‌بایست به مفهومِ «عشق» نیز بپردازیم؛ با کمی توجه پی‌می‌بریم که مفهومِ عشق در طول تاریخِ هنر بیشترین استفاده و پرداخت را داشته است. این بُعد روحانی در وجودِ آدمی که حتی بعضاً علامت سوال‌های جدی‌ای را برای انتخابِ طبیعیِ داروین نیز به وجود آورده است همچنان یکی از پیچیده‌ترین ابعاد شناختیِ آدمی‌ می‌باشد که متأسفانه در عصر حاضر در پست‌ترین و زایل‌ترین اَشکال ممکن در مدیوم‌های هنری مورد سوءاستفاده قرار گرفته که در به قهقرا رفتنِ شمِ حسیِ انسان مدرن -و پست‌مدرن- بیشترین تاثیر را داشته است. نمونه و مثال هم برای این ابتذال کم نیست متاسفانه؛ از جنونِ افراطیِ آغشته به یک سانتی‌مانتالیسم مضر -و فرهنگی!- در پیکره‌ی بالیوود گرفته تا همین غلظتِ کلامی/رفتاری در مواجه با المان‌ها و سیگنال‌های احساسی [نه حسی] در سینما و به خصوص تلویزیون خودمان.

آلفرد هیچکاک در شصت سال پیش! این مفهوم را در حد اعلاء در فیلمِ «سرگیجه» تدریب کرده و آن را در کالبد یک انسان، معنایی خاص بخشیده است. فیلم حاضر مفهوم عشق را در یک سرگیجگی به فرم رسانده و انسانش (عاشق) ذره ذره وجودش را به شمایل ظاهری/باطنی یک زن (معشوق) گره زده است و در یک سرگیجگی ساطع شده از وجودِ معشوق به یک خلسه ورود پیدا می‌کند و تکنیک نیز (از جمله چینشِ میزانسن) در یک بستر کاملاً ذات‌شناس در خدمت انسان و انگیزه‌های زیستی او می‌باشد. حال باهم به فرم این شاهکارِ عاشقانه‌ی سینمایی پرداخته و چگونگی عشق و عاشقی‌کردن را به رشته‌ی تحریر درمی‌آوریم.

موسیقیِ رعب‌انگیز و خلسه‌کننده‌ی «برنارد هرمان» اولین عنصر و المان در فرمِ ساختاری ″سرگیجه″ می‌باشد که کاملاً در تیتراژ افتتاحیه با تصویر و نماهای اکستریم کلوزاپ از اجزای صورت یک زن به یک تنیدگیِ صَلوَتانه از یک سرگیجگیِ رعب‌آور و هشدار‌دهنده می‌رسد. ای‌کاش صورت «کیم نوواک» در تیتراژ بکار می‌رفت تا پیوستگیِ ابژکتیو/حسی سیاه‌چاله‌ی خلسه‌آورِ ″مدلین″ از معنویتیِ خاص‌تر از آنچه که هست برخوردار میشد. اگرچه باکی نیست و سیاه‌چاله‌ی ساطع شده از مردمک چشمان* یک زن همراه رنگِ قرمز (پیامرسانِ حقیقی آن سیاه‌چاله که گویا با مرگ و خون همراه است) و با تنیدگی‌ای که پیش‌تر عرض شد، مخاطب را آماده‌ی (بیم‌دهنده) فیلم می‌کند.

* [یک ایهام و تأویل محشر که مربوط به ذات مدیوم سینما و مفهوم عینیت می‌باشد و البته فرم سرگیجگی].

«هشدار اسپویل»

حال در سکانس اول، رابطِ مواجه و آشنایی ما با کارکترِ «اسکاتی (جانی) فرگوسن» (با بازی «جیمز استورات») یکی از شاخصه‌هایش یعنی ″ترس″ او می‌باشد. ما در این سکانسِ تعقیب و گریز با فوبیای ارتفاعِ اسکاتی آشنا می‌شویم آنهم از طریق یک تکنیک ابداعی که هیچکاک خود خلق کرده است؛ یعنی «دالی زوم» (جلوبردنِ دوربین [دالی-این] و عقب‌کشیدن زوم [زوم‌بک یا زوم‌اوت] به‌طور همزمان یا بالعکس) که یک احساس ارتعاش و ناامنی ایجاد می‌کند اما لازم به ذکر است که زمانی این کاراییِ عامِ تکنیک به یک حسّ (فرم) ناامنی می‌رسد که ما با این شاخصه‌ی انسانی فراتر از یک فوبیایِ ابژکتیو مواجه شده باشیم؛ یعنی این فوبیا در تناسب با یک کنش/واکنش و در یک تنیدگی با زیست آدمی به معرض دید درآید (با قصه‌ی وجودی‌اش درآمیخته شده باشد) آنگاه است که تکنیک به فرم مبدل می‌شود. پس هر تکنیکی فرم نمی‌دهد بلکه نیازمند جنبه‌های زیستی یک انسان می‌باشد. فی‌الحال هیچکاک به‌خوبی و بدون واسطه‌هایی بی‌مورد و هرز ما را با اسکاتی آشنا می‌کند تا مکالمه‌‌اش در سکانس بعدی پشتوانه‌ی بصری داشته باشد (پی‌ریزیِ درام بخوبی در اولین‌ سکانس).

فوبیایِ اسکاتی و تکنیک دالی-زوم

فوبیای اسکاتی و تکنیک دالی-زوم

حال در سکانس دوم و طیِ مکالمه و دیالوگ‌هایی که میان اسکاتی و دوستش ″میچ″ رد و بدل می‌شود، سه چیز به آشنایی و فهم مخاطب از طریقِ میزانسن می‌رسد: اول، ″خوش‌مشربیِ اسکاتی″ که در عینِ بیانِ دغدغه‌اش در کلام، این منشِ او با لحنِ کمیکش به نمایش می‌آید.* دوم، علاقه‌ی خاطرِ (بالقوه) میچ به اسکاتی که به‌خوبی دوربین حمایتش می‌کند و به موازات اولین جملاتِ نوستالژیک از جانب اسکاتی مبنی بر نامزدیِ موقتشان در دوران دانشگاه به یک کلوزآپِ آنی و تأکیدی از زاویه‌ی های-آنگل از او تبدیل می‌شود؛ حال چرا های-آنگل؟ زیراکه جمله‌ی اسکاتی -تقریبا!- بی‌مقدمه و آنی‌ست و گویی که یک شوک -مایل به ذوق- به میچ وارد می‌شود و این آنی‌بودن به غالبِ فضای موجود برای او تبدیل شده و علتی‌ست بر این زاویه‌ی دوربین. در ادامه می‌بینیم که میچ نیز در جواب اسکاتی با بیان و خاطر داشتنِ مدت زمان نامزدی‌شان به طور دقیق حکم تاییدی بر این علاقه‌ [که یکطرفه می‌باشد] می‌زند با ذکر این نکته که تا زمانیکه اسکاتی (در سه کاتِ رفت و برگشت) کلمه‌ی نامزدی بر لبانش می‌چرخد، دوربین همان نما را برای میچ حفظ می‌کند.

و سوم، باز هم فوبیایِ ارتفاعِ اسکاتی که متوجه می‌شویم حتی خود وی نیز جدیداً -و با ما- به این امر پی‌برده است و ذهنش درگیر این موضوع و کشفِ جدید درباره‌ی روانِ خودش هست و سعی می‌کند با یک آزمایش از کم و کیفِ فوبیایش بیشتر آگاه شود. از این جهت روی یک صندلیِ پلکانی قدم می‌گذارد اما زمانیکه نگاهش به بیرون از پنجره می‌افتد، دوباره و ناخواسته فوبیا و سرگیجگی به سراغش می‌آید اما نما، نمای آی‌لول (Eye Level) است و تنها موسیقی به بیان موقعیت می‌پردازد، چرا؟ چون موقعیت فیزیکال و روانی‌ست نه فرمیک و روحانی (زیستی).

*علت بیان وجهِ خوش‌مشربیِ اسکاتی این است که خلسه‌‌ای که ازجانب مدلین بر او وارد می‌شود آنقدر زیستی، حسی و جدی می‌باشد که حتی این صفت او نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرد و کاملا محو می‌شود.

علاقه‌‌خاطرِ میچ (بالقوه) تبیین شده در میزانسنِ هیچکاکی

درادامه با حضور همیشگی آلفرد هیچکاک -در فیلمهایش- مواجه می‌شویم و خروج او از قاب مصادف است با ورود اسکاتی به قاب که می‌بینم که به دعوت یکی از دوستانش (گوین الستر) نزد او آمده تا بعد از سالیان، حال و احوالی کرده باشد. در این سکانس، گوین اولین دعوت را از اسکاتی برای ورود به یک ماجرای عجیب می‌کند. درکلام قصه‌ای از همسرش (مدلین) بازگو می‌کند که برای اسکاتی عجیب است و هرچند برخلاف ردّ اولیه‌ی این درخواست، با اکراه (که علتش را می‌دانیم) قبول می‌کند که از چند‌وچوی این داستان عجیب سر در آورد و از اینجا به بعد ما غالباً به زبان تصویر با ماجرای پیش روی اسکاتی مواجه می‌شویم.

در سکانس رستوران اولین پیش‌لرزه‌های وجودِ مدلین شکل می‌گیرد؛ در اولین بار دوربین در یک حالت ابژکتیو از اسکاتی به مدلین تراولینگ کرده و او در مرکز قاب با لباس سبزش [که در ادامه متوجه می‌شویم این رنگ موتیفِ وجودیِ مدلین می‌باشد] با رنگ قرمزِ طرح‌دارِ دیوار یک تلفیق جذاب به‌وجود آورده و در آن میان شدید به چشم می‌آید. در پلان بعدی اسکاتی را در نمای مدیوم‌شات می‌بینیم که به مدلین خیره شده و دوربین به حالت سوبژکتیو تبدیل می‌شود و نمای POV او را به ما می‌دهد. در همان حال مدلین به اسکاتی و به ما نزدیک شده و دوربین با یک پن-رایت، او را تا یک نمای آی‌لول با اندازه کلوزآپ در حالت نیمرخ -که حالت نگاهِ اسکاتی نیز همینطور است- دنبال می‌کند سپس مکث کرده و به یکباره گویی که رایحه‌ی وجودی‌اش به میزانسن تراوش و سرایت کرده باشد کاملا رنگ، نور و کنتراست قاب را از آن خود می‌کند و به گونه‌ای محیط رستوران به فضا و رایحه‌ای از او تبدیل می‌شود. همه‌ی اینها به زبان میزانسنی است که زاویه‌ی دید اسکاتی را نشان می‌دهد؛ یعنی در اولین دیدار اینچنین مجذوب او‌ شده است و اینچنین میزانسن به یک فرمِ خوشامدگویی مبدل می‌شود و مخاطب نیز کنجکاو و مجذوب از چگونگی ادامه‌ی این نسبیتِ تماماً سینمایی.

جذابیّتِ ظاهری، تنیده شده با مجذوبیّتِ باطنی همراه با تسخیر قاب و تثبیت‌ش در ناخوداگاه به منزله‌ی یک فرم

اولین نمای سکانس بعدی پیوستی‌ست از یک دیزالو از آخرین نمای سکانس -مجذوبیتِ- قبلی (حالت نیمرخ اسکاتی) که با هم به بررسی آن پرداختیم؛ یعنی آن مجذوبیت، اکنون کاملاً موتورِ کنجکاویِ اسکاتی را یک علت و انگیزه‌ی ابژکتیو و میزانسنی بخشیده و ما بلافاصله اسکاتی را درون اتوموبیلش می‌بینیم که منتظر و آماده‌ی تعقیب و حل کردن علامت‌سوال‌های پیرامون مدلین می‌باشد؛ حال در یک سکانس تعقیب، اسکاتی از یک سه‌گانه‌ی‌ تمرکز و توجهِ‌ عینی به مدلین عبور می‌کند و قرار است بیش از پیش در معمای وجودی و خلسه‌ی ظاهری (!) مدلین فرو رود. با هم به بررسی این «شدن» می‌پردازیم: اسکاتی منتظر است، مدلین از ساختمانی بیرون آمده و سوار اتوموبیلِ سبز رنگش می‌شود (موتیفی دیگر) اسکاتی را می‌بینیم که شروع به تعقیب مدلین می‌کند. نکته‌ای که در اینجا حائز اهمیت است این است که هیچکاک روندِ تعقیبِ اتوموبیل را حذف یا خلاصه به یک سوار و پیاده شدن نمی‌کند با اینکه کشفی نیز در آن تعقیب در کار نیست! علت در مسیری‌ست که برای کشف حقیقت باید پیموده شود، یعنی «تاب و تحملِ واقعیت». بدین صورت که اسکاتی (عاشق) ذره ذره با مدلین (معشوق) پیش‌می‌رود حتی در لحظاتی که توجه و کشف خاصی نیز در کار نیست. می‌رسیم به پایانِ اولین پله‌ی تعقیب در گل‌فروشی؛ بازهم جذابیتی دیگر و مجذوبیتی دیگر. درِ منتهی‌شده به فروشگاه آرام باز‌می‌شود و بار دیگر یک نمای POV از اسکاتی را می‌بینیم که همراه با لطافت و البته مرموزبودنِ موسیقی نمایی فول‌شات از مدلین را نظاره‌گر هست که آرام به اسکاتی -و به ما- نزدیک می‌شود و در نمای بعدی تصویرش را روی آیینه‌ی در می‌بینیم که همراه با نگاهِ مخفیانه‌ی چشمانِ اسکاتی در یک قاب کنار هم قرار می‌گیرند و در این لحظه دقت کنید به حاشیه‌ها و اضلاعِ آیینه که آغشته به رنگ سبز شده است گویی که بازهم وجودِ مدلین به محیط‌ اطرافش سرایت کرده و اینبار همراه با این موتیفِ رنگی/بصری به یک قدسیّتِ ظاهری می‌رسد. (یک‌ قاب محشر) [لغت ″ظاهر″ در معنای سطحی‌اش بکار نرفته بلکه دریچه‌ای‌ست برای تلفیقِ معنویِ ظاهر و باطن در یک سرگیجگی بشدت فرمال].

موتیفِ رنگِ سبز (نمادی عینی و بدون واسطه از مدلین)

در پله‌ی دومِ تعقیب، می‌رسیم به قبرستان، البته با حفظ همانِ تابِ واقعیت که می‌توان محیطِ کلیسا و آوای داخلی آن را نیز به عنوان تشریح موقعیت موجود (تا آن لحظه) در میزانسن و قصه محسوب کرد؛ به قاب کلیسا دقت کنید: ابتدای قاب جایی که دوربین با اسکاتی وارد کلیسا می‌شود (منتظر اوست) تاریک است اما در امتداد خط پرسپکتیو و در انتهای قاب و محلِ محراب کلیسا جایی که مدلین در حال خروج است روشنایی می‌بینیم. این پلان یک تأویل دارد اما درون‌متنی و محسوس. تاریکی قاب نشان از پرسش‌ها و تلالوِ -ی معکوس- خلسه‌ی‌ مجهولِ مدلین برای اسکاتی می‌باشد که گویی نور و ‌روشنایی در آن انتها با رسیدن به محراب و شناختِ مدلین میسر می‌شود. کاوشگر، اسکاتی است و قاب‌ها و میزانسن از زاویه‌ی دید او تبیین می‌شوند البته با حفظ و توجه به تلالوی وجودی مدلین و تاثیرش بر جهان و دیدِ اسکاتی. درادامه‌ و در قبرستان نیز با رصَدکردن‌های چشمیِ اسکاتی روبرو هستیم با همان محوریت مدلین که حتی تا آخرین لحظات نیز از زیر نظر اسکاتی خارج نمی‌شود. تنها وجه عقلی کنجکاویِ اسکاتی با یادداشت‌برداری از مشخصاتِ سنگِ قبری که مدلین درکنارش ایستاده بود -بالاخره- به معرضِ ظهور در قاب می‌رسد (پس از چندی رصدکردنِ حسی).

قابِ تأویلیِ کلیسا، مماس با حرکت و روایت در قصه

در پله‌ی بعدیِ تعقیب می‌رسیم به یک موزه؛ اسکاتی وارد سالنِ موزه شده و در اولین نما باز همان قابِ آشنا در کلیسا را دوباره شاهد هستیم، با همان نور‌پردازی و کنتراست که اسکاتی در تاریکی‌ست و مدلین در روشنایی (در یک نمای لانگ‌شات و تاکید بر چیستی و تداوم همان موقعیت). درادامه اسکاتی برای بهتر دیدن، نزدیک‌تر شده و یک جایگاه در پشت سر مدلین انتخاب می‌کند. حال در یک نمای مدیوم‌شات که از طرفی بیانگر جایگاه و دیدی مطلوب نیز می‌باشد اسکاتی را می‌بینم که با نگاهی کاملا دقیق و مملو از کنجکاوی (با بازی هنرمندانه و ظرافتمندانه‌ی جیمز استورات از جمله طریقه‌ی نگاه و راه‌رفتن و حتی حرکت ظریفِ گردن) قابِ مدلین را نظاره‌گر هست. حال دو اینسرت (تصویرِ نزدیکِ اشیا) ظریف و دقیق از یک دسته‌ گُل و مدل‌مویِ مدلین که با یک زوم‌این و تراولینگ به قابِ عکسی که مدلین درحال تماشایش هست، پی می‌بریم کاملا مطابق و شبیه به عکسِ زنِ درون قاب می‌باشد و عجیب‌بودنی که کارش از پرسش‌های عقلانی برای اسکاتی گذشته است و تبدیل به دو سمبلِ عینی از وجودِ سحرآمیز مدلین در ناخودآگاهِ او (اسکاتی) شده است و ما این امر را در یک سیاه‌چاله‌ و سرگیجگیِ سورئال به نحو احسن در اواخر فیلم شاهدش هستیم.

نگاه و بازیِ ظرافتمندانه‌ی جیمز استورات

قابی که جزئیات‌ش در ناخوداگاه جولان خواهند داد

درآخرین پله‌ی تعقیب (از لحاظ توالیِ پلان‌ها)، اسکاتی، مدلین را می‌بینید که وارد یک هتل شده است، قبل از ورود، نمای بیرونی ساختمان را نگاه می‌کند (با دوربینِ سوبژکتیوی [ویو-شات] که هیچکاک از او به ما می‌دهد؛ یعنی همچنان ذره به ذره این اتصال سوبژه به سوژه حفظ شده است) و مدلین را از پنجره‌ی یکی از اتاق ها -که نمای جلوییِ ساختمان می‌باشد- می‌بیند. درادامه حتی زمانیکه اسکاتی وارد هتل می‌شود نیز با مکث و طمأنینه محیط را می‌نگرد و تا لحظه‌ی موردِ خطاب‌گیریِ متصدیِ هتل، تعقیب و وارسیِ چشمانش را حتی تا سقف و طبقه‌ی بالایی (با یک تیلت‌آپ) حفظ می‌کند. دراینجا پس از مدتها اولین دیالوگ‌های بلند را می‌شنویم! گویی که گوش‌هایمان تا آن لحظه -همراه چشمانمان- تنها محو زبان تصویر و میزانسن‌گویی هیچکاک بوده‌اند! در مکالمه‌ای که میان اسکاتی و آن پیرزن (متصدی) رد و بدل می‌شود، باز هم یک اتفاقِ عجیب دیگر و آن اینکه اسکاتی -و ما- که تا آن لحظه از حضور مدلین در مسافرخانه آگاه بوده است، حضورش توسط متصدی نفی می‌شود و ما نیز به این گزاره می‌رسیم، البته این عجایب‌الاتفاق با محوریتِ نامِ یک زن یعنی «کارلوتا والدز» گره خورده است که در سه‌گانه تعقیبِ مدلین به چشم و گوش اسکاتی برخورده بود. (نامِ سنگ قبر – نامِ تصویرِ زنِ درونِ قاب، دسته‌گلی که برای وی خریده بود و حال اتاقی که مدلین با این نام اجاره کرده است).

حال اسکاتیِ مجذوب، معلول و البته تاحدودی مستأصل از وجودِ مدلین و داستانِ رازآلودِ پیرامونش، نزد میچ آمده اما با همان پیوستگیِ خاطر به مدلین. از میچ درخواست کمک می‌کند تا شخصی پیدا شود که سرگذشت زنی با نام «کارلوتا والدز» را بداند و از علامت‌سوال‌های ذهنی‌اش کاسته شود. در این بین نزد مردی کتابفروش رفته و از داستانی مطلع می‌شود که گویا کارلوتا مادربزرگِ مدلین (جدِ مادری‌اش) می‌باشد اما اسکاتی همچنان سرگیجه از این نهفتگی‌ست. در اینجا لازم است که کنشِ میچ را نیز تشریح کنیم: بی‌درنگ و با ذوق درخواستِ اسکاتی (مبنی بر واسطه‌شدن) را قبول و اجابت می‌کند و حتی در آخر با شوخ‌طبعیِ قابل توجهی از اسکاتی انتظارِ قدردانی بابت کمکش را دارد؛ همه‌ی اینها معلول و البته علتِ همان علاقه‌ی خاطری بود که در ابتدای فیلم، هیچکاک به‌خوبی در میزانسن تشریحش کرد و یک‌طرفه بودنش نیز با بی‌توجهیِ اسکاتی به اثبات رسید.

گفتیم که اسکاتی همچنان سرگیجه و مستأصل در آن نهفتگیِ قصه‌ی مدلین مانده به علاوه‌ی مجذوبیتی که دچارش شده است حال در یک نما، هنگامی‌که در ماشینش نشسته -و میچ آخرین دیالوگ‌های شوخ‌طبعانه‌اش را درباب مدلین می‌گوید و می‌رود-، کاتالوگِ گالریِ موزه را برداشته و به پرتره‌ی کارلوتا خیره می‌شود و در آن هنگام ناخوداگاهانه تصویر نیم‌رخ مدلین را نیز بر روی آن می‌بینید (سوپرایمپوزِ تلفیفی) که اثباتی‌ست بر آن آمیختگیِ ذهنی و حسی‌اش! [بله اینگونه آلفرد هیچکاک ذره‌ذره یک تلفیق، فرورفتگی، خلسه و درنهایت یک عشق را پایه‌ریزی و قاعده‌بندی می‌کند.]

سوپرایمپوزِ تلفیفیِ مدلین [تلفیف و نه تلفیق]

درادامه، اسکاتی برای پیداکردن پاسخ و رفعِ سوالات ذهنی‌اش نزد گوین می‌آید اما با پاسخ‌هایی همچون «مطلع‌نبودنِ مطلقِ مدلین از بک‌گراند و سرگذشت خانوادگی‌اش» مواجه می‌شود که در تضادِ عقلی/منطقی با دیده‌هایش هست و این سرگیجگی‌اش را دوچندان می‌کند و باز هم علتی می‌شود تا به تعقیب مدلین ادامه دهد. اسکاتی در ادامه‌ی این فرآیند (و نه روند) تعقیبی با مدلین دوباره به آن گالری موزه می‌رسد و نظاره‌گرِ تأمل و همنشینی‌ای که مدلین با پرتره‌ی کارلوتا دارد می‌باشد. پس از مدتِ کمی -در زمان فیلم- و مدت طویلی -در زمانِ جهانِ فیلم- (که این امر با دیزالوهای متواتر میسر شده و به اثبات می‌رسد) هردو به کنار خلیج و پلِ معلق می‌رسند. اسکاتی نزدیکتر رفته و مدلین را می‌بیند که درکنار خلیج ایستاده و گل‌هایی که خود گرفته بود -و البته مربوط به پرتره‌ی کارلوتا نیز هست- را یکی‌یکی پَرپَر کرده و به‌ درون خلیج می‌‌اندازد. اسکاتی که کمی متعجب از این رفتار اوست به یکباره با صحنه‌ی خوداندازیِ مدلین به خلیج مواجه می‌شود، او نیز که تا آن لحظه که ذره‌ذره با شناخت مدلین -و ابهام و‌ سرگیجگیِ ناشی از آن- اخت گرفته بود در واکنشی که فراتر از یک کمک‌رسانی عام و غریزی است (پشتوانه‌ی ابژکتیوِ رواییِ اثر بعلاوه‌ی موسیقیِ تند و تیز، اثباتی‌ست بر این گزاره که حس دخیل است) بی‌درنگ خود را به آب انداخته، او را نجات داده و به درون اتوموبیلش می‌آورد و اولینِ قابِ مستقیم و خطاب‌دهیِ سرراستِ اسکاتی را مشاهده می‌کنیم که کاملاً از سرِ یک نیاز و تمنّایِ حسی، ناخوداگاه نام او را صدا می‌زند؛ «مدلین»، «مدلین»؛ بی‌توجه به ناشناس ماندنش نزد او.

در ادامه با دو دیزالو به اتوموبیل مدلین و سپس به اسکاتی، پی می‌بریم که وی مدلین را به خانه‌ی خودش آورده و حال گویی به یک قرابتِ خاص از مشغولیتِ حسی و ذهنی خود درباب همنشینی‌ای مستقیم با مدلین رسیده است. از همان اولین نماها و تراولینگ متین و رهنمابرِ دوربین در محیطِ خانه‌ی اسکاتی متوجه می‌شویم که تمامی حواس و افعالِ اسکاتی به مدلین مشغول است (که باید باشد)؛ از نگاه‌هایش گرفته تا مهیاکردنِ بستری مناسب برای حضور و مصاحبتِ با او. حال به نماهایی که هیچکاک از مدلین می‌گیرد، دقت کنید! غالباً مدیوم‌شات یا مدیوم‌کلوز هستند که با نگاه‌های دقیق و ظریفِ اسکاتی (هموار شده با بازی خوب جیمز استوارت) تلفیق و تببین شده‌است. گفتیم که اسکاتی به این قرابتِ خاص و فرمیکِ قصه‌اش رسیده و حال درصدد چند‌وچوی چیستی و کیستیِ مدلین از زبان خودِ او می‌باشد البته با همان پشتوانه‌ی روایی/میزانسنی‌ای که پیش‌تر به نحو احسن دیده و با آن همراه شده‌ایم؛ به همین خاطر در این مصاحبت دیگر از حفظ و شمایل کاملاً عقلی و منطقی خبری نیست [حس و ناخوداگاهِ اسکاتی درگیر است] و می‌بینیم که اسکاتی در سوال‌پرسیدن کمی افراط می‌کند و این مورد، توجه و تذکر مدلین را نیز به همراه دارد. حال عجیب‌بودن ماجرا بیش از پیش می‌شود بدین صورت که اسکاتی از زبان خودِ مدلین انکارِ حضورش در موزه را می‌شنود و دیگر محال است این صوتِ قائم بر وجود را نادیده گرفت و به راحتی از سرگیجگیِ ماجرای مدلین خارج شد. در این بین دو نکته‌ی دیگر نیز حائز اهمیت است: یک، زمانیکه مدلین پس از یک معاشرتِ قابل‌توجه و صمیمانه به‌یکباره پس از جمله‌‌ای با این مقصود که «تنهابودن اشتباه است»، متأهل‌بودن خود را گوشزد می‌کند و بازیِ قوی و ظریفِ جیمز استورات را ببینیم که چگونه این گوشزدی را همچون یک پتک در میمیک و مکثِ چند‌ثانیه‌ای‌اش به معرض وجود و دید قرار می‌دهد و دوم و در لحظاتی بعد دست روی دست افتادنی که نشان می‌دهد آن مجذوبیت ناخوداگاهانه‌ی اسکاتی و جذابیتِ وجودیِ مدلین برای او با یک لمس به مکث، یحتمل ذوق و یک خلسه‌ی لحظه‌ای تبدیل گشته است و قطعاً دیگر دشوار -مایل به محال- است دل کندن از ماجرای عجیبِ مدلین و البته وجودِ او که با این ماجرا -خصوصأ از زبان خودش- به یک سحرآمیزی خاص نیز تبدیل شده است.

درادامه حتی زمانیکه تلفن زنگ می‌خورد و اسکاتی به درون اتاق می‌رود نیز هیچکاک دست از ماجرای مدلین بر نمی‌دارد و این پیوستگیِ محشر را حفظ می‌کند؛ گوین است که از خودکشی مادربزرگ مدلین در سن ۲۶ سالگی، اسکاتی را هشدار می‌دهد درحالیکه سن مدلین نیز در همین عدد است. حال در آخرین پلان‌های این سکانس می‌بینیم که صدایی به گوش می‌رسد و اسکاتی از اتاق بیرون آمده و بلافاصله نبودِ مدلین و رفتنِ او به موازات موسیقی گوشزد می‌شود و حزنِ لحظه‌ای ما و اسکاتی را از اتمام این معاشرت و مصاحبتِ جادویی به همراه دارد. درآخر کات می‌خوریم به لحظه‌ی رفتن مدلین که مصادف است با آمدنِ میچ که به‌ یکباره شاهد این خروج او [یک زن] از خانه‌ی اسکاتی می‌باشد و ترحمی که در چهره‌اش (لبخندِ تلخ) و مونولوگی که می‌گوید جاری‌ست. بله محبوبش اسکاتی -از دید او- یک سرگرمی برای خود پیدا کرده و ناراحتی‌ای که بلافاصله به هنگام خروج اسکاتی از خانه‌ای به موازاتِ فشار دادن پدال گاز و رفتن میچ از آنجا می‌بینیم.

در سکانس قبل دیدیم که یک مواصلت و عدمِ گسستگی از جانب اسکاتی به مدلین به وجود آمده است که حال عاملی شده است که تعقیب‌ش به یک تعقید تبدیل شود و جان و روان این زن برایش عزیز شمرده شده و لحظه‌ای چشم از آن برندارد که در سکانس بعدی شاهدش هستیم: اسکاتی را می‌بینم که اینبار شمایلی فراتر از یک انجام وظیفه و کنجکاوی در چهره‌ و تمپو‌ی وجودی‌اش نمایان است، گویی یک دلشورگی بابت عدم اتصال چشمانش بر وجود مدلین او را معذب کرده است. حال به «تعقید» اولیه -در اتوموبیل- دقت کنید؛ مدلین مدام با ماشینش به این طرف و آن طرف تغییر مسیر می‌دهد و هدف و مکانی مشخصی ندارد و این امر به کلافگیِ اسکاتی در ماشین منجر می‌شود، هیچکاک با این کار از یک تمهید بهره می‌برد تا هم مخاطب و هم اسکاتی را دوباره هشدار دهد که آن همنشینی و مصاحبت با مدلین، قرار نیست یک روشنایی و وضوحِ روایی را فی‌الحال نصیب کند و همچنان آن سرگیجگی و کلافگیِ ناشی از ابهامِ آن وجود دارد. هرچند که مقصد مدلین در پایان معلوم است و آن خانه‌‌ی اسکاتی می‌باشد اما همین هم یک علامت تعجب در پی دارد. حال اسکاتی را می‌بینیم که میل وجودی‌اش مبنی بر اتصال و پیوند به مدلین، دومرتبه او را به صحبت با او سوق می‌دهد که ظهور ناخوداگاه او را نیز منجر می‌شود: دیالوگ او مبنی بر لذت بردن از خوداندازیِ (خودکشی) مدلین که بلافاصله درصدد اصلاح آن برمی‌آید و البته نگرانی و دل‌آشوبیِ او که مقصد بعدی مدلین را از او جویا می‌شود گویی که دیگر تاب و تحمل تعقیبِ بافاصله و نظاره‌کردنِ با علامت سوال را ندارد و البته مدلینی که درخواست او را برای همراهیِ اسکاتی مستجاب می‌کند و ذوقی که در دل وی می‌اندازد.

حال اولین قاب را می‌بینم که اسکاتی جای اینکه با اتوموبیلش به دنبال مدلین باشد، اینبار در اتوموبیل مدلین نشسته و کاملاً ذوق و بِشاشتی -هرچند موقت- در چهره‌اش نمایان است و حتی اینبار از حقیقی بودن این وصالِ شگفت‌انگیز، یکبار دیگر مدلین را از همان زاویه‌ی نیمرخ و آشنا -که اولین اعجابِ بصری نیز در همین قاب رقم خورده بود- نظاره می‌کند. درادامه اسکاتی و مدلین در جنگلی می‌روند (با همپوشانیِ فضا با موتیفِ رنگ سبز در محیط) که آنجا اغتشاشِ ذهنی مدلین -برای اولین بار- از زاویه‌ای نزدیک به دید ما و اسکاتی می‌رسد که اسکاتی با مواجهتی رُک و مستقیم که البته ناشی از حلِ ذهنی معمای مدلین هست سعی در پیداکردنِ یک سرنخِ منطقی در گفته‌های او دارد که جلوتر و در پلان‌های کنار دریا نیز این اغتشاش با محوریتِ خودکشی بیشتر به چشم می‌آید و اسکاتی‌ای که عشق و وابستگی او در دیالوگش به مدلین با این گفته که ″در قبال او مسئولیت دارد″ آنهم با لحنی نوباوانه و ملتمسانه به جایی می‌رسد که خود را در آغوش او دیده و با تمام وجود پیمانی مبنی بر محافظت از او با افتتاحِ یک بوسه عمیقانه و البته ناخوداگاهانه به وجود می‌آورد. البته این بوسه بازهم یک آزادی برای او به ارمغان نمی‌آورد زیرا که سرگیجگیِ وجودِ مدلین مقدم بر عشقش هست و حال این عدمِ ارمغانی را در سکانس بعد شاهد هستیم جایی که اسکاتی به خانه‌ی میچ آمده و میچ هم ناشی از علاقه‌ای که قبل‌تر و در تک‌تک سکانس‌های حضورش برای مخاطب اثبات شده بود، برای جلب نظر اسکاتی پرتره‌ای را نقاشی کرده که مربوط به تصویر کارلوتا هست البته با این تفاوت که به‌جای چهره‌ی او، چهره‌ی خودش را کشیده و از اسکاتی دعوت به نظر و نگاه می‌کند و اسکاتیِ درگیر و مشوش از مدلین، هنگامیکه به پرتره نگاهی می‌اندازد، جا خورده و از این کار میچ خوشش نمی‌آید زیرا پرتره‌ی کارلوتا با قابِ مسخِ مدلین برایش گره خورده و در جانش ثبت شده است [ابتدا با تصویر (حرکت سر خود) این را می‌رساند یعنی حفظ و وفاداریِ هیچکاک بر ذاتِ مدیوم حتی در کوچکترین بیان‌های حسی] و آنجا را ترک کرده و البته سرکوفت و خودسرزنشی‌ای که میچ در واکنش نثارِ خود می‌کند.

قابِ مسخ

قابِ طلاییِ (پیوستگی فرمی) تمنایِ «میچ»

در سکانس بعدی مدلین را می‌بینیم که به سراغ اسکاتی آمده [البته این یک گزاره خبری/انشایی‌ست و زاویه دید همچون از ابتدا از جانب اسکاتی‌ست] و از پریشانیِ ذهن و رویایش برای او می‌گوید که اینجا برای اولین بار با یک قابِ فایِقی از اسکاتی مواجه می‌شویم که نشان از جنبه‌ی حفاظتی او برای مدلین دارد که در زبانِ بدن نیز یک گارد شکل می‌دهد‌. حال اسکاتی برای پاسخ‌یافتن برای اغتشاش ذهنی معشوقش! او را به مکانی که در خواب دیده بود، می‌برد (یک کلیسا). در راه کلیسا یک برداشت و یک نگاه از مدلین داریم گویی که چیزی را از اسکاتی پنهان می‌کند که این قاب و بازی کُدی‌ست در اواخر فیلم که میتوان برای آنجا به عاریه گرفت. درادامه اسکاتی درصدد منطق‌تراشی برای آشفتگی مدلین بر‌می‌آید اما معشوقش گویی سرشار از نیستی و ترس است و تمنایِ وجودش در بوسه و دیالوگِ «دوستت دارم» هم مانع از پریشان‌حالی مدلین نمی‌شود. اسکاتی بازهم تلاش می‌کند اما مدلین با یک بوسه برای لحظه‌ای او را آرام کرده و به درون کلیسا می‌رود، قبل از ورود نگاهی به ناقوس می‌اندازد و شروع به دویدن می‌کند، به یکباره نگاه اسکاتی همراه با هشدار تیز و تند موسیقی او و ما را متوجه قصدِ مدلین می‌کند و ترس و تعلیق را به جانمان می‌اندازد. این تعلیق با دیدنِ پلکانِ ناقوسِ کلیسا بیش از پیش برای مخاطب ملموس می‌شود زیرا که در ابتدا اسکاتی فقط و فقط به دنبال رسیدن به مدلین است و ارتفاع ناشی از این پلکان مورد توجه‌ش نیست و حال ما در اینجا با آن بذرِ سکانس افتتاحیه که هیچکاک فوبیای اسکاتی را نشانمان داده بود آگاه می‌شویم و هنگامیکه اسکاتی در حال بالا رفتن از پله‌ها هست، فوبیایش به سراغش آماده و تکنیک دالی-زوم همچون یک خوره به جان ما و اسکاتی می‌افتد و در اینجا می‌توان این دالی-زوم را یک فرم دانست، فرمی از یک سرگیجگی و تقلایِ زیستی که مانع از حرکت او و نجاتِ معشوق [و البته که نجاتِ خودش!] می‌شود و ما به یکباره با صدای یک جیغ، سوزشِ موسیقی و درنهایت تصویر جنازه‌ی مدلین (از زاویه‌ی دید اسکاتی) روبرو می‌شویم و مرگی که خود می‌توان یک تعلیقِ معنایی در درام به وجود آورد مبنی بر اینکه اسکاتی با این فقدانِ بشدت عمیق چه خواهد کرد!

فایق آمدنِ اسکاتی در قاب مبنی بر حافظ شدنش بر مدلین

کدِ روایتیِ مدلین (المانِ وضوح در ابهامِ درام؛ مولفه‌ای از سینمای کلاسیک)

فرمِ تقلایِ وجودی در حصارِ یک سرگیجگیِ زیستی