استوارت هازلدین فیلم Irena Sendler را می‌سازد


استوارت هازلدین (Stuart Hazeldine) که سُکان‌دار فیلم موفق The Shack بود، تریلر جنگی Irena Sendler را کارگردانی خواهد کرد که درباره کارگر لهستانی است که تیمی از زنان جوانی را سازماندهی داده که ۲۵۰۰ بچه یهودی را به خارج از Warsaw Ghetto در اعتراض به برنامه انهدام و نابودی نازی‌ها قاچاق می‌کنند. در ادامه با سینما فارس همراه باشید.

این فیلم را Armory Films تولید می‌کند که اخیرا با فیلم The Peanut Butter Falcon به موفقیت در باکس‌آفیس دست یافت.

فیلم Irena Sendler را آگاتا دامینیک (Agatha Dominik)، برایان پیتمن (Brian Pittman) و ریچل لانگ (Rachel Long) و هازلدین نوشته‌اند. این فیلم را جف موست (Jeff Most)، جف رایس (Jeff Rice)، کریستوفر لمول (Christopher Lemole) و تیم زاجاروس (Tim Zajaros) و اوا پوزینسکا (Ewa Puszczynska) تولید می‌کنند. گارث وایلی (Gareth Wiley) از Phoenix Wiley تهیه‌کننده اجرایی است.

موست و جف رایس حق ساخت فیلم بیوگرافی سندلر را به دست آورده‌اند و می‌توانند به جزئیات منتشر نشده مربوط به زندگی و داستان او قبل از مرگش در سال ۲۰۰۸ دسترسی داشته باشند. Ingenious Media سرمایه‌گذار فیلم‌نامه است.

کریستوفر لمول و تیم زاجاروس به ددلاین گفته‌اند:

چیزی که ایرنا و گروه شجاع زنان همراهش بدست آوردند، شگفت‌انگیز است. خیلی جالب است که تعداد کمی درباره داستان او می‌دانند. بسیار خوشحالیم استوارت را برای کارگردانی این فیلم‌نامه فوق‌العاده در اختیار داریم و داستان این قهرمان را به دنیا می‌گوید.

موست نیز افزود:

من ایرنا را می‌شناختم و مطمئنم اگر امروز زنده هم بود، خوشحال می‌شد داستانش در دستان قدرتمند استوارت هیزلدین است که یکی از جذاب‌ترین و جالب‌ترین داستان‌های WW2 را ساخت.

هازلدین کارش را با Exam شروع کرد که نامزد دریافت جایزه بفتا شد.

منبع: ددلاین

بازیگران اصلی ریبوت The Craft اعلام شدند


بازسازی The Craft بازیگران اصلی خود را پیدا کرده است. قرار است گیدون آدلون (Gideon Adlon)، لاوی سایمون (Lovie Simone) و زویی لونا (Zoey Luna) در فیلم بلوم‌هاوس و کلمبیا پیکچرز در کنار کیلی اسپانی (Cailee Spaeny) که قبلا خبر حضورش در فیلم اعلام شد، بازی کنند. زو لیستر-جونز (Zoe Lister-Jones) سُکان‌دار این فیلم است که بازسازی از کلاسیک کالت جادو محور و زنانه ۱۹۹۶ است. در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

فیلم اصلی رابین تانی، فروزا بالک، نیو کمپل، کریستین تایلور و ریچل ترو را در اختیار داشته و درباره شاگرد جدید و کاتولیک دبیرستانی است که با سه دختر نوجوان طرد شده دوست می‌شود که جادوگری و طلسم علیه آن‌هایی که اذیت‌شان می‌کنند، را تمرین می‌کنند‌.

جیسون بلوم از کمپانی بلوم‌هاوس این فیلم را به همراه داگلاس ویک (Douglas Wick) می‌سازد. لیستر-جونز فیلم‌نامه کار‌ را نوشته و به همراه اندرو فلمینگ (Andrew Fleming) تهیه‌کننده اجرایی، کارگردان و یکی از نویسنده‌های کار به همراه لوکاس ویسندنجر (Lucas Wiesendager)، ناتالیا اندرسون (Natalia Anderson)، دنیل بکرمن (Daniel Bekerman) و کوپر ساملسون (Couper Samuelson)، جنت والترنو (Jeanette Volturno) و بی سکویرا (Bea Sequeira) است.

بلوم‌هاوس و کلمبیا سرمایه‌گذاران فیلم هستند. آدلون در حال حاضر در سریال درام نوجوانانه جدید نتفلیکس، The Society، بازی می‌کند که اخیرا برای فصل دوم تمدید شده است. آدلون در فیلم سینمایی The Mustang بازی کرده و قبل از این هم در کمدی Blockers بازی کرده بود.
سایمون یکی از بازیگران سریال درام Greenleaf است و امسال در درام مدرسه شبانه‌روزی Selah & the Spades بازی کرد.

لونا با سریال ۱۵A Quinceanera Story: Zoey شبکه HBO مشهور باشد. او در فیلم کوتاه Boundless به کارگردانی روساریو داسون (Rosario Dawson) بازی کرد و اخیرا در قسمت آخر Pose دیده شده است.

منبع: ددلاین

ناتالی مورالس به The Little Things پیوست


به گزارش سایت خبری ددلاین، ناتالی مورالس (Natalie Morales)، به بازیگران فیلم The Little Things محصول برادران وارنر پیوسته تا نقش مقابل دنزل واشینگتون (Denzel Washington) و رامی مالک (Rami Malek) را بازی کند. در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

این فیلم داستانِ دک، با بازی واشینگتون، که افسر خسته و از کار افتاده کرن کانتی است که با باکستر (با بازی مالک)، کارآگاه LASD شکست خورده‌، همکاری می‌کند تا قاتل سریالی را به دام بیندازند. حس دک در مورد چیزهای کوچک بسیار دقیق است اما اشتیاق او به دور زدن قوانین، باکستر را گیج می‌کند. با اینحال دک باید راز تاریک گذشته‌اش بجنگد. جرد لتو (Jared Leto) در حال مذاکره برای بازی نقش این قاتل سریالی به کارگردانی جان لی هنکاک (John Lee Hancock) است.

مورالس نقش کارآگاه بخش پلیس لس‌آنجلس را بازی و برای باکستر کار می‌کند.

مورالس نقش اصلی سریال Abby شبکه NBC را بازی کرده و در The Grinder شبکه فاکس نیز حضور ثابت داشته و اخیرا قسمت دوم اتاق ۱۰۴ را برای HBO کارگردانی کرده است.

منبع: ددلاین

انشا روز دانش آموز | ۵ انشا و تحقیق در مورد روز ۱۳ آبان


کم کم به روز دانش آموز نزدیک میشویم و طبیعی است در محیط مدرسه کنجکاوی در مورد این که چرا ۱۳ آبان را روز دانش آموز می نامند و اتفاقاتی که در آن روز افتاده باعث کنجکاوی بچه ها شود . معلم ها و مسئولین مدارس نیز معمولا از دانش آموزان میخواهند در این مورد تحقیق کنند و دانسته هایشان را در قالب انشا روز دانش آموز ، تحقیق روز دانش آموز ، نقاشی روز دانش آموز یا حتی کار دستی و روزنامه دیواری در این رابطه ارائه کنند. به همین جهت در این پست قصد داریم چند انشا و تحقیق با محوریت روز دانش آموز برایتان آماده کنیم ، امیدوارم مفید باشد و به درد تان بخورد .

تحقیق و انشا روز دانش آموز

انشا روز دانش آموز (۱)

 

اول بیاید سری به ویکی پدیا بزنیم و ببینم تا کنون چه رویداد هایی در ۱۳ آبان رخ داده است ؟

رویدادها:

  • ۱۳۴۳ – تبعید آیت‌الله خمینی از کشور ایران، به ترکیه
  • ۱۳۵۷ – تظاهرات ۱۳ آبان و کشتار دانش آموزان در دانشگاه تهران، به دست دودمان پهلوی.
  • ۱۳۵۸ – اشغال سفارت آمریکا، در ایران.
  • ۱۳۷۴ – اسحاق رابین نخست وزیر کشور اسرائیل، به دست ایگال عمیر، ترور شد.
  • ۱۳۸۷ – باراک اوباما، به عنوان اولین سیاه‌پوست، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شد.
  • ۱۳۸۸ – تظاهرات هواداران جنبش سبز به مناسبت روز دانش‌آموز
  • ۱۳۷۷ – تأسیس سازمان صنایع هوافضا

می بینید ؟ ۱۳ آبان روز حادثه خیزی بوده است در طول تاریخ .

انشا روز دانش آموز (۳)

انشا روز دانش آموز

انشاء روز دانش آموز شماره ۱ :

چرا ۱۳ آبان به عنوان روز دانش آموز نامیده شده ؟

روز های سخت انقلاب بود و  انقلاب اسلامی مردم ایران به روزهای مهم و سرنوشت سازی نزدیک می‌شد همه مردم ایران چه زن و چه  مرد ، همه تلاش میکردند به تکلیف خود در این موقعیت تاریخی خوب عمل کنند . در این میان دانش‌آموزان و دانش جویان ، جوانان و  نوجوانان شور و حال خاصی داشتند

روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ بود ، دانش‌آموزان برای حضور در میان خیلی عظیم جمعیت راهپیمایی کنندگان مدارس را تعطیل کرده بودند و به سمت دانشگاه تهران حرکت می کردند تا صدای اعتراض خود را به گوش حکومت جبار برسانند.

آنها به همراه دانشجویان و سایر مردم وارد دانشگاه تهران شدند

ساعت ۱۱ صبح بود که ماموران رژیم اول با پرتاب گاز اشک آور تلاش کردن جمعیت را متفرق کنند

اما وقتی نتیجه نگرفتند شروع به تیر اندازی کردند .

اما اجتماع کنندگان پرشور تر با نوای الله اکبر به شعار دادن و مقاومت ادامه دادند.

ماموران بی راحم ۵۶ نفر را در این روز شهید و صدها نفر را مجروح کردند .

در آن زمان امام خمینی ( ره ) در تبعید بودند اما پیامی به مردم ایران فرستاندند

و مردم و جوانان را به ادامه راه مبارزه دلگرم کردند.

صدای آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم.

یاد رشادت و آزادی طلبی این دانش آموزان در گوش تاریخ ماند و بعد ها به خاطر زنده نگه داشتن یاد آنها

این روز برگ دیگری به تاریخ انقلاب اسلامی افزود

برگی سرخ و پر از سر افرازی

این برگ از تاریخ را ما به نام ۱۳ آبان و روز دانش آموز می شناسیم

انشا روز دانش آموز و ۱۳ آبان

انشا روز دانش آموز (۲)

انشا روز دانش آموز

تحقیق انشاء روز دانش آموز شماره ۲ :

در روز ۱۳ آبان چه وقایعی در تاریخ انقلاب اسلامی افتاده است ؟

روز ۱۳ آبان که در تقویم به عنوان روز مبارزه با استکبار نام‌گذاری شده یادآور سه واقعه مهم در تاریخ معاصر ایران است که در سه دوره مختلف رخ داده و به همین دلیل این روز را در تاریخ کشور به عنوان روزی به یادماندنی به ثبت رسانده است.

  1. تبعید امام خمینی(ره) به ترکیه در ۱۳ آبان ۱۳۴۳
  2. ۱۳ آبان ۱۳۵۷ که روز دانش‌آموز نام گرفت
  3. و تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸

عنوان این سه واقعه تاریخی است که نمی‌توان هیچ یک را از نظر اهمیت نسبت به دیگری اولی تر دانست

چرا که هر کدام در دوره وقوع تاثیر گذاری خاص خود را داشته و شرایط را به نحوی تغییر داده‌اند.

انشا روز دانش آموز

۱- تبعید امام خمینی به ترکیه ۱۳ آبان ۱۳۴۳

کاپیتولاسیون یا حق قضاوت کنسولی حقی است که به اتباع بیگانه داده می‌شود

و آنها را ازشمول قوانین کشور مصون ومستثنی می‌کند؛ درواقع در صورت ارتکاب جرم در خاک کشور،

دولت میزبان حق محاکمه آن مجرم را ندارد.

کاپیتولاسیون ریشه در استعمار دارد و کشورهای استعمارگران این قانون را به کشورهای ضعیف تحت‌ سلطه تحمیل می‌کردند؛

کاپیتولاسیون درایران طی معاهده ترکمانچای برای اتباع روسیه به رسمیت شناخته شد

و پس ازآن برخی کشورهای استعمارگر دیگر، این امتیاز نامشروع را بعلت ضعف حکومت های قاجاریه کسب کردند؛

اما، کاپیتولاسیون در سال ۱۳۰۶، تحت فشار افکار عمومی و فضای حاکم بر روابط بین‌الملل پس از جنگ اول جهانی لغو گردید.

هنوز بیش از ۳ دهه از الغای کاپیتولاسیون نمی‌گذشت که محمدرضا پهلوی احیاگر مجدد آن شد.

کابینه اسدالله علم در سیزدهم مهر سال ۱۳۴۲،

به دستور شاه، پیشنهاد آمریکا مبنی‌بر اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی را

به صورت یک لایحه قانونی در هیتت دولت تصویب کرد.

چندی بعد این خبر به حضرت امام رسید و ایشان را به خروش و فریاد واداشت

به طوری که در۴ آبان ۱۳۴۳ ایشان طی نطقی تاریخی به رسوایی این اقدام ننگین پرداختند.

فرازهایی از سخنرانی ایشان چنین بود:

« … دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد، ملت ایران را از سگ‌های آمریکایی پست‌تر کردند.

اگر چنانچه کسی یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، بازخواست از او می‌کنند؛‌

اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست می‌کنند

و اگر چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام ایران را زیر بگیرد،

هیچ کس حق تعرض ندارد…».

رژیم که در طول دو سالی که امام قیام کرده بودند، نتوانسته بود با هیچ شیوه‌ای، ایشان را آرام کند،

تنها یک راه پیش پای خود می‌دید و آن تبعید امام بود.

در شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳، صدها کماندو به همراه مزدوران ساواک به منزل امام در قم حمله‌ور شدند

ایشان را دستگیر و به تهران منتقل کردند و سپس با یک هواپیمای نظامی ایشان را به ترکیه تبعید کردند.

این سرآغار هجرتی بود که ۱۴ سال بعد پیروزی انقلاب اسلامی را به بار آورد.

انشا روز دانش آموز

۲- روز دانش‌آموز ۱۳ آبان ۱۳۵۷

در حالی که انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) به روزهای سرنوشت سازی نزدیک می‌شد

همه اقشار مردم ایران از زن و مرد و پیر و جوان، سعی در ایفا کردن نقش تاریخی خود و عمل به تکلیف الهی داشتند.

در این میان دانش‌آموزان و نوجوانان شور و حال دیگری داشتند.

صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷، دانش‌آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند،

به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسانند.

این جوانان پر شور و خداجو، گروه گروه، داخل دانشگاه شدند

و به همراه دانشجویان و گروه‌های دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند.

ساعت ۱۱ صبح، مأموران،‌ ابتدا چند گلوله گاز اشک‌آور در میان این جمعیت خروشان پرتاب کردند؛

اما، اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می‌کشیدند،

صدای خود را رساتر کرده و با فریاد الله‌اکبر، لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند.

در این هنگام تیراندازی آغاز شد و جوانان و نوجوانان بی‌گناه، یکی پس از دیگری، در خون خود غلتیدند.

در این روز، ۵۶ نفر شهید و صدها نفر مجروح شدند.

حضرت امام(ره) در پیامی به همین مناسبت فرمودند:

«… عزیزان من صبور باشید، که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است …

ایران امروز جایگاه آزادگان است… من از این راه دور، چشم امید به شما دوخته‌ام …

صدای آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم.»

به خاطر گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان دانش‌آموز،

این روز در تاریخ انقلاب اسلامی به نام روز دانش‌آموز نام‌گذاری شده است.

انشا روز دانش آموز

۳- تسخیر لانه جاسوسی ـ روز مبارزه با استکبار جهانی ۱۳ آبان ۱۳۵۸

در ابتدای انقلاب و زمان حکومت دولت موقت با هدف وادار کردن آمریکا به استرداد شاه و اموال ملت ایران،

دانشجویان تصمیم به اشغال سفارت آمریکا گرفتند.

دانشجویان از دانشگاه‌های تهران، پلی‌تکنیک، صنعتی شریف، شهید بهشتی و … گرد هم آمدند

و طی یک راهپیمایی تا سفارت آمریکا از دیوارهای سفارت بالا رفته و علیرغم مقاومت محافظین و آمریکایی‌ها،

سفارت را به تصرف کامل درآوردند.

در هنگام تسخیر سفارت، آمریکایی‌ها به سرعت مشغول نابود کردن بسیاری از اسناد دخالت‌ها و تجاوزارت و غارت‌های خود شدند

ولی پس از تسخیر سفارت به سرعت از نابودی باقی‌مانده اسناد جلوگیری شد

و بعدها اسنادی که از لانه جاسوسی آمریکا به دست آمده بود چاپ شده و در اختیار همگان قرار گرفت.

به محض انتشار این خبر، مردم بسیاری با خشم و انزجار مقابل لانه جاسوسی تجمع کرده و از حرکت دانشجویان حمایت کردند.

امام خمینی‌(ره) نیز در پیامی این حرکت را انقلاب دوم و بزرگ‌تر از انقلاب اول نامیدند.

این حرکت دانشجویان معترض، خشم آمریکایی‌ها را برانگیخت

و آنها که ناتوان از درک ملتی استقلال‌طلب و آزادی‌خواه بودند، دست به اقداماتی بر ضد جمهوری اسلامی ایران زدند؛

از آن جمله فشار آوردن به مجامع بین‌المللی مانند سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامی،

شورای امنیت و …، ایجاد جو منفی تبلیغاتی علیه دانشجویان مسلمان و برخی اقدامات دیگر از جمله آنهاست.

اما پس از بی‌ثمر ماندن، آنها به اقدامات جدی‌تری روی آوردند؛

از جمله قطع کامل روابط سیاسی در ۲۰ مهر ۱۳۵۹، حمله نظامی به ایران

و تجاوز به خاک کشورمان که به شکست مفتضحانه آنها در صحرای طبس انجامید

و نیز محاصره اقتصادی و بلوکه کردن دارای‌ها و اموال ایران و… ک

ه هیچ‌کدام تاکنون درعزم ملت ایران برای مقابله با ظلم و بی‌عدالتی جهانی

ومنشا اصلی آن در جهان یعنی استکبار جهانی و آمریکا خللی وارد نکرده است

انشا روز دانش آموز و ۱۳ آبان

انشا روز دانش آموز (۴)

انشا روز دانش آموز

تحقیق انشاء روز دانش آموز شماره ۳ :

چرا ۱۳ آبان را روز دانش آموز می نامند؟

صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ ه.ش دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند روبه سوی دانشگاه نهادند

تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شکن خویش به جهان اعلام نمایند.

این جوانان پرشور خداجو گروه گروه داخل دانشگاه شدند

و به همراه دانشجویان و گروههای دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند.

مأموران شاه، دانشگاه را به محاصره خود درآورده بودند تا چنانچه فریاد حق طلبانه از گلویی برخاست آن را با گلوله پاسخ دهند.

دانش آموزان در کناره نرده ها و زمین چمن اجتماع کرده بودند

و فریاد مقدس “الله اکبر” آنان فضا را می شکافت و تا فاصله های دور طنین می انداخت.

ساعت یازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشک آور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب کردند.

اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می کشیدند،

صدای خود را رساتر کردند و با فریاد دشمن شکن “الله اکبر” لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند.

انشا روز دانش آموز

در ۱۳ آبان ۵۷ چه اتفاقاتی افتاد ؟

در این هنگام تیراندازی آغاز شد و لاله های انقلاب یکی پس از دیگری در خون غلتیدند

جوانان با فریاد الله اکبر و با شعارهای مرگ بر امریکا و مرگ بر شاه به شهادت رسیدند

و انقلاب خونین اسلامیشان را تداوم بخشیدند و دشمنان اسلام را بیش از پیش به رسوایی و شکست کشاندند.

در این واقعه ۵۶ تن شهید و صدها نفر مجروح شدند.

بعد ها به یاد این شهدای خونین کفن دانش آموز و دانش جو که جان شیرین خود را در راه آزادی گویی و حق طلبی از دست دادند

روز ۱۳ آبان را روز دانش آموز و روز استکبار ستیزی مینامند .

دانش آموزان هر ساله در این روز با راهپیمایی و شعار های استکبار ستیزانه گرامی میدارند

و به همه اعلام میکنند اگر چه سال ها ۱۳ آبان ۵۷ گذشته است اما دانش آموزان امروز نیز

مانند دانش آموزان و دانش جویان سال های زیبای انقلاب ، حق طلب با بصیرت و استکبار ستیز هستند.

انشا روز دانش آموز

انشا روز دانش آموز (۵)

انشا روز دانش آموز

تحقیق انشاء روز دانش آموز شماره ۴:

در روز ۱۳ آبان چه وقایعی در تاریخ انقلاب اسلامی افتاده است ؟

برای روایت هر رویداد تاریخی بهترین منبع کساین هستند که در آن مکان و زمان حضور داشته اند و شاهد عینی آن بوده اند در مورد واقعه ۱۳ آبان سال ۵۷ نیز یکی از شاهدان عینی این اتفاق را اینطور نقل میکند :

” شنبه ۱۳ آبان سال ۱۳۵۷ ساعت ۱۱ صبح، بیش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو

و دیگر طبقات مردم در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده و عده ای سرگرم تماشای نمایشگاه عکس بودند

و گروهی به سخنرانی گوش می کردند که ناگهان یک کپسول گاز اشک آور در هوا چرخید و روی زمین دانشگاه فرود آمد.

عده ای سراسیمه به سوی در ورودی دانشگاه دویدند، ولی در همین موقع صدای تیراندازی بلند شد.

سربازان از پشت میله های دانشگاه به سوی مردم شلیک کردند.

هنوز فریادهای “نترسید تیراندازی هوایی است” بلند بود که دانشجویی به زمین غلتید،

از این لحظه به بعد دانشگاه و خیابان های اطراف آن مبدل به صحنه جنگ و گریز شد.

دانشجویان و دانش آموزان قصد داشتند آن روز به سوی منزل مرحوم آیت الله طالقانی راه پیمایی کنند.

درست هنگامیکه عزم خروج از دانشگاه کردند با تیراندازی نیروها مواجه شدند

و به دنبال آن دانشگاه صحنه برخوردهای خونین شد. مجروحان توسط دانشجویان به بیمارستان منتقل شدند.

انشا روز دانش آموز

در همان ساعات اولیه نیروهای ضربت وارد داشنگاه شدند

و دانشجویان و دانش آموزان برای مقابله با این حمله آتش افروختند

و به دنبال آن مأموران پس از چند متر پیشروی در دانشگاه آنجا را ترک کردند.

با شدت گرفتن تظاهرات، مأموران حکومت نظامی خیابان های اطراف دانشگاه

و قسمتی از خیابان انقلاب را بستند و دانشجویان و دانش آموزان در خیابانهای اطراف پراکنده شدند.

تظاهرکنندگان در چند نقطه خیابانهای جمهوری اسلامی و ولی عصر (عج) و خیابان های منشعب از آن آتش افروختند

و با دادن شعار الله اکبر و لا اله الا الله خود را از حملات ددمنشانه مأموران نجات می دادند.

ساعت دو بعداز ظهر مجدداً سربازان حکومت نظامی بر روی دانشجویان و دانش آموزان

که در داخل دانشگاه بودند، تیراندازی کردند که در همان لحظات اول عده ای از دانشجویان به زمین افتادند و در خون غلتیدند.

دانشجویان و دانش آموزان با پلاکاردهایی که در آن شمار کشته شدگان دانشگاه را نوشته بودند

با دادن شعار الله اکبر خمینی رهبر به راه پیمایی پرداختند.

جنگ و گریز مأموران نظامی با دانشجویان و دانش آموزان تا پاسی از شب ادامه داشت…”

تاریخ این روز را با نام یوم الله ۱۳ آبان و روز دانش آموز به خاطر خواهد سپرد .

انشا روز دانش آموز
انشا روز دانش آموز (۶)

انشا روز دانش آموز

تحقیق کامل روز دانش آموز شماره ۵:

 تحقیق کامل در مورد واقعه ۱۳ آبان و روز دانش آموز

سیزدهم روز آبان در تقویم جمهوری اسلامی ایران به نام روز دانش آموز ثبت شده است. این مناسبت یادآور حادثه ای است که در ۱۳ آبان سال ۵۷ اتفاق افتاده است. با شروع سال تحصیلی در مهر ۵۷ ، دانشگاه تهران به تدریج تبدیل به مهم ترین مرکز تجمع مخالفان رژیم شاه شد. دانشگاه که سالها به عنوان سنگر آزادی در مقابل حکومت شاه مقاومت کرده بود اینک آغوش خود را به روی مردم گشوده بود. هر روز هزاران نفر از نقاط مختلف شهر به دانشگاه می آمدند تا هم از آخرین رویدادهای انقلاب با خبر شوند و هم در راهپیمایی های خودجوش که اغلب از دانشگاه شروع می شد ، شرکت کنند .

انشا روز دانش آموز

در داخل دانشگاه و پیاده رو های خیابان شاهرضا (انقلاب کنونی) ، عده ای در گوشه و کنار بساط فروش کتاب های ممنوعه معروف به کتاب های جلد سفید را پهن کرده بودند. در دانشکده های مختلف دانشگاه نمایشگاه کتاب و عکس دایر بود. رژیم با وجود اعلام حکومت نظامی، رژیم قادر به کنترل اوضاع نبود. مردم دیگر از ماموران حکومت نظامی که در خیابانها مستقر شده بودند نمی ترسیدند و دولت شریف امامی که نام دولت آشتی ملی برخود نهاده بود، ابتکار عمل را از دست داده بود. رژیم شاه به سرعت به سمت فروپاشی می رفت.

انشا روز دانش آموز

از مهرماه ۵۷ گروه هایی از معلمان به فکر برگزاری اعتصاب و تعطیلی مدارس بودند، اما با وجود آمادگی ذهنی بسیاری از معلمان ، هماهنگی بین مدارس وجود نداشت. بعد از اعتصاب موفق معلمان در اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ که منجر به سقوط کابینه و انحلال مجلس شورای ملی و سنا شد، رژیم دیگر به معلمان اجازه ایجاد تشکل صنفی را نداد. در استانه انقلاب با باز شدن فضای سیاسی، تلاش های پراکنده ای برای تشکیل اتحادیه معلمان صورت می گرفت که به نتیجه نرسید.

انشا روز دانش آموز

محمد درخشش، عده ای از معلمان قدیمی را دور خود جمع کرد و در فکر احیای باشگاه مهرگان بود، معلمان هوادار گروه های چپ نیز در پی ایجاد تشکیلات مورد نظر خود بودند. اما این فعالیت ها از حد تشکیل جلسات ۴۰-۵۰ نفری فراتر نرفت. انجمن اسلامی معلمان که در آبان سال ۵۷ با حضور محمدعلی رجایی که تازه از زندان آزاد شده بود، تاسیس شد دل در گرو انقلاب اسلامی داشت. بوی انقلاب فضا را پرکرده بود و معلمان رغبتی به فعالیت صنفی نداشتند.

انشا روز دانش آموز

در سال تحصیلی ۵۷-۵۸ هشت میلون دانش اموز در۵۲ هزار مدرسه در سراسر کشور درس می خواندند. ۳۷.۵ درصد دانش اموزان دختر و ۶۲.۵ درصد دانش آموزان پسر بودند. تعداد کارکنان اموزش و پرورش اعم از دبیر و آموزگار وکادر اداری و خدماتی ۳۵۰ هزار نفر بود که تقریبا نیمی از انها را زنان تشکیل می دادند. ۱۱ درصد کارکنان اموزش وپرورش دارای مدرک تحصیلی لیسانس یا بالاتر بودند. ( امار دفتر طرح وبرنامه آموزش وپرورش).

انشا روز دانش آموز

برابر آمار سال ۱۳۵۵، حدود ۵۲ درصد از جمعیت ایران «بی‌سواد» مطلق به معنای فاقد هرگونه توانایی خواندن و نوشتن بودند. پایین بودن نرخ پوشش تحصیلی دختران و این واقعیت که تنها ۱۱ درصد معلمان مدرک کارشناسی داشتند و آمار بالای بیسوادان ،کیفیت نازل توسعه پر زرق و برق آن دوره را نشان می دهد. اما تعداد کارکنان زن ومرد آموزش و پرورش تقریبا برابر بود.

قبل از انقلاب، فعالان سیاسی با ایدئولوژی های متفاوت بر این اعتقاد بودند که مدرسه یکی از مناسب ترین مکانها برای تبلیغات سیاسی است، چرا که ذهن کودکان به زعم آنها کاغذ سفیدی بود که بر آن می توان نقشی ماندگار کشید. ادبیات کودکان از اواخر دهه ۴۰ تا یکی دوسال بعد از انقلاب ، رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت.

انشا روز دانش آموز

فعالان سیاسی به عنوان پوشش موجه یا به عنوان کارگر به کارخانه می رفتند و یا به عنوان معلم در آموزش و پرورش استخدام می شد. گروه های سیاسی از این طریق از بین دانش آموزان مستعد عضوگیری می کردند. معلمانی هم که عضو تشکل های سیاسی نبودند، اما خود را در برابر رژیم می دیدند، با کنایه های سیاسی در پوشش شعر و داستان، رژیم را به باد انتقاد می گرفتند و بذر نارضایتی میان دانش آموزان می پراکندند.

در نیمه دوم سال ۵۷ درس و مشق در مدارس نیمه تعطیل بود. مدیران یا انقلابی شده بودند و یا دیگر اقتدار سابق را نداشتند. معمولا دانش آموزان برخی مدارس به تشویق معلمان و یا تحت تاثیر فضای عمومی جامعه ، مدارس را تعطیل می کردند و به راه پیمایی های انقلابی ملحق می شدند.

انشا روز دانش آموز

روز سیزده آبان ده ها نفر از دانش آموزان دبیرستان های نزدیک دانشگاه تهران با تعطیل کردن کلاس‌های درس به سمت دانشگاه راهپیمایی و سر راه خود دبیرستان های دیگر را نیز تعطیل کردند. نزدیک دانشگاه ، سربازان ارتش با شلیک تیر هوایی و انفجار گاز اشک‌آور به مقابله با دانش‌آموزان پرداختند و آنها را متفرق کردند. دانش‌آموزان هم شعارهای «مرگ بر شاه» و «معلم به پا خیز محصلت کشته شد» سر دادند. سربازان در پیاده‌روی مقابل دانشگاه تا اطراف پارک دانشجو مستقر بودند و دانشجویان و مردم در محوطه‌ دانشگاه، پشت میله‌های سبز ، روبه‌روی سربازان شعار می دادند.

انشا روز دانش آموز

عقربه های ساعت، یازده صبح را نشان می داد ، قرار بود جمعیت که بیشتر آنها دانشجو بودند ، از دانشگاه به سوی منزل آیت‌الله طالقانی در پیچ‌شمیران راهپیمایی کند. آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری روز نهم آبان از زندان آزاد شده بودند. مردم شعار می دادند و سربازان را دعوت می‌کردند تا به انقلاب اسلامی و مردم بپیوندند. بر اساس گزارش یک شاهد عینی ناگهان یک سرباز که تحت تاثیر قرار گرفته بود، واحد تحت فرماندهی خود را رها کرد و به سوی مردم دوید، افسر فرمانده به سوی وی شلیک کرد و در گیری آغاز شد.

انشا روز دانش آموز

مردمی که غافلگیر شده‌بودند، پشت ماشین‌ها، درخت‌ها و در جوی کنار خیابان پناه‌ می‌گرفتند. عده‌ای مجروحین را به دانشکده پزشکی می‌رساندند. گروه‌های کوچکی از مردم و به خصوص دانش‌آموزانی که از جاهای مختلف به سوی دانشگاه می‌آمدند با شنیدن صدای تیراندازی به سوی دانشگاه دویدند. مرکز درگیری در محوطه ورودی دانشگاه جلوی سر در اصلی قرار داشت.

انشا روز دانش آموز

نظامیان وارد محوطه دانشگاه شدند و شروع به تیراندازی و انفجار گاز اشک‌آور کردند. دانش‌آموزان و دانشجویان برای خنثی کردن اثرات گاز اشک‌آور، مقوا و کاغذ و شاخه ها و برگهای خشک درختان را آتش زدند. گروه فیلم‌بردار تلویزیون دولتی، از تمام این اتفاقات فیلم‌ برداری کرد. کارکنان انقلابی تلویزیون در اقدامی شجاعانه فیلم درگیری های دانشگاه را همان شب در برنامه خبر، به مدت دو دقیقه نمایش دادند.

انشا روز دانش آموز

پخش تصاویر تیراندازی ارتش به سوی مردم بی سلاح، بینندگان میلیونی تلویزیون را به شدت مبهوت و خشمگین کرد. گروه دیگری از تظاهرکنندگان در بیرون دانشگاه به سمت خیابانهای آناتول فرانس (قدس فعلی) و بزرگمهر حرکت کردند و شیشه‌های ساختمان حزب رستاخیز و نگهبانی برق دانشگاه را شکستند. در خیابان تخت‌جمشید (طالقانی فعلی) بانک صنایع و معادن مورد حمله تظاهرکنندگان قرار گرفت.

انشا روز دانش آموز

بعد از تیراندازی و خروج ماموران از دانشگاه و انتقال زخمی ها به بیمارستان، تظاهرکنندگان در خیابان های اطراف دانشگاه پلاکاردهایی مانند «دانشگاه شهید داد» و « شهادت ۵۶ نفر در دانشگاه» سردست گرفتند و خبر درگیری و کشتار در دانشگاه را به اطلاع مردم رساندند. مقامات فرمانداری نظامی تهران اعلام کردند که در وقایع دانشگاه در روز ۱۳ آبان ، هیچ‌کس کشته نشده تنها سه نفر مجروح شده‌اند. دکتر عبدالله شیبانی، رئیس وقت دانشگاه تهران گفت که درگیریهای روز ۱۳ آبان تنها ۱۴ مجروح بر جا گذاشته است.

انشا روز دانش آموز

روزنامه کیهان به نقل از رادیو ایران، نوشت که تا ساعت ۱۲ شب، دوازده نفر از مجروحانی که در بیمارستان پهلوی منتقل شده بودند درگذشته‌اند و حال دو نفر دیگر از آنها وخیم است. بنا به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی در میان شهدای انقلاب تنها نام دو نفر به نام های مصطفی حاجی و سید مهدی سید فاطمی ثبت شده که تاریخ شهادتشان ۱۳ آبان ۱۳۵۷ است.

انشا روز دانش آموز

نمایندگان مجلس، سعی کردند، انتقادها را به سمت نخست‌وزیر وقت و دولت آشتی‌ ملی او جهت دهند، اما شاه همچنان در سیبل شعارهای مردم بود. حادثه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ پیامدهای سهمگینی برای حکومت شاه داشت روز ۱۴ آبان تعدادی از ساختمان های دولتی، موسسات عمومی و اتوبوسهای شرکت واحد به نحو مشکوکی به آتش کشیده شد ، ماموران حکومت نظامی هم فقط نظاره می کردند.

انشا روز دانش آموز

ابوالفضل قاضی، وزیر علوم و آموزش عالی، در اعتراض به کشتار دانش آموزان و دانشجویان در ۱۳ آبان استعفا کرد. کابینه شریف امامی هم دو روز بعد و با عمری ۷۰ روزه مجبور به استعفا شد و جای خود را به دولت نظامی غلامرضا ازهاری داد. شاه نیز در پیامی که در ۱۵ آبان از تلویزیون پخش شد، گفت: «من صدای انقلاب شما ملت ایران را شنیدم». پیام شاه را مردم نشانه ضعف و زوال رژیم دانستند.

انشا روز دانش آموز

امام خمینی (ره) روز ۱۴ آبان طی پیامی به ملت ایران از اقامتگاه خود در نوفل لوشاتوی فرانسه ، واقعه دانشگاه را محکوم کرد و شاه را مسئول تمام خرابیها و خیانتها دانست. ایشان ضمن دعوت مردم به صبر فرمود: «من از این راه دور چشم امید به شما دوخته‌ام … و صدای آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم.»

انشا روز دانش آموز

در پایان نظر شما عزیزان را به کلیپی در مورد مراسم روز ۱۳ آبان و روز دانش آموز جلب میکنم :

همچنین بخوانید :

انشا ۱۳ آبان | ۳ انشا در مورد روز دانش آموز برای پایه های مختلف

نقاشی روز دانش آموز | ۴۰ کاریکاتور و نقاشی روز دانش آموز و ۱۳ آبان

انشا در مورد اول مهر | ۳ انشاء زیبا با موضوع اول مهر و شروع مدارس

انشا ۲۲ بهمن | ۵ انشا در مورد دهه فجر و بیست و دو بهمن سال ۵۷ 

نقاشی دهه فجر | ۵۵ نقاشی و رنگ آمیزی در مورد ۲۲ بهمن و دهه فجر

روزنامه دیواری دهه فجر | ۲۰ مدل روزنامه دیواری و کاردستی ۲۲ بهمن

 

انشا در مورد محرم | ۲ انشا زیبا با موضوع محرم و عاشورا (ع)


در این مطلب ۲ انشا در مورد محرم یکی به زبان کودکانه و دیگری نوجوانانانه برای شما ارائه کره ایم . سعی کردیم برای این ۲ انشا بجای عبارت سخت و طولانی و شعاری به زبان ساده صحبت کنیم . امیدواریم برایتان مفید باشد.

انشا در مورد محرم 

تحقیق و انشا در مورد محرم

انشا در مورد محرم – شماره ۱

انشا در مورد عاشورا ( به زبان کودکان )

مقدمه : 

عاشورا یکی از بزرگ ترین ، سخت ترین و ناراحت کننده ترین روز های سال است .عاشورا روزی است که در آن امام حسین(ع) مظلومانه و لب تشنه به شهادت رسیدند . در این روز امام حسین و ۷۲ تن از یاران او که همه آدم های خوبی بودند و شهید شدند .

انشا در مورد محرم

یاران امام حسین ( ع) از هیچ کس جز خدا نمی ترسیدند و با اینکه تعداد آنها خیلی کمتر از تعداد لشکریان یزید بود اصلا نترسیدند و تا آخر از امام حسین دفاع کردند. در روز عاشورا امام حسین (ع) با بچه ها و یارانش با دشمن جنگ کردند .با اینکه چند روز بود آنها آب برای خوردن نداشتند و در روز عاشورا خیلی تشنه بودند باز هم به خاطر خدا به جنگ ادامه دادند .

در مورد عاشورا ( به زبان کودکان )

دشمنان امام حسین آدم های بدی بودند که حتی به به بچه خیلی کوچک امام حسین (ع) که ۶ ماهش بود رحم نکردند و او را شهید کردند. ولی یاران امام حسین خیلی شجاع بودند و از دشمن نمی ترسیدند و دوست داشتند به خاطر امام حسین جانشان را فدا کنند. به همین خاطر است که ما آنها را خیلی دوست داریم و خدا هم آنها را خیلی دوست دارد.

انشا در مورد محرم برای راهنمایی

ما حضرت ابوالفضل (ع) را هم خیلی دوست داریم . حضرت ابوالفضل برادر امام حسین است . وقتی بچه های امام حسین خیلی تشنه بودن حضرت ابوالفضل رفت تا برای آنها آب بیاورد ولی وقتی به کنار نهر آب رسید با اینکه خودش خیلی تشنه بود از آن آب نخورد چون دوست داشت اول امام حسین و بچه های امام حسین آب بخورند . وقتی حضرت ابوالفضل داشت برای بچه ها آب میاورد در راه شهید شد .

انشا در مورد محرم برای دبیرستان

با این که او خیلی قوی و شجاع و مهربان بود ولی جانش را به خاطر بچه های امام حسین فدا کرد. به همین خاطر مردم هر سال روز عاشورا و تاسوعا به یاد امام حسین و حضرت ابوالفضل و ۷۲ یار شجاع امام حسین و بچه های امام حسین مراسم عزاداری میگیرند و به روضه و هیات میروند .

انشا در مورد محرم 

نتیجه گیری :

ما باید سعی کنم از زندگی امام حسین و یارانش درس شجاعت بگیریم

و آدم های خوبی باشیم تا امام حسین ( ع ) ما را دوست داشته باشد.

انشا در مورد محرم با مقدمه و نتیجه

انشا در مورد محرم (۲)

انشا در مورد محرم – شماره ۲ 

انشا در مورد محرم (برای نوجوانان )

مقدمه : 

با نام خداوند بزرگ قلم را در دست میگیرم و انشای خود را در مورد علت واقعه تلخ عاشورا آغاز میکنم.

متن انشا : 

وقتی امام حسن (ع) شهید شد امام حسین (ع) به امامت رسید . معاویه نیز پس از سال ها ظلم و ستم  در حالی که حاکمی فاسد بود مرد و بر خلاف عهد نامه ای که با امام حسن (ع) امضا کرده بود پسرش یزید را که فردی بود فاسد و شراب خوار و بی کفایت پس از او به حکومت رسید. او در حکومت داری خود هر آنچه پیامبر در حکومت و حکومت داری به مسلمانان سفارش کرده بود زیر پا گذاشت و طبق روش پدرش به ظلم و ستم پرداخت . او به حاکم شهر مدینه شهری که امام حسین در آن زندگی میکرد دستور داد از امام حسین بیعت بگیرد.

انشا در مورد محرم برای دبستان

اما امام حسین هرگز با فردی فاسد مثل یزید بیعت نمیکرد به همین دلیل با یاران و خانواده اش به سوی مکه رفت . مردم کوفه که مردمی پیمان شکن و ترسو بودند هزاران نامه به امام حسین نوشتند و از او دعوت کردند به کوفه برود و به او قول دادند از اون حمایت کنند در کنار او با یزدید بجنگند . امام حسین ابتدا مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد اما مردم کوفه فریب خورده و پیمان شکنى کردند و مسلم را در شهر کوفه تنها رها کرند تا شهید شد.

انشا در مورد محرم (برای نوجوانان )

امام حسین (ع ) با خانواده ، فرزندان و یارانش به طرف کوفه رفت و در نزدیکى کوفه بود که متوجه پیمان شکنى کوفیان شد.عبیداللّه بن زیاد حر بن یزید ریاحى را براى مقابله با امام حسین (ع ) اعزام کرد. سپس لشکری به فرماندهی عمر بن سعد با سى هزار نفر به کربلا فرستاد. او به عمر بن سعد وعده حکومت ری در برابر شهادت امام حسین (ع) را داده بود .

انشا در مورد محرم کوتاه

عمر بن سعد به طمع حکومت رى به کربلا رفت و با خبیثانه ترین و شیطانی ترین روشن ها به جنگ با نواده پیامبر پرداخت . او دستور داد  آب را بر امام حسین (ع ) و یارانش  ببندند. در نهایت همه ۷۲ تن یار امام حسین (ع ) با ایمان و شجاعت جنگیدند و  روز دهم محرم (عاشورا) با عزت ، رشادت و آزادگى به شهادت رسیدند.

انشا در مورد محرم برای کلاس چهارم

نتیجه گیری : 

  واقعه تلخ عاشورا رقم خورد .اما این تلخی و مظلومیت قرن ها چراغ راه انسانیت گشت و آموخت زندگی ارزش تحمل ظلم و ستم را ندارد. آموخت ظالم همواره نابود شدنی است در صورتی که یاد و عشق حسین و حسینیان تا قیامت در قلب مسلمان و کافر باقی خواهد ماند .

انشا در مورد محرم

انشا درباره محرم

همچنین بخوانید :

۵ انشاء و تحقیق در مورد عید غدیر برای کودکان و نوجوانان

۵ انشاء و تحقیق در مورد عید قربان برای کودکان و نوجوانان

انشاء با موضوع اول مهر و شروع مدارس

انشا در مورد اول مهر | ۳ انشاء زیبا با موضوع اول مهر و شروع مدارس


خوب مدارس دوباره باز شدند و پدر مادر ها باید خودشان برای انجام تکالیف بچه ها آماده کنند : ) به همین مناسبت ۳ انشا در مورد اول مهر و شروع سال تحصیلی جدید آماده کرده ایم که تقدیم حضور شما میکنیم شادی به عنوان اولین انشایی که قرار است در سال جدید تحصیلی بنویسید مفید باشد . از شوخی گذشته با پایان تابستان علاوه بر آغاز فصل تحصیل بچه ها کار پدر مادر ها هم که همیشه دغدغه پیشرفت تحصیل فرزندانشان را دارند بیشتر میشود… ما هم برای شروع گفتیم یک کمکی کرده باشیم :))))

انشاء در مورد اول مهر

انشاء در مورد اول مهر

انشا در مورد شروع مدرسه ها شماره ۱

انشا در مورد اول مهر

( توجه : این انشا با توجه به زبان ساده آن مناسب دانش آموزان ابتدایی است ) 

مقدمه :

به نام خداوند آفریننده قلم انشای خود را با نام و یاد خداوند آغاز میکنم . 

به نام خداوندی بزرگ و مهربان

من اول مهر را دوست دارم .

نه فقط به خاطر دیدار دوباره معلم هایی که دوستشان دارم

یا به خاطر زنگ تفریح و بازی و گفت و گو با دوستان صمیمی.

بلکه به خاطر حس خوبی که آموختن به ما به میدهد .

تابستان اگر چه بچه ها آزادی بیشتری دارند

و نگران درس ها و تکالیفشان نیستند ولی گاهی انسان حوصله اش سر میرود

چون کاری مفیدی نیست که انجام بدهد .

انشا در مورد اول مهر  

انسان ها وقتی کار مفیدی برای انجام دادن داشته باشند احساس رضایت و آرامش دارند .

و ما وقتی کوچک هستیم آموختن علم و دانش مهم ترین و مفید ترین کاری است که باید با پشت کار شادابی و تلاش انجام دهیم .

آینده کشور ما فقط با بازی کردن و خواب ساخته نخواهد شد

و ما در برابر آینده خودمان و آباد کردن کشورمان و سربلند کردن پدر و مادرمان وظیفه سنگینی داریم.

البته من هم بازی کردن و تفریح را دوست دارم

ولی سعی میکنم هم درس هایم را درست انجام دهم هم به بازی و سرگرمی بپردازم .

تا وقتی که سال تحصیلی تمام شد و تابستان بعدی شروع شد من با یک کارنامه پر از نمرات خوب تعطیلاتم را آغاز کنم .

در آغاز سال من از خدا میخواهم من را کمک کند عمر خودم را در راه علم و دانش و رضایت خودش صرف کنم . آمین.

نتیجه گیری :

من مدرسه را با همه سختی هایش دوست دارم و از خدا میخواهم من را در رسیدن به اهدافم یاری کند .

انشا در مورد روز اول مهر   انشاء در مورد اول مهر

انشا در مورد اول مهر

انشا در مورد شروع مدرسه ها شماره ۲

انشا در مورد اول مهر

( توجه : این انشا با توجه به زبان ادبی آن مناسب دانش آموزان راهنمایی یا متوسطه است ) 

مقدمه :

 نون والقلم وما یسطرون

متن انشا : 

مهر می آید با مهری بی پایان …

دوباره کیف و مداد و خودکار و دفتری با برگه هایی که بوی نویی میدهند

همه چیز مثل بهار تازه است و روح افزا

و من پرم از هزار انگیزه و هدف بلند که در ابتدای سال تحصیلی به آن می اندیشم

میدانم که شاید به همه آنها دست نیابم

اما به خودم قول میدهم که هر بار خسته و نا امید شدم دوباره و دوباره و دوباره شروع کنم

آری من خسته نخواهم شد.

انشاء درباره اول مهر 

خسته نخواهم شد و دست از تلاش نخواهم کشید به خاطر این کیف و لوازم التحریری که دسترنج پدری ست زحمت کش که در با وجود بار سنگین هزینه های زندگی هر بار با شوقی در چشمانش وسایل تحصیل را برای من آماده میکند .

دست از تلاش بر نمیدارم برای مادر که در ابتدای سال تحصیلی با عشق و امیدی بی کران مرا از زیر قرآن عبور میدهد و مرا با آیت الکرسی و حمد و سوره راهی مدرسه میکند .

دست از تلاش برنمیدام برای معلمانی که علم آموزی و تعلیم برایشان شغلی مانند سایر شغل ها نیست ، شغلی است آمیخته به تعهد و مهر به آموختن.

آری… حتی اگر خسته شوم یا نا امید دوباره بلند میشوم و شروع میکنم

به خاطر همه دختران و پسران کار که هرگز مثل من مجالی برای تحصیل و علم آموزی نداشته اند ، پدر و مادری که برقه شان کن و معلمی که بیاموزشان …

میدانم برای سال های آتی زندگی ام راهی سخت در پیش رو دارم

اما من سخت تر خواهم جنگید

و در نهایت به خاطر همه ضعف هایی که دارم و تنها به خداوند بزرگ امید دارم .

پایان .

انشا با موضوع شروع سال تحصیلی جدید  ریالانشا در مورد اول مهر 

انشا در مورد شروع سال تحصیلی جدید

انشا در مورد شروع مدرسه ها شماره ۳

انشا در مورد اول مهر

( توجه : این انشا با توجه به زبان ادبی آن مناسب دانش آموزان راهنمایی یا متوسطه یا پایه های بالای تحصیلی است و از وبلاگ یاد مهر بازنشر شده است. جهت رعایت کپی رایت ) 

مقدمه :

صدای پای مدرسه می آید … 

اول مهر، روزی نیست که مدرسه ها باز می شوند؛

اول مهر روزی ست که تو تصمیم می گیری درِ مدرسه را باز کنی.یعنی همان روزی که تصمیم می گیری دانش آموز شوی؛ آن وقت می بینی که خانه مدرسه است، کوچه مدرسه است، شهر مدرسه است، دنیا مدرسه است؛ و هر جا و هر چیز، درسی ست برای آموختن.روزی که تو دانش آموز شوی، همه جا مدرسه خواهد شد؛ و از آن روز به بعد ، تمام روزها ،اول مهر است…

انشاء در مورد اول مهر

ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ…
ﻗﻠﻢ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ، ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺪ ﻭ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ چشم ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﭽﻪ ﻫﺎیند.ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﻓﺘﺮﻫﺎﯼ ﻧﻤﺮﻩ ﺣﺎﺿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﻣﻌﺼﻮﻣﺎﻧﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺭﺍ ﺛﺒﺖ ﮐﻨﻨﺪ.ﺁﺏ ﺧﻮﺭﯼ ﻫﺎ، ﺗﺸﻨﻪ ﺳﯿﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻫﺎ، ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﻠﻮﻍ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﮐﺖ ﻫﺎﯼ ﮐﻼﺱ.ﮐﻼﺱ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ، ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺁﻣﻮﺯندگان ﺩﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﻧﺪ ﻭ ﺳﮑﻮﺕ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺩ، ﺩﺭ ﻫﺎﯼ ﻭ ﻫﻮﯼ ﺍﻣﯿﺪﺑﺨﺶ ﺁﻧﻬﺎ، ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﺤﻮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.ﺑﺬﺭ ﺗﻌﻠﯿﻢ، ﺁﻣﺎﺩﻩ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﻭ ﭘُﺮ ﺑﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﻫﺎ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻫﺎ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ.ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ؛ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﮑﻔﺘﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﺯﺩﻥ، ﺻﺪﺍﯼ ﺭﻭﯾﺶ ﻭ ﺭُﺳﺘﻦ، ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺑﻬﺎﺭ، ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯽ آید… صدای پای عشق…

انشا باز آمد بوی ماه مدرسه ، انشا اهداف من در سال تحصیلی جدید 

انشا در مورد شروع سال تحصیلی جدید

مطالب مرتبط

انشا روز دانش آموز | ۵ انشا و تحقیق در مورد ۱۳ آبان روز دانش آموز

انشا در مورد دوست | ۱۰ انشا درباره دوستی ،دوست خوب و خصوصیات آن 

انشا درباره درخت | ۷ انشا با موضع درخت و درخت کاری ، از زبان یک درخت

انشا در مورد حضرت محمد | ۵ انشا و تحقیق در مورد زندگینامه و تولد حضرت محمد

انشا در مورد امام رضا | ۵ انشا با موضوع زندگینامه ، تحقیق و نامه ای به امام رضا

انشا اربعین | ۴ انشا وتحقیق در مورد اربعین و پیاده روی برای کودکان و نوجوانان

 

انشا عید غدیر | ۵ انشاء ، تحقیق و مقاله در مورد عید غدیر خم


عید غدیر خم از بزرگترین اعیاد مسلمانان به ویژه شیعیان است ، ما اینجا ضمن تبریک این عید سعید ۵ تحقیق و انشا عید غدیر و در مورد تاریخ و فلسفه عید غدیر برای دانش آموزان گرد آوری کرده ایم که تقدیم حضور شما میکنیم ، امیدوارم مورد استفاده شما دوستان قرار بگیرد.

انشا در مورد روز عید غدیر

انشا عید غدیر (۱)

انشاء در مورد عید غدیر خم شماره ۱

موضوع انشا عید غدیر – مناسب کودکان

انشا عید غدیر 

به نام خدا

سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی که تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می کردند تا این که به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند. نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود که ناگهان پیک وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله  نازل شد و از جانب خدا پیام آورده که: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند

انشا عید غدیر کلاس پنجم

منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم کردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه کسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یک سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند. رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یک صدا جواب می دهند که چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یکی ثقل اکبر  که کتاب خداست و دیگری ثقل اصغر که اهل بیت منند.

انشا عید غدیر خم

مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا دیدند و شناختند.  سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر کس که من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تکرار کرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار.

تحقیق عید غدیر خم

خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود که دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت که:‌ «امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.

انشاء عید غدیر برای کودکان

انشا عید غدیر (۲)

انشاء در مورد عید غدیر خم شماره ۲

موضوع انشا عید غدیر – مناسب کودکان 

انشا عید غدیر 

به نام خداوند بخشنده مهربان

عید غدیر خم یکی از بزرگترین و مهم ترین اعیاد مسلمین است روزی که در آن حضرت محمد (ص) در حجهالوداع، علی را ولی پس از خود اعلام کرد.این واقعه و حدیث غدیر در کتاب های شیعه و بسیاری کتاب های اهل سنت نقل شده است.

«غدیر خم» نام ناحیه‌ای در میان مکه و مدینهاست که بر سر راه حاجیان قرار دارد و به خاطر وجود برکه‌ای در این محل که در آن آب باران جمع می‎شده‌است، به این نام شهرت یافته‌است  و اما ماجرای غدیر خم بدین صورت است که از آغاز ذی‌القعده سال دهم هجری که آخرین سال زندگانی پیامبر بود، به همه مناطق مسلمان‌نشین و ایل‌ها و قبیله‌های مسلمان عربستان خبر داد که وی در این ماه به مکه معظمه خواهد رفت و حج به‌جای خواهد آورد و بدین‌ترتیب بزرگ‌ترین اجتماع مسلمانان شکل گرفت، که به حجهالوداع معروف است.

انشا درباره عید غدیر

با پایان حج محمد به سرعت دستور حرکت جهت اجتماع در غدیر خم را دادند. حتی ۱۲۰۰۰ از اهل یمن – که برای رفتن به وطن خود باید راه دیگری را می‌رفتند – به دستور او با کاروان مسلمانان همراه شدند. در میان راه مکه و مدینه در غدیر خم، آیه قرآن فروفرستاده شد:«ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده [به مردم] برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرسانده‌ای و خداوند از مردم نگاهت خواهد داشت.∗∗»در پی نزول این آیه، پیامبر دستور داد همه کاروانیان در آن محل گرد هم آیند، و در همان‌جا پیامبر خطابهٔ طولانی غدیر را ایراد کرد.

انشا در مورد عید غدیر خم

پس از پایان خطابه، این آیه بر پیامبر فرو فرستاده شد: امروز کافران از دین شما ناامید شدند. پس از آنان نهراسید و از من (پروردگار) بترسید. امروز دینتان را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام داشتم و اسلام را به‌عنوان دینتان پسندیدم. در روز عید غدیر مسلمانان به دیدن سید هایی که می شناسند رفته و این عید را به آنها تبریک می گویند.

انشا در مورد عید غدیر

انشا عید غدیر (۳)

انشاء در مورد عید غدیر خم شماره ۳

موضوع انشا عید غدیر – مناسب کودکان 

انشا عید غدیر 

به نام خدای هستی آفرین

«غدیر» در زبان عربی به معنی گودال و «خم» نام محلی نزدیک منطقه «جحفه» است. که در آن روزگار چشمه‌ای روان و درختانی کهنسال داشت. به دلیل موقعیت سوق الجیشی «غدیر خم» حاجیان شهرها و سرزمین‌های مختلف عربستان پس از انجام مناسک حج و هنگام بازگشت به شهر و دیارشان در این منطقه از هم جدا می شدند. آنچه نام این محل را در تاریخ اسلام مهم و به یادماندنی کرده است به سال دهم هجری و تصمیم  پیامبر اسلام (ص) برای زیارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ایشان مبنی بر اینکه امسال آخرین حج ایشان خواهد بود، برمی‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسیله قاصدانی از این امر مطلع شدند.

انشا درباره عید غدیر خم

در پی این فراخوان پیامبر اسلام(ص) با اجتماع عظیمی از مردم، مدینه را به قصد مکه ترک فرمودند.اجتماع باشکوهی از مسلمانان آن سال در مراسم حج شرکت کردند؛ که آن سال حجه الوداع پیامبر(ص) بود. پس از پایان مراسم حج پیامبر(ص) دستور دادند که حجاج باید حرکت کنند تا در غدیر خم حاضر باشند. همچنین پیامبر به ۱۲ هزار نفر از حجاج یمن – که مسیرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدیر خم بیایند.

تحقیق عید غدیر

در مسیر بازگشت حجاج جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل کرد: «هان! ای پیامبر! آنچه را که از سوی پروردگارت به تو نازل شده است تبلیغ کن و اگر چنان نکنی پیام رسالت را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می فرماید.» ( سوره مائده، آیه ۶۷ ) در پی ابلاغ این دستور پیامبر دستور توقف کاروان حجاج را در منطقه غدیر خم دادند و امر فرمودند کسانی که جلوتر هستند بازگردند و کسانی که عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدیر خم برسند. اجتماعی که تعداد آن را بین نود تا صد و بیست هزار نفر ذکر کرده‌اند.

انشا درباره ی عید غدیر

پیامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالای منبری از جهاز شتران در حالی که حضرت علی (ع) در کنار ایشان قرار داشت خطبه ای ایراد فرمودند. پیامبر(ص) در این خطبه با ستایش و حمد خدا شروع و حدیث ثقلین را بیان فرمودند سپس در حالی که دست حضرت علی (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ایشان را درکنار رسول خدا مشاهده نمایند، از مردم پرسیدند: «ای مردم آیا من از خود شما بر شما اولی و مقدم‌ نیستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله ای رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم می باشم.»

مقاله عید غدیر

آنگاه فرمودند: «پس هر کس که من مولای او هستم علی مولای اوست.» سه بار این جمله را بیان کردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن دارد و یاری نما هر کسی که او را یاری می نماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا می گذارد.»

انشا در مورد عید غدیر خم

پس خطاب به حجاج فرمودند: «ای مردم حاضرین به غایبین این پیام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود که بار دیگر جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل کرد: «امروز دین شما را به کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و دین اسلام را بر شما پسندیدم.» ( سوره مائده، آیه ۳ ) سپس پیامبر دستور داد که مردم با حضرت علی (ع) بیعت کنند. مردم دسته دسته به خیمه پیامبر(ص) که حضرت علی (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علی(ع) بیعت کردند و به ایشان تبریک می‌گفتند. ابوبکر، عمر، طلحه و زبیر جزو اولین بیعت کنندگان بودند.

تحقیق درباره عید غدیر

عمر، خطاب به حضرت علی (ع) گفت: «بر تو گوارا باد ای پسر ابی طالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی.» مراسم بیعت با حضرت علی (ع) سه روز به طول انجامید. حسان بن ثابت انصاری در آن روز درباره این انتخاب و امامت و جانشینی حضرت علی (ع) ابیاتی را سرود.

انشا در مورد عید غدیر

حدیث غدیر توسط ۱۱۰ تن از صحابه مثل ابوبکر، عمر، عثمان، عمار یاسر، ام سلمه، ابوهریره، سلمان، زبیر، زیدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاری و ۸۳ تن از تابعین مثل سعید بن جبیر و عمربن عبدالعزیز نقل شده است. پس از تابعین نیز ۳۶۰ تن از محدثان، حدیث غدیررا در آثار خویش نقل نموده اند که سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.

تحقیق در مورد عید غدیر

علمای شیعه همگی غدیر را حدیثی متواتر دانسته اند. مورخی مثل یعقوبی که اولین کتاب تاریخ عمومی را در جهان اسلام نوشته نیز واقعه غدیر را ذکر کرده است. همچنین مورخانی مثل محمد بن جریر طبری، ابن اثیر، سیوطی، شهرستانی، ابونعیم اصفهانی این واقعه را بیان کرده اند و حتی برخی از آنان کتاب های مستقل در باب غدیر تألیف کرده‌اند مثل «الولایه فی طرق حدیث الغدیر»  اثر محمد بن جریر طبری.

موضوع انشا عید غدیر خم

عید غدیر خم بزرگترین عید در نزد ائمه (ع) و شیعیان آنان بوده است و در طول تاریخ همواره آن را گرامی داشته‌اند. «در کتاب ثوب الاعمال شیخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده که گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آیا برای مؤمنان عید دیگری جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آری. روزی و عیدی که از همه بزرگتر است و آن روزی است که امیر المؤمنین علی (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پیمان ولایت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدیر خم نهاد، پرسیدم کدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغییر می کند، آن روز، روز هجدهم ذی الحجه است….»

موضوع انشاء عید غدیر خم

انشا عید غدیر (۴)

انشاء در مورد عید غدیر خم شماره ۴

موضوع انشا عید غدیر – مناسب کودکان 

انشا عید غدیر 

بسم الله الرحمن الرحیم

در سال دهم هجرت پیامبر (ص) از طرف خداوند مأمور شدند تا دو مسئله مهم دین اسلام را به مردم ابلاغ نمایند و آن دو مسئله عبارت بودند از حج و ولایت و خلافت دوازده امام (ع).

پس از این اعلان مردم با عجله آماده خروج از مکه شدند. بعد از اینکه افراد به محل غدیر خم رسیدند پیامبر بر روی منبری که در زیر درخت کهنسالی که در آنجا بود ساخته بودند رفت و سپس دستور داد تا امیرالمومنین (ع) را فراخواندند و دستور دادند بالای منبر پیامبر و دست راست آن حضرت بایستد، پس پیامبر منتظر ایستادند تا مردم کاملاً جمع شدند و آنگاه خطابه رسمی خود را بیان نمودند.ایشان در اثنای خطبه دو عمل را انجام دادند، در ابتدا پس از مقدمه چینی و ذکر مقام خلافت و ولایت امیرالمومنین(ع) برای اینکه هرگونه شک و شبهه‌ای را برطرف نموده باشند

موضوع انشا در مورد عید غدیر

پس از شرح مقام ولایت به صورت لسانی حضرت علی(علیه‌السلام) را جانشین خود خواندند و آن را بدینگونه عنوان کردند که: «باطن قرآن و تفسیر آن را برای شما بیان نمی‌کند مگر این که کسی که دست او را می‌گیرم و او را بلند می‌کنم و بازویش را گرفته‌ و او را بالا می‌برم» سپس حضرت بازوان علی (ع) را گرفتند سپس فرمودند: «هر کس من مولی و صاحب اختیار اویم این علی مولی و صاحب اختیار اوست». و اقدام عملی دوم حضرت پیامبر، بیعت گرفتن از مردم بود، چون زیاد بود و گرفتن بیعت از آن جمعیت انبوه غیرممکن بود لذا ممکن بود که افرادی به بهانه‌های مختلف از بیعت شانه خالی کنند، حضرت فرمودند به خاطر ازدحام جمعیت امکان بیعت‌گرفتن از همه وجود ندارد.

انشا با موضوع عید غدیر

این سخن را که من می‌گویم تکرار کنید و بگویید: «ما فرمان تو را از جانب خداوند که درباره علی‌بن‌ابیطالب و امامان و مریدانش به ما رساندی اطاعت می‌کنیم و به آن راضی هستیم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر این مدعا بیعت می‌کنیم… عهد و پیمان در این‌باره برای آنان از ما از قلب‌ها و جان‌ها و زبان‌ها و ضمایر و دستانمان گرفته شد. هر کس با دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار کرده است».وقتی کلام حضرت پایان یافت همه مردم سخن ایشان را تکرار نمودند و بدینوسیله بیعت عمومی گرفته شد. در مراسم بیعت، پیامبر (ص) عمامه خود را که «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمومنین (ع) قرار دادند.

تحقیق راجب عید غدیر

ادعای منافقان و دشمنان علی مبنی بر اینکه هدف از مراسم غدیر، اعلان دوستی حضرت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و اله) به علی(علیه‌السلام) است:پیامبر زمانی که صحابه جمع شدند تا ایشان خطبه غدیر و مراسم غدیر را اجرا کنند و فرمودند: «ای مردم من علی را دوست دارم!» و چند بار این جمله را تکرار نمودند و سؤالی که مطرح می‌شود این است که آن حادثه‌ای که پیامبر می‌خواست مردم ببینند و آن را به گوش دیگران برسانند.

انشا در مورد عید غدیر خم

آیا به این علت بود که پیامبر علی را دوست دارد؟ آیا چنین حرکتی از یک انسان عادی قابل قبول است؟ و آیا حرکتی بیهوده نبوده است؟ و مگر مسلمانان نمی‌دانستند که پیامبر را دوست دارد؟ ولی می‌توان این موضوع را اینگونه پاسخ داد که اگر روز غدیر تنها برای ابلاغ دوستی بود، پس چرا جبرییل، آن فرشته بزرگ وحی بیاید و رسول خدا را از پیام وحی آگاه کند و چنانکه خود شخص رسول خدا (ص) فرمودند: همانا جبرییل که درود خدا بر او باد سه بار بر من نازل شده و سلام خدا را رساند، و فرمود که در این مکان (غدیرخم) توقف نمایم، و به سیاه و سفید شما اعلام کنم که علی‌بن‌ابیطالب وصی و جانشین و پیشوای شما بعد از من است،

تحقیق در مورد عید غدیر خم

جایگاه او نسبت به من، مانند هارون نسبت به موسی پیامبر است، با این تفاوت که پس از من پیامبری نخواهد آمد، علی(ع) پس از پیامبر، رهبر شماست، و خداوند بزرگ آیه‌ای در قرآن در همین مسئله نازل فرموده که: همانا رهبر و سرپرست شما خدا و رسول او و کسانی که ایمان آوردند و نماز را به پای دارند، و در حال رکوع زکات بپردازند. همانطور که می‌دانیم علی‌(علیه‌السلام) نماز را به پاداشت،

انشا در مورد عید غدیر

در حال رکوع زکات پرداخت و در هر حال خدا را می‌طلبید و اگر هدف آن حضرت تنها اعلان دوستی با علی (علیه‌السلام) بوده، پس چرا آیه نزول آیه ۵۵ سوره مائده (بلغ ما انزل الیک) به اعلام رهبری امام علی (علیه‌السلام) ارتباط دارد که در این آیه خداوند می‌فرماید: ای رسول خدا آنچه درباره علی از طرف خدا بر تو نازل شد، ابلاغ کن یعنی رهبری علی (علیه‌السلام) بر امت اسلامی را به مسلمانان بازگو و چرا در سخنرانی خود، امامت و وصایت امام علی (علیه‌السلام) را آشکارا بیان نمود.

تحقیق درباره ی عید غدیر خم

انشا عید غدیر (۵)

انشاء در مورد عید غدیر خم شماره ۵

موضوع انشا عید غدیر – مناسب کودکان 

انشا عید غدیر 

به نام خدای بخشنده نعمت ولایت

بچه ها! زمان پیامبر، با زمان ما خیلی فرق داشت. اون موقع مثل حالا نبود که خبرها به وسیله رادیو و تلویزیون به گوش مردم برسه. اون زمان هنوز برق و رادیو و تلویزیون اختراع نشده بود. در حالی که حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، آخرین پیامبر خدا، باید خبر خیلی خیلی مهمی رو به گوش همه میرسوند. حالا دیگه تعداد مسلمون ها خیلی زیاد شده بود و سرزمین مسلمون ها خیلی خیلی بزرگ.

تحقیق درباره عید غدیر خم

اون موقع همه ایران و عراق و چند تا کشور دیگه جزو عربستان به حساب می اومد، و حالا شما بگید، پیامبر چطور می تونست خبر بزرگش را به گوش همه برسونه؟ خوب، پیامبر یه فکر خوب کرد. پیامبر دوست داشتنی ما، صبر کرد تا موقع حج فرا رسید، مسلمون ها از همه جا خودشون را به مکّه رسوندند تا همراه پیامبر، خانه خدا رو زیارت کنند.اون موقع فرصت خوبی بودکه پیامبر اون خبر مهم رو به همه بگه، تا حاجیان و مردمی که به حج آمده بودند، وقتی به شهرشون برگشتند، برای همشهری های خودشون خبر پیامبر رو تعریف کنند و این طوری همه مردم خبردار بشند.

انشا در مورد عید غدیر برای کلاس پنجم

صدای زنگ شترها در بیابان پیچیده بود. شترهایی که صحرا رو خیلی دوست دارن. یک عالمه شتر و یک جمعیت خیلی بزرگ از دور پیدا شد. اونا ازمکّه می اومدند. از زیارت خونه خدا. کمی جلوتر، جاده دو قسمت می شد و هر قسمت به شهری می رسید. هر کس آماده می شد تا با دوستانی که در این سفر پیدا کرده بود، خداحافظی کنه.پیش از این دو راهی، برکه ای زیبا توجه همه را به خود جلب کرد. اسم برکه، غدیر بود. که آب صاف و زلالی داشت. پیامبر دستور استراحت داد. او می خواست آخرین حرف های خودش رو برای مردم بیان کنه.

انشاء در مورد عید غدیر خم

به دستور پیامبر، بار چند شتر را روی هم گذاشتند و پیامبر از اون بالا رفت. او امام علی علیه السلام را هم با خودش بالا برد و حالا، صد هزار نفری که اون جا جمع شده بودن به پیامبر نگاه می کردن و با خودشون می گفتن پیامبر از این کار چه منظوری داره؟ چرا علی رو با خودش بالابرده؟حتما شما پاسخ همه این پرسش ها رو می دونید نه؟ آره بچه های خوب! این فرمان خدای مهربون بود که پیامبر باید علی علیه السلام را به عنوان جانشین خود به همه معرفی می کرد و نشان می داد.

مقاله در مورد عید غدیر

انشا عید غدیر (۷)

بیشتر بخوانید :

انشا عید قربان | ۵ انشاء ، تحقیق و مقاله در مورد عید قربان

۱۰۰ عکس پروفایل عید غدیر + متن تبریک عید غدیر جدید

گیفت عید غدیر | ۱۱۰ مدل گیفت نمدی سبز عید غدیر

لباس سبز | ۵۰ مدل پیراهن ، لباس مجلسی و مانتو سبز

۸۸ پروفایل عید فطر +عکس نوشته های تبریک عید فطر

پیام تبریک عید فطر | ۷۰ متن زیبا تبریک عید سعید فطر 

انشا ۲۲ بهمن | ۵ انشا در مورد دهه فجر و بیست و دو بهمن


در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقالب اسلامی ۳ متن برای استفاده به عنوان انشا ۲۲ بهمن ، دهه فجر و پیروزی انقلاب اسلامی در اختیر شما عزیزان قرار میدهم و امیدوارم مورد استفاده شما دوستان قرار بگیرد.

انشا درباره پیروزی انقلاب

انشا ۲۲ بهمن

انشای درباره دهه مبارک فجر – شماره ۱

موضوع انشا ۲۲ بهمن ماه

مقدمه :

وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾  وَلَیَالٍ عَشْرٍ ﴿۲﴾-سوگند به سپیده‏ دم ،و به شبهاى دهگانه !

با نام خداوند متعال و ذکر این دو آیه شریف از ابتدای سوره مبارکه فجر انشا خود را در مورد ۲۲ آغاز میکنم .

متن انشا :

وقتی بزرگ تر ها در مورد سال های انقلاب صحبت میکنند ، حس و حال عجیبی دارند ، از بیان شور و حرارت جوانان ، همبستگی مردم ، اتحاد نیروی های نظامی و ارتش ، شهادت و شکنجه های رهبران انقلاب و حتی وضعیت زندگی عادی مردم در کوچه و خیابان خاطرات زیادی دارند که وقتی برای ما تعریف میکنند حس میکنی آنها در یک جهان افسانه ای عجیب و غریب زندگی کرده اند . تجربیاتشان اگر چه جالب و شگفت آور است اما برای ما ملموس نیست .

نمیتوانیم درک کنیم که چطور همه آدم ها با هر عقیده و مرامی در کنار هم بودند. به هم کمک میکردند ، به هم پناه میدادند و یک صدا در برابر ظلم و استبداد شاهنشاهی ایستاده بودند. از این که بدون ترس از مرگ و شکنجه هر روز به خیابان ها می آمده اند و با تنها سلاحی که داشته اند یعنی جانشان خواستار اصلاح و تغییر زندگی شان بوده اند.

انشا درباره ی ۲۲ بهمن

من فکر میکنم تنها چیزی که میتواند همه آدم های یک کشور را در کنار هم این اینطور متحد کند سلاح ایمان است . ایمان حقیقی که ما این روزها کمتر پیدا میکنیم، در آن روزگار انسان ها را به هم نزدیک کرده بود. طوری که هر طور که میتوانسته اند با کمترین امکانات به هم کمک میکردند تا هدف نهایی شان تحقق پیدا کند.

امروز گاهی باشنیدن خاطرات بزرگتر ها ، پدر ، مادر و حتی پدربزرگ و مادربزرگ آرزو میکنم کاش در آن روزگار زیسته بودم و طعم تلاش همگانی در جهت یک هدف والا را به جای زندگی در دنیایی که همه به فکر منافع خود هستند را تجربه میکردم . جنگیدن برای کشور،دین، عقیده و آزادی میتواند به زندگی رنگی خدایی بدهد … چیزی که این روزها جای خود را به جنگیندن برای منفعت ، رفاه شخصی، مال اندوزی و پایمال کردن حقوق دیگران داده است.

انشا در مورد ۲۲ بهمن ماه

راستش با این که بزرگتر ها همیشه به ما میگویند که باید خدا را شکر کنیم که در رفاه و آسایش زندگی میکنیم و این که دیگر خبری از شلیک تیر و تفنگ و شکنجه نیست ، اما من بدون این که هیچ درک دقیقی از دهه فجر سال ۵۷ داشته باشم ، آرزو میکنم یکی از جوانان و نوجوانانی بودم که تا ۲۲ بهمن سال ۵۷ در صف های به هم پیوسته برای آزادی حقیقی میجنگیدم. یا در ۱۲ بهمن ۵۷ از شوق برگشتن رهبر انقلاب اشک میریختم…

 نتیجه گیری : 

شاید ایرانی که امروز در آن زندگی میکنیم ، دنیای ایده آلی نباشد که جوانان سال ۵۷ برای آن جان داده اند . اما من ایمان دارم ما در دامنه مسیری سخت و پر پیچ و خم هستیم که گذشتگانمان با نثار خون خود آغاز کرده اند و شادی فرزندان ما بر فراز قله های آن پرچم افتخار و آزادی و ایمان را به اهتزاز در آورند. ان شاا الله.

انشا در مورد ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ، انشا ۲۲ بهمن 

انشا دهه فجر

انشای درباره دهه مبارک فجر – شماره ۲

موضوع انشا ۲۲ بهمن چه روزی است ؟ 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه :

باز هم دهه فجر رسید.

روزهای پیروزی انقلاب اسلامی که برای پدر و مادرهای ما پر از خاطره است.

در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت

و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمار می رود.

انشا دهه فجر انقلاب اسلامی ،انشا دهه فجر

متن انشا :

دوازده تا بیست و دو بهمن ۱۳۵۷ دهه فجر انقلاب اسلامی و روزهای سرنوشت ساز ملت به پاخاسته ایران است. بازگشت افتخارآمیز امام خمینی به ایران اسلامی و اعلام تشکیل دولت موقت با خود نتایج مثبتی از جمله پیوستن بسیاری از ارتشیان به انقلاب و بیعت نیروی هوایی با امام بزرگوار و شکست حکومت نظامی با حضور شکوهمند مردم در صحنه به فرمان امام خمینی، فتح مراکز مهمی همچون صدا و سیما و پادگانهای نظامی و سرانجام پیروزی انقلاب اسلامی را همراه داشت .

انشا ۲۲ بهمن ، انشا ۲۲ بهمن

هر ساله در طول دهه فجر مراسم و یادبود های زیادی توسط طرفداران نظام جمهوری اسلامی ایران انجام می‌گیرد. همچنین در سازمان‌ها و ادارات دولتی اقدام به برگزاری سمینارها و همایش‌ها می‌شود. صدا و سیمای ایران نیز غالباً به پخش نماهنگ‌ ها و تصاویر مربوط به روزهای مبارزات و تظاهرات می‌پردازد. همچنین جشنواره فجر که بزرگترین جشنواره دولتی فیلم، تئاتر و موسیقی ایران است معمولاً در طول دهه فجر برگزار می‌شود.

انشا درباره بهمن ۵۷ ، انشا ۲۲ بهمن

در مدارس نیز دانش آموزان کلاس‌های درس را با نوارهای رنگی، پرچم و عکس های زیبا از روزهای انقلاب اسلامی تزئین می‌کنند. در روز دوازده بهمن زنگ مدارس به مناسبت سالگرد ورود هواپیمای امام خمینی به ایران، در حدود ساعت نه و سی دقیقه نواخته می‌شود. در این روز بزرگترین استقبال تاریخ در تهران برگزار شد، در حدود ساعت نه و سی دقیقه بامداد روز دوازدهم بهمن ماه هواپیمای حامل امام خمینی در میان تدابیر شدید امنیتی در فرودگاه مهرآباد برزمین نشست. امام خمینی در میان استقبال گسترده مردم تهران در ساعت یک بعد از ظهر وارد قطعه هفده که مدفن شهدای انقلاب بود، شد و سخنرانی خود را ایراد نمود.

انشا درباره انقلاب

در روز ۲۲ بهمن، آخرین روز از دهه فجر نیز که به عنوان تعطیل رسمی در تقویم رسمی ایران ثبت شده‌است، راهپیمایی حامیان حکومت ایران در شهرهای مختلف ایران با شکوه هرچه تمام تر برگزار می‌شود.

*دهه فجر بر همه ی ایرانیان مبارک باد*

انشا برای ۲۲ بهمن

انشا ۲۲ بهمن (۱)

انشای درباره دهه مبارک فجر – شماره ۳

موضوع انشا ۲۲ بهمن و دهه فجر روزهای فراموش نشدنی تاریخ ایران 

مقدمه : 

دهه فجر از ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ، روزهایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست. من این انشا را در مورد دهه فجر و ۲۲ بهمن با نام خداوند آغاز میکنم.

متن انشا :

دهه فجر روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که رساترین فریاد تاریخ، یعنی امام امت، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن، با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود، که در آن عده ای قلیل، با اعتقادی وسیع و راسخ، نیروهای کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند.

انشا درمورد ۲۲ بهمنانشا درباره ٢٢ بهمن

دهه فجر، فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمان هاست؛ وقتی که امام آمد، ستم رفت، شاه رفت و پلیدی و تباهی و سیاهی رخت بربست. وقتی که امام آمد، لاله ها سر از خاک برآوردند و فرشی برای گام های پرصلابت او شدند. وقتی که امام آمد، آزادی به خانه ها برگشت، ما استقلال خویش را باز یافتیم و جمهوری اسلامی با دست مبارک او بنیاد نهاده شد. پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بدون شک معجزه ای الهی بود که به دست معجزه گر مردی از سلاله پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به انجام رسید و چشم امید مظلومان و مستضعفان جهان را به خود خیره ساخت.

انشا درباره ۲۲ بهمن کلاس چهارم

تأثیر سریع انقلاب اسلامی در منطقه و بر آشفتن شعله خشم مردم مسلمان و غیرمسلمان در بسیاری از کشورهای تحت سلطه استعمار، گواه روشنی بر این مدعاست؛  مهم ترین و اساسی ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی، قیام مردم برای خدا بود و این نکته حساسی است که از دید غربی ها و سیاست مآبان مادی گرا، خارج و از حیطه تفکر محدود آنان بیرون، و برای آنها و دنباله روان شان واژه ای نامفهوم است.

انشا در مورد بهمن ماه

حضرت امام(ره) پیش از آن که مردم را به انقلاب بر ضد طاغوت وادارد، انقلابی در درون دل هایشان آغاز کرد. بنابراین انقلاب اسلامی ایران، انقلابی بود بر ضد تمام ارزش های به ارث مانده از دوران ستم شاهی؛ انقلابی بود در روش ها، منش ها، سنت های جاهلی.

انشا در مورد ۲۲ بهمن چه روزی است

انشا ۲۲ بهمن (۲)

انشای درباره دهه مبارک فجر – شماره ۴

موضوع انشا ۲۲ بهمن ( تحقیق دانش آموزی ) 

دهه فجر انقلاب اسلامی به روزهای ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گفته می‌شود که طی آن سید روح‌الله خمینی بعد از تبعید پانزده ساله در دوازدهم بهمن سال ۱۳۵۷ به ایران وارد و در نهایت با اعلام بی‌طرفی ارتش شاهنشاهی، سلطنت پهلوی در بیست و دوم بهمن ماه منقرض شد و انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید. با پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات عمیقی در داخل کشور و جهان ایجاد شد .

انشا در مورد ۱۲ بهمن

مهم ترین این تحولات عبارت است از:

  1. شکوفایی معنوی و گرایش مردم به سمت ارزش های اسلامی.
  2. احیای اصل امامت در قالب ولایت فقیه.
  3. گسترش آزادی های مشروع .
  4. حضور بیشتر مردم در صحنه های مختلف اجتماعی شده است.
  5.  فعال شدن حوزه و دانشگاه در صحنه های علمی و اجتماعی .
  6. وحدت دو جناح مهم و سرنوشت ساز حوزه و دانشگاه.
  7. حضور فعال زنان در انقلاب و بالا رفتن منزلت زن در ایفای نقش سیاسی.
  8. طرح مسأله استکبار ستیزی در سطح بین المللی.
  9. احیای فریضه جهاد و بیداری ملت های مظلوم در مقابل مستکبران و سلطه طلبان.
  10.  مطرح شدن اسلام در صحنه های بین المللی به عنوان قدرتی قابل توجه.
انشا در مورد ۲۲ بهمن برای کودکان

در روز ۲۲ بهمن ۵۷ سقوط نظام ۲۵۰۰ ساله استبداد و پایان شب سیاه ستم تحقق یافت و نغمه دل انگیزدر بهار آزادی، جای شهدا خالی همه جا طنین انداز شد.

انشا روز ۲۲ بهمن ، انشا ۲۲ بهمن 

در بهمن ماه ۵۷، جهان شاهد تحولی شگرف و انقلابی عظیم و مردمی در تاریخ بود. قیام ملتی مصمم و یکپارچه با قلب هایی سرشار از عشق و ایمان. در بهمن ماه، رهبر بزرگ و نستوهی، پس از سال ها دوری از وطن، قدم بر خاک گلگون میهن گذاشت که آزادی و استقلال را نصیب امتی خداخواه کرد و بدین سان بهمن ۵۷ طلوع دوباره اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را نوید داد.

انشا درباره ی ۱۲ بهمن

انشا 22 بهمن

انشای درباره دهه مبارک فجر – شماره ۵

موضوع انشا ۲۲ بهمن ( مروری بر وقایع بهمن سال ۵۷ )

مقدمه :

دهه فجر انقلاب اسلامی ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت ، دهه فجر انقلاب آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید .

انشا در مورد ۲۲ بهمن ۵۷

متن انشا :

در روز ۴ بهمن ۱۳۵۷ چهارشنبه رژیم مزدور شاه برای جلوگیری از حضور امام خمینی در بین مردم ایران ارتش فرودگاه مهرآباد را به اشغال درآورد و در ۵ بهمن ۱۳۵۷ دولت بختیار ۳ روز فرودگاههای کشور را بست. اما در روز ۹ بهمن ۱۳۵۷ فرودگاه برای ورود امام خمینی بازگشایی شد و در پی اعتصابات و تظاهرات و راه‌پیمایی مردم که خواستار بازگشایی فرودگاه مهرآباد بودند. دولت بختیار فرودگاه مهرآباد را از اشغال نظامی خارج کرد.

انشا در مورد ۲۲ بهمن برای دبستان

در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ ساعت ۹ و ۲۷ دقیقه و ۳۰ ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاک ایران گذاشتند. فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای ۳ روز آزاد اعلام کرد. در روز ۲۱ بهمن دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت ۴ بعدازظهر اعلام نمود ولی حضرت امام خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمودند. ‌ در تهران و شهرستانها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد.

انشا در مورد ۲۲ بهمن و دهه فجر

روز سرنوشت فرا رسید و در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، نظام پوسیده ستمشاهی فرو ریخت و ریشه های فاسد دودمان سیاه پهلوی از این کشور اسلامی کنده شد. در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار رژیم پهلوی گردیده است و سرانجام با تسلیم تمامی نیروهای نظامی و پیروزی مردم مسلمان ایران رژیم ستمشاهی پس از ۵۷ سال ظلم و ستم متلاشی گردید.

مبارزه پانزده ساله ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی (ره) به ثمر رسید و با سرنگونی نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران پیروز گردید.

انشا ۲۲ بهمن 

انشا دهه فجر

 

بیشتر بخوانید : 

نقاشی دهه فجر | ۵۵ نقاشی و رنگ آمیزی در مورد ۲۲ بهمن و دهه فجر

روزنامه دیواری دهه فجر | ۲۰ مدل روزنامه دیواری و کاردستی  ۲۲ بهمن

تحقیق و مقاله دهه فجر | ۵ مقاله و تحقیق در مورد ۲۲ بهمن و دهه فجر

نقاشی روز دانش آموز | ۴۰ کاریکاتور و نقاشی روز دانش آموز، ۱۳ آبان

انشا ۱۳ آبان | ۳ انشا در مورد روز دانش آموز برای پایه های مختلف

انشا روز دانش آموز | انشا و تحقیق در مورد ۱۳ آبان روز دانش آموز

خودانگیختگی در سقوط وراثتی (قسمت دوم)| نقد فرمالیستی فیلم There Will Be Blood


. با اینکه «خون به پا خواهد شد» در ژانر وسترن نیست اما فیلمسازش می‌خواهد همان حس پسا غرب وحشی در عصاره‌ی فرمش القای بصری گردد و این خودش یک مولفه‌ی تاریخی در اکولوژی آمریکایی است؛ اینکه چطور آمریکای غرب وحشی در آثار وسترن پس از گذار از جنگ داخلی و بحران‌های اقتصادی در شروع قرن بیستم گام‌هایش را برای ابر قدرت شدن در همین قرن و صده‌ی بعدی برمی‌دارد و چگونه دنیل پلاینویوها به طور فردی اقتصاد انفردای و بورژوازی ملاکی را پایه‌گذاری کردند و از روی دوش پرولتاریا و کشاورزان گذشتند. اندرسون بهمین دلیل با زیرکی دست روی ماده‌ای می‌گذارد که دلیل همه‌ی خودکامگی‌ها و جنایتهای اعصار مدرن است. در همین سکانس به عینه این تضادهای سیاست بازانه را می‌بینیم؛ دنیل از رفاه و ساخت و ساز شهر می‌گوید اما در تصویر ما دکل نفتی‌اش را در عمق بیابان با اکستریم-لانگ‌شات می‌بینیم (عکس شماره ۲۵)


او از ساخت مدرسه و حفر چاه‌های تازه برای آبیاری مزارع خشک کشاورزان می‌گوید اما ما در تصویر کارگرانی را می‌بینیم که بجای حمل لوله‌ی آب در حال جابجایی لوله‌های نفت هستند (عکس شماره ۲۶)


و سپس چشمهای خیره‌ی مردم به این شعارهای پوپولیستی، که این نگاهِ تمام مردم رنج دیده‌ی تاریخ از مالکان و دلال‌های نفتی و پیمانکاران سرمایه‌دار است (عکس شماره ۲۷)

می‌بینید که چگونه اندرسون با هنر مونتاژ تداومی و بهم چسباندن فضاها و کنش‌های متضاد یک حس واحد در فرمش ایجاد می‌کند تا در طول موج درامش دارای لایه‌های محتوایی شود. پس از سخنرانی دنیل در حضور مردم اولین نقطه‌ی عطف تقابل ایلای و دنیل رخ می‌دهد. ایلای از دنیل با غرور و تحکم می‌خواهد که برای روز افتتاحِ حفاری او را به بالای جرثقیل بیاورد و از او تشکر کند و لغات تملق‌گون در مقابل مردم نثارش نماید و سپس کار را آغاز کند. موضوعی که نشان دهنده‌ی ساحت مغرور و خودبزرگ‌بین ایلای است و اکنون او در مقابل یک آدم مغرور دیگر بنام دنیل قرار گرفته و از وی می‌خواهد که او را به بزرگی ارج نهد. همین غرور کاذب ایلای باعث می‌شود که دنیل بخواهد رویش را کم کند و از همینجا این دو کاراکتر وارد یک بازی رو کم کنی می‌شوند که ضرباهنگ و ریتم درام بر همین امر سوار گشته و فیلمساز از یک موضوع فردی آن را به تقابل دو غرور نارسیستی که یکی از جانب سرمایه‌داری است و دیگری از طرف مذهب، بسط می‌دهد. شروع این فراز و پرده‌ی جدید از پیرنگ با یک نما از رفتن ایلای نزد دنیل همراه است که از همینجا اندرسون استارت نقطه‌ی عطف خود را در فرم نمایشی‌اش بوسیله‌ی تصویر، تقدم‌پردازی بصری می‌نماید؛  دوربین در یک نمای های-انگل در حالت کرین قرار دارد که در اصل جایگاه دوربین بر روی دکل است؛ ایلای در گوشه‌ی کادر در حال راه رفتن دیده می‌شود و در مقابلش در عمق قاب، چادرهای کارگران و بازوان سرمایه‌داری دنیل در پهنای دشت بست نشسته‌اند. زمانی که ایلای به سمت چادرها در حال حرکت است ناگهان آسمان بوسیله‌ی یک تکه ابر بزرگ که ما آن را نمی‌بینیم تاریک شده و سایه‌اش بر روی پهنه‌ی زمین می‌افتد و همین موتیف تصویری، اشاره‌ای است از شروع یک نقطه‌ی دراماتیک و پر تنش و تاریک در پیرنگ که اندرسون آن را به زیبایی در صحنه‌آرایی‌اش مقدمه‌پردازی کرده است. ایلای به سمت دفتر کار دنیل حرکت می‌کند، دفتری که آنسوی چادرهاست و او باید ابتداً از میان سپاه این دلال و مکتشف نفتی بگذرد و میخ قدرت و سواستفاده‌گرش از خرافه‌ها و احساسات مردم سنتی را بر زمین بکوبد، اما همین میزانسن و نوع آرایش تعمدی‌اش گویای یک رویارویی سخت و جانفرساست و از همینجا اندرسون دارد پایان فیلم و پیروزی دنیل را بر ایلای دروغگو و فریبکار کدگذاری می‌نماید و نکته‌ی مهمتر اینجاست که مکان قرارگیری دوربین بر بالای دکل قرار دارد و این خودش حکایت‌گر بخشی از موضع اقتدار صاحب دکل (دنیل) می‌باشد (عکس شماره ۲۸)


پس از این سکانس اندرسون برای تکمیل و وصل نمودن این نقطه‌ی دید مقتدرانه به شخصیت دنیل اینگونه عمل می‌کند که سکانس را از جایی شروع می‌کند که دوربین بار دیگر در موضع بالا قرار دارد و دنیل می‌خواهد از پله‌ها پایین رود؛ ابتدا دستش را بر روی چوبی می‌گذارد و ما اینسرتی از مچ دست وی می‌بینیم که دقیقا بازآفرینی حس تملک بر همان دکل و جایگاه دوربین در سکانس قبلی است (عکس شماره ۲۹)

سپس دنیل از پله‌ها بالا می‌رود و دوربین یک پن آرام به راست کرده و پرسناژ را در مرکز قاب قرار می‌دهد؛ گویی در این پلان دوربین دارد با ما صحبت می‌کند که «ای مخاطب، آن دکلی که در سکانس قبلی من رویش بودم و ایلای را در زیر آن سایه‌ی ابر سیاه قرار دادم اینجا کلا برای همین مردی است که داری وی را می‌بینی» (عکس شماره ۳۰)


اینگونه است که فیلمساز با زبان فرم سیر درام و بازگویی قصه‌اش را با نظم ساختاری رو به جلو پیش می‌برد. دنیل که در حال پایین آمدن از پله‌های دکل است مردم شهر همه در مقابلش قرار دارند و پرسناژ از موضع بالا و اقتدار به سمتشان آمده که اینجا دیگر ساحت شخصیتی دنیل به عنوان یک فرد پر قدرت و مهم تکمیل می‌گردد. اکنون در این نقطه از پیرنگ است که متوجه می‌شویم اندرسون با آن شروع مسکوت و مسکونش با محوریت کاراکتر اصلی چه کاری انجام داده است؛ او سیر تطوری شخصیتش را گام به گام با ایجاد نمودن حس کنجکاوی در مخاطب بر محوریت ساحت گنگ دنیل آغاز کرده و اکنون اینجا ابعاد شخصیتی کاملش را می‌بینیم و رفته رفته المانهای پرسناژی‌اش با اکت‌ها و کنش‌های انفرادی از او این پازل کاراکترینگ را به تکامل صرف می‌رساند‌. برای نمونه یکی از ابعاد شخصیتی دنیل در این نقطه عیان می‌شود که او در مقابله با ایلای حس ترحم خود را به دختر کوچک خانواده‌ی ساندی‌ها نشان می‌دهد، دختربچه‌ای که از دهان پسرش شنیده توسط پدر در خانه بخاطر اجرا نکردن درست مناسک مذهبی تنبیه می‌گردد و این موضوع هم به طور مستقیم به شخصیت ایلای ربط پیدا می‌کند. دنیل در اینجا به این دختر مهربانی کرده و از طرفی دیگر مقابله و دهن‌کجی خود را به درخواست ایلای نشان می‌دهد اما اندرسون نمی‌خواهد که از این ترحم دنیل یک بت پروتاگونیستی بسازد، پس در اواسط فیلم می‌بینیم که همین دنیل بخاطر ارتکاب یک اشتباه از جانب اچ. دبلیو به زعم خودش، پسرش را در راه‌آهن در اوج بی‌رحمی رها می‌کند (البته دستیارش را با او می‌فرستد تا در شهر هوای پسربچه را داشته باشد اما دیگر دوست ندارد اچ. دبلیو را جلوی دیدگانش ببیند) و همین بهانه‌ای می‌شود برای انتقام ایلای و تحقیر شدنش در برابر آن جماعت روستا. اندرسون پازل‌های داستانی را به شیوه‌ای اختلاطی با استراکچری کلاسیک – مدرن در قالب کلی درامش به کنار هم می‌چیند و زمینه‌ی یک دوئل را فراهم می‌کند.
پس از نمایش قدرت ایستا و دامنه‌ی نفوذ دنیل اینک نوبت به نمایش اقتدار ایلای می‌رسد که براساس مذهب و خرافه کنار هم چیده شده تا روح نارسیسیستی و خودتوهم‌پندارش را ارضا نماید؛ اگر دنیل با طمع نفت و حفاری ارضا می‌شود، ایلای با احساسات سنتی و بسط خرافه‌گرایی استمنای روحی می‌کند. اندرسون در سکانس بینظیری این روحیه‌ی پرسناژ ایلای را به ما نشان می‌دهد تا در فرم روایی اثر حجت را نسبت به وی برای مخاطب تمام نماید. سکانس از ورود دنیل آغاز می‌شود همچون ورود ایلای به محدوده‌ی اقتدار دنیل در دو ‌سکانس قبلی؛ انتظام فرمالیستی فیلمساز بسیار حساب شده است. در این سکانس با یک پلان برداشت بلند و لانگ‌تیک طرفیم که بشدت با توازن تکنیکی، حس ساحت پرسناژ ایلای را در بطن اتمسفر به فرم می‌رساند. دوربین بهمراه دنیل به سمت درب ورودی کلیسای روستا که شبیه به یک طویله است، پن نموده و اجاز می‌دهد دنیل هم به اعضای داخلی بپیوندد. سپس دوربین به آرامی از چهارچوبه‌ی در گذشته و رو به داخل تراولینگی نرم می‌کند؛ ایلای در عمق قاب قرار دارد و در حال خواندن موعظه است، این سکانس یکی از بهترین سکانس‌های معرفی در «خون به پا خواهد شد» محسوب می‌شود که اندرسون آن را به زیبایی هر چه تمامتر با تکنیک لانگ‌تیک گرفته است تا سیر معجزه‌ی قلابی ایلای و خرافه‌گرایی روستاییان را در داخل آن طویله بهمراه زمان فریز کند.  ایلای در حال موعظه است و دوربین به آرامی داخل می‌شود (عکس شماره ۳۱)


سپس ایلای به سمت پیرزنی که مبتلا به آرتروز است رفته و در مقابلش زانو می‌زند و با ادا کردن جملاتی تلقین‌کننده از روح خبیثی می‌گوید که در داخل دستان زن پنهان شده و اکنون ایلای همچون ادعای خودش که روح قدرتمند و روحانی‌ای برای ایجاد رابطه با نیروهای خیر دارد، می‌خواهد آن قدرت شیطانی را از آن مکان بیرون بیاندازد (عکس شماره ۳۲)


بازی پل دانو در نقش این پسرک خودپیامبر دان فوق‌العاده است، اون کاملا با اکت‌های برونگرایش حس شخصیت را در لحظه و در میزانسن برای مخاطب عیان می‌کند و مهمترین بخش پرسناژی ایلای را به ساحت فرم می‌رساند (عکس شماره ۳۳)

دوربین همینطور بهمراه ایلای به سمت عقب آمده و از در خارج می‌شود تا او روح خبیث توهمی را از کلیسا بیرون نماید و ما تماماً این نمایش عجیب را شاهد هستیم و اندرسون در پایان این لانگ‌تیک یک عمل شاهکار کمیک می‌کند و آن این است که پلان را به کلوزآپ دنیل کات می‌زند که در نگاهش مضحکه و تعجب و بهت‌زدگی نمایان است، یعنی دقیقاً همان عکس‌العمل تماشاگر پس از دیدن نمایش خرافی ایلای. حتی نگاه ایستای دنیل بار کمیک به درام می‌افزاید و ما را به خنده وا میدارد، چون ما هم همچون دنیل از دیدن این نمایش مضحک و خرافی به تعجبی مسخره رسیده‌ایم و کات فیلمساز بسیار هوشمندانه و فرمیک است، چون در لحظه یک حس واحد در خودآگاه مخاطب و پرسناژ می‌سازد (عکس شماره ۳۴)


حتی قبل از این عکس‌العمل لحظه‌ای دنیل، پلان برداشت بلند قبلی با دستان باز و پیروز ایلای در چهارچوبه‌ی در تمام می‌شود که دقیقا موضع دو کاراکتر در این سکانس به صورت ابژکتیو در برابر هم قرار می‌گیرد (عکس شکاره ۳۵)


بخصوص اینکه تمام مونولوگ‌های ایلای که دارد با روح خبیث صحبت می‌کند و می‌گوید:«از اینجا گورت را گم کن، تو در اینجا قدرتی نداری و…» کاملاً دو پهلو هستند و سویه‌ای از آن گویی رجزخوانی ایلای برای دنیلی است که به آن سرزمین آمده و تا به آنجای کار حاضر به همکاری با او نشده است. انتخاب دیالوگ‌ها هم توسط اندرسون بسیار هوشمندانه و زیرکانه بوده است چون چگالی و حد این میزانسن را به یکی از اهداف اصلی پیرنگ «یعنی تقابل دو پرسناژ بر سر اقتدار» پیوند می‌زند.
پس از پایان نمایش، دوربین زاویه‌اش را در پلان بعدی تغییر می‌دهد و از داخل کلیسا ایلای و دنیل را روبروی هم نشان داده که با یکدیگر حرف می‌زنند. در اینجا دنیل از ایلای می‌خواهد که برای فرد کشته شده در چاه نفت مراسمی مذهبی بگیرد و ما اینک شاهد رویارویی این دو کاراکتر هستیم (عکس شماره ۳۶)


دوربین بار دیگر به نرمی زوم می‌کند و دو پرسناژ را که دیگر اکنون کاملاً در مقابل هم قیام کرده‌اند را نشان می‌دهد؛ دیالوگ‌ها تو در تو می‌شوند، ایلای از این می‌گوید که دلیل این بدبیاری دعا نخواندن وی در روز افتتاح بوده و دنیل در برابرش می‌گوید که این حرفها خرافه است و کارگران من ۱۲ ساعت کار می‌کنند و خستگی بر آنها چیره شده است. گویی این یک بگومگوی بزرگ تاریخی است که همیشه بین دو صاحب قدرت توده وجود داشته است؛ سرمایه‌دار و مالک در برابر نماینده‌ی مذهب که رگ سنت و جهل عوام در دستانش است. حال دوربین این دو را از داخل به بیرون می‌گیرد به نوعی که انگار مخاطب را در یک فضای چهار دیواری گذاشته و اکنون چشمان ناظر ما در حال دید زدن و قضاوت این دو رهبر است؛ ما از داخل چهاردیواری ذهن و عقیده و سنن و زندگی و زیستمان داریم رهبران جامعه را در دو اسلوب و خط متنافر میبینیم و در این بین حرکت زوم آرام دوربین به سمت مدیوم‌شات دنیل و ایلای دقیقاً اشاره به این امر (دید زدن تماشگر به عنوان انسان و توده) دارد، نوع چیدمان و دکوپاژ اندرسون در این سکانس بینظیر و مثال‌زدنی است و با زبان فرم مفهوم مفروضش را به تصویر و انتقال حسی می‌رساند (عکس شماره ۳۷)


یکی دیگر از سکانس‌های پر ضرباهنگ فیلم که نقطه‌ی عطفی در بدنه‌ی پیرنگ محسوب می‌شود جایی است که نفت از زیر زمین به بیرون فوران می‌زند و ما شاهد نقطه‌ی اوج پیرنگ هستیم، چون مایه‌ی محوری درام (نفت) بلاخره به صورت ابژکتیو کارکرد روایی میابد. در این سکانس سوژه‌ی اصلی اچ. دبلیو و دنیل هستند، پس فیلمساز در شروع این دو نفر را در مرکز قابش دارد؛ پسربچه در لانگ‌شات که بالای دهانه‌ی چاه دراز کشیده و نماینده‌ی پدر است (عکس شکاره ۳۸)

و دنیل در داخل دفترش در حال کار (عکس شماره ۳۹)


در پلانی که دنیل در آن حضور دارد، در بک‌گراند دکل در حال حفاری را می‌بینیم که تقدمی است بر کنش سوژه در ادامه‌ی این سکانس. سپس دوربین به دکل کات می‌زند و آرام به سوی مته‌ی پیشرونده زوم نموده و تا اینکه زنگ خطر به صدا درمی‌آید. اندرسون با ریتم بالا و تمپوی مدون شروع فوران و برون‌ریزی نفت را به یک موقعیت دراماتیک یعنی آسیب دیدن پسربچه پیوند می‌زند که تمام این کارها را با دوربین و نحوه‌ی دکوپاژش شرح بصری می‌دهد. بعد از اینکه نفت با فشار بیرون می‌زند اچ. دبلیو به عقب پرتاب شده و ضربه‌ای به سرش می‌خورد که فیلمساز با موتیف بسامدی آن موج ایجاد شده در سر بچه را در تصویر با محو نمودن صدا به نمایش در می‌آورد و در موازات آن دویدن دنیل را به سمت دکل داریم. دوربین در نمای خارجی جالب توجه است و با حرکتی کاملاً متقارن با ریتم ادای لرزش‌های بی‌خود دوربین روی دست را برای انتقال تنش الصاقی درنمی‌آورد، بلکه همچنان همان خط ثابت و سیال خود را حفظ نموده و همه چیز در لانگ‌شات و مدیوم‌شات جا به جا می‌شود. از مهمترین موتیف‌های نمایشی در این سکانس رنگ سیاه نفت است که بر روی لباس‌ و سر و صورت کاراکترها پاشیده و آنها را در سیطره‌ی خود فرو برده است. یک نشانه‌ی دیگر نقش ایجابی دکل در میزانسن‌هاست که در چند سکانس پیشین نقش پراپ میزانسنی را داشته و اکنون دلیل بودنش به مرکز کنشِ مایه‌ی درام تبدیل می‌گردد. در این میان باید قدرت فشار و حضور نفت در تواتر با ابژه‌ی دکل دراماتیزه گردد بهمین مقصود در اول کار که ضرباهنگ، بمب حرکتی و تعلیقی خود را منفجر کرده است ما نماهایی لو-انگل از دکل و فوران نفت می‌بینیم که دنیل و دستیار و پسرش حول این قدرتِ فوران قرار گرفته‌اند (عکس شماره ۴۰) (عکس شماره ۴۱)


سپس دوربین یک نمای فول‌لو-انگل از زیر می‌گیرد که دنیل در حال گرفتن پسر آسیب دیده‌اش است؛ در اینجا همان مایه‌ی محوری برای سرمایه‌دار شدن دنیل حضور خودش را بسیار پر رنگ عیان می‌کند. از یک گوشه نفت با قدرت در حال فوران است و از این طرف مرد در حال نجات جان پسرش می‌باشد و تمام سر و صورتشان به رنگ سیاه درآمده است، گویی این متنتن شدن با اهرم سرمایه‌داری بوده که دنیل باید همانند ابتدای فیلم که هزینه‌ای داد اینجا هم برای حفاری و میل طمعش هزینه‌ای سنگین‌تر بپردازد (عکس شماره ۴۲)


بعد از اینکه دنیل فرزندش را در آغوش می‌گیرد بار دیگر اندرسون یک پلان لانگ‌تیک درخشان برای القای حس در فرمش دکوپاژ می‌کند؛ دوربین در لانگ‌شات قرار دارد و دنیل با آن پاهای لنگانش با بچه‌ای در آغوش می‌دود و ضرب عجیب و جالب موسیقی بر روی تصویر نواخته می‌شود. حرکت دوربین بصورت تراولینگ است و بسیار زیبا در موازات با دنیل وی را تعقیب می‌نماید. این تعقیب متقارن ما را به یاد آن نمای تعقیبی ابتدایی از آمدن دنیل و پسرش با ماشینشان در ایستگاه راه‌آهن می‌اندازد. اینک در اینجا هم هر دو نفرشان در مرکز کنش در حال تعقیب هستند و در تقارن با موسیقی پر تمپوی فیلم، کارگردان میزان درستی از تنش را به شکل نامبتذل و غیر شلخته در فرمش تئوریزه می‌کند (عکس شماره ۴۳) (عکس شماره ۴۴)

و در این پلان برداشت بلند چقدر این قاب قرابت معنایی در اختلاط با پرسناژ دارد؛ از طرفی او می‌خواهد فرزندش را نجات دهد (وارث) و از پشت، اهرم جدید سرمایه‌داری‌اش در حال فوران است (عکس شماره ۴۵)

تا اینکه به داخل دفتر رسیده و دنیل می‌خواهد برای خاموش کردن آتش دکل به بیرون برود اما اچ. دبلیو دوست ندارد پدر وی را ترک نماید. از همینجا اندرسون این رانه‌ی گسست را بین پدر و پسر بصورت ناخودآگاهانه در فرم روایی‌اش نقطه‌گذاری می‌کند و یکی از دلایلی که احساس سردی در پسربچه ایجاد می‌شود همین ول کردن اوست تا اینکه سرانجام به رها کردن اصلیش می‌رسد.  دنیل به بیرون از دفتر رفته که اکنون با دکل سوزان در آتش طرف است، شعله‌ها با یاری نفت در حال سوزاندن همان المان قدرت اویند اما این نابودی باعث ضعف نیست، بلکه این فوران قدرت و ثروت جدید است و بهمین دلیل این شیفت را فیلمساز به مثابه‌ی شادی کاراکترش به نمایش می‌گذارد، جایی که او در زیر سایه‌ی سوزان دکل به دستیارش با هیجان می‌گوید که «ما بر روی اقیانوسی از نفت هستیم و تمامش برای من است» (عکس شماره ۴۶)


در همین ما به بین اندرسون با زیرکی هر چه تمامتر یک کات به کلوزآپ ایلای هم می‌زند که از داخل خانه‌اش در حال نظاره‌ی فوران این ثروت عظیم است که در چهره‌اش بهت و حسادت را می‌بینیم. این نما دقیقاً مبین خشم او نسبت به پدرش در ادامه است که با نفرت از برادرش پل یاد می‌کند که چرا آدرس اینجا را به دنیل فروخته است!! فیلمساز با این کلوزآپِ کاراکتر در مرکز کنش ماده‌ی اصلی درام (نفت)، آن کنش ثانویه را تقدم‌پردازی فرمیک می‌نماید (عکس شماره ۴۷)

نکته‌ی حالب در هر دو شات (تصاویر ۴۶ و ۴۷) نور قرمز و سرخ آتش است که بر صورت کاراکترها منعکس شده که این هم تبیینی از اثر مهم نفت بر کنش فردی پرسناژها است.  چهره‌ی پر از نفتی دنیل در این سکانس که فیلمساز آن را در دو کلوزآپ بینظیر به نمایش می‌گذارد، آینه‌ی تمام‌قدی از کلیت حس پرسناژ می‌باشد که در جای جای درام شاهد اکت ابژکتیو آن هستیم. با اینکه اچ. دبلیو در دفتر کار آسیب دیده اما دنیل در حال حاضر به فکر او نیست و دکل نفتی با آن عظمت آتشینش، شعله‌ی طمع را در وجودش روشن کرده است و اندرسون با ریتم کوبنده‌ی خود و آن موسیقی عجیب که بسامدهای ضربی و تکه‌تکه‌اش شبیه به بالا و پایین رفتن اهرمهای استخراج‌گر نفت هستند،  می‌خواهد ذات درونی پرسناژش را در فرم به مخاطب القا نماید که با دو کلوزآپ درخشان همراه است؛ اولین کلوزآپ پس از رفتن همکارش نزد اچ. دبلیو است و ما بی‌توجهی پدر را درمیابیم که غرق در مشاهده‌ی سرمایه‌ی تازه کشف شده‌اش می‌باشد (عکس شماره ۴۸)


اندرسون به زیبایی هر چه تمامتر با نوع گریم دنیل تمام حس لحظه‌ای درام را در سیر فرم روایی‌اش به مخاطب منتقل می‌سازد و نفت، همان مایع مکمل و مهم پیرنگ در اینجا نقش یک موتیف نشانه‌گر را ایفا می‌نماید. جالب اینجاست که با این کلوزآپ، اندرسون در طول موج پیرنگ یک نفس چندثانیه‌ای می‌گیرد و ادامه را در روشنایی روز به این نقطه‌ی عطف اولیه ضمیمه می‌کند؛ جایی که کارگران در حال کار گذاشتن دینامیت هستند تا با منفجر کردن دهانه‌ی چاه، آتش به وجود آمده را خاموش نمایند که در این قسمت هم با یک نمای درخشان از دنیل در قاب‌بندی اندرسون طرف حسابیم؛ دوربین از پشت، دنیل را در وسط قاب قرار داده که با اشاره‌ی دو دستش به کارگران می‌گوید که دینامیتها را به سمت چاه آتشین ببرند. نوع بالا بردن دستهای دنیل دقیقا قرابت تصویری با لحظه‌ای است که ایلای در کلیسای خود پس از نمایش شفا دادن آن پیر زن انجام می‌دهد (منظور تصویر شماره ۳۵ است)، ایلای در محدوده‌ی قدرت و دارایی خود یک اکت اکتسابی برای برتری خود انجام داده و اینک دنیل هم در دایره‌ی قدرت فئودالش با اشاره‌ی دستانش به همان شیوه‌ی ایلای، پایه‌های برتری و شکوه خود را بنیان می‌گذارد، بنیانی که با یک ماده‌ی قوی‌تر از خرافه و مذهب صورت می‌گیرد بهمین دلیل می‌بینیم که دنیل تمام سر و هیکلش آغشته شده به این ماده‌ی اکتسابی (نفت) و مهم است (عکس شماره ۴۹)

تا اینکه پس از انفجار، دوربین دومین کلوزآپ را اینبار از دنیل در روشنایی روز می‌گیرد که به ثروت عظیمش بصورت کاملاً دست یافته با اقتدار می‌نگرد، تصویری که تداعی کننده‌ی سرمایه‌داری و بورژوازی صنعتی در قرن بیستم است که بر روی جهان سایه افکنده است؛ یک تولید کننده با صورتی آکنده از طلای سیاه که همچون دوک‌ها و شاهزاده‌ها پیپی بر روی لب دارد و با چهره‌ای پیروز به جهان و آینده نگاه می‌کند (عکس شماره ۵۰)

پس از پایان اکتشاف و بازیافت سرمایه اینک دنیل به سوی فرزند خود می‌رود و فیلمساز با دوربینش از یک نمای بالا پدر و پسر را با لباسهای نفتی در آغوش هم نشان می‌دهد. پسر که نقش ورثه و خروجی سرمایه‌داری را بازی کرده اصواتی از خود خارج می‌کند که پدر را کلافه کرده است و از همینجا نخستبن نشانه‌ی کسست وراثتی را مشاهده می‌کنیم (عکس شماره ۵۱)

در ادامه شاهد گنگ شدن رابطه‌ی دنیل با فرزندش هستیم و در کنارش سیر پیشرفت او در آن روستای کوچک تا اینکه برای پیشبرد درام وارد فاز بعدی می‌شویم که پیدا شدن برادر تقلبی دنیل هستیم. فیلمساز با دقت و تقارن، پس از گنگ شدن رابطه‌ی دنیل و اچ. دبلیو، یک رابطه‌ی خانوادگی و همخونی را در بسط پیرنگ می‌تراشد تا سیر مدون هسته‌ی قصه به روند خطی خود ادامه دهد. در این میان شاهد نقطه‌ی اوج برخورد دنیل و ایلای هستیم که دنیل او را تحقیر می‌کند و با لجن مالی کردنش به او می‌فهماند که نباید با وی در بیافتد. این نقطه‌ی برخورد را در پایان هم یکبار دیگر می‌بینیم که دو پرسناژ بهم برخورد می‌کنند که در نهایت منجر به قتل ایلای توسط دنیل می‌شود. در اینجا ما شاهد برخورد سرمایه‌ی دلالی و مذهب فریبکار هستیم که در یک کانسپت سنتی – مدرن روبروی هم ایستاده‌اند و فیلمساز در دل مضمونش این سیر تاریخی را بصورت غیرمستقیم به تصویر می‌کشد؛ اینکه پس از قدرت بلامنازع کلیسا در عصر سنت و ترادیسیونیسمِ قرون وسطایی، اینک نوبت به سرمایه‌داری و کاپیتالیسم مدرن است که نقش دین جدید را برای توده بازی کند و در این برخورد میان دو قدرت اجتماعی در پایان این سرمایه‌داری بوده که پیروز می‌شود. اندرسون در کلیت «خون به پا خواهد شد» این دو جبهه‌ی قدرت را در دل روابط پراتیکشان روبروی یکدیگر می‌گذارد و از درون به نقدشان می‌کشد. اینکه در سیر انتقال جامعه از سنت به مدرنیته قدرت خرافاتی مذهب تضعیف شده و بلاخره قبول می‌کند که به بورژوازی وابسته است و از سوی دیگر قدرت جدید و تازه نفسی در عصر مدرنیته ظهور می‌کند که همه چیزش در زیر سلطه‌ی فئودال و امپریالش معنی دارد و پایان کار این قدرت هم بسیار تلخ و پوچ تمام می‌شود؛ ایلای به عنوان نماینده‌ی مذهب به باج‌خواهی زالو وار خود ادامه می‌دهد و دنیل هم به ازخودبیگانگی و پوچی وراثتی رسیده است اما پایان این ماجرا یک دوئل است که همه چیز را تمام می‌کند که در پایان به آن میزانسن می‌‌پردازیم. اما در کلیت پیرنگ اساساً با سه موقعیت دوئلینگ میان دنیل و ایلای طرفیم. دوئل اول تحقیر و کتک زدن ایلای توسط دنیل است که او را در لجن‌زاری آغشته به گل و نفت می‌خواهد خفه نماید و ایلای از خشم و نفرت و خواری همانند بچه‌ها فریاد می‌زند. دنیل با کت و شلوار و لباس فئودالیستی‌اش به یک کشیش جوان حمله می‌کند، کشیشی که زمانی در عصر سنت مورد احترام تمام اقشار جامعه بود، اما با فرا رسیدن عصر نفت (مدرنیته) همه چیز تغییر کرده است. در میزانسن زد و خورد اولی دنیل با اقتدار بر روی بدن در گل فرو رفته‌ی ایلای نشسته و سر او را در لجن می‌کند و فیلمساز هم در نمایی مدیوم‌‌شات این برتری را به نمایش می‌گذارد و اگر توجه کنید پلان برداشت بلند است و در ادامه دقیقاً متوازن با این سکانس، سکانس تحقیر شدن دنیل توسط ایلای در کلیسا را داریم (عکس شماره ۵۲)


و پس از این پلان، اندرسون به یک نمای بینظیر لانگ‌شات کات می‌زند که در سکوت، اوج فروپاشی و حس نفرت تخلیه شده در این سکانس را به تصویر می‌کشد (عکس شماره ۵۳)

همانطور که در مورد امر خوپوچی در زیست وراثتی دنیل صحبت کردیم، درست به موازات آن با رابطه‌ی سنتی و فئودال خانواده‌ی ایلای هم طرفیم که امر ابتذال وراثت در آنجا هم به پوچی گراییده است، بخصوص در سکانسی که ایلای پس از تحقیر شدنش بوسیله‌ی دنیل دور میز شام با آن وضعیتش نشسته است و با خشم فرو خورده‌اش با پدرش صحبت می‌کند. در این میزانسن ما شاهد مکانیکی بودن خانواده و همخون‌های ایلای هستیم که در یک فضای دگماتیسمی و بشدت سنتی زیست می‌کنند و یکی از فرزندان خانواده بدلیل همین سختگیری‌ها از خانه گریخته است. در این میزانسن به طور جالبی ایلای هم همچون همزاد خود؛ دنیل، سر و رویش کثیف است اما این کثیفی با آن کثیفی تفاوت دارد. سر و روی دنیل آغشته به نفت و طلای سیاه بوده اما سر و کله‌ی ایلای پر از گل و لجن است و از همینجا می‌توانیم به صورت اشاره‌ای در زیرپوست درام، پایان کار ایلای و اتوریته‌‌اش را دریابیم. از سوی دیگر همین وضعیت او اینهمانگویی بصری‌ای است برای نمایش پوچی و ازهم گسیختگی ابژکتیوش که با خودبزرگ‌بینی و فریب آن را سرپا نگه داشته است (عکس شماره ۵۴)

در این سکانس ایلای خیلی زودتر از اچ. دبلیو بر پدرش می‌شورد و شورش او نفرت‌انگیزتر و ویرانگرتر است. همینطور که می‌بینید اندرسون دو سر قصه‌اش را بصورت نوبتی و متقارن در پشت هم رو به جلو می‌برد. به گونه‌ای پایان کار خانواده‌ی ایلای در اواسط فیلم تمام می‌شود و سپس در پایان کار به اضمحلال وراثتی در همان خانواده‌ی کوچک دنیل می‌رسیم. اندرسون طوری این دو سیر اضمحلال و پوچی از درون را نشان می‌دهد که مکمل و دنباله‌روی یکدیگر هستند، اما هر کدام به شیوه و مسلک خودش. ایلای با اتوریته‌ی سنتی و فئودال نارسیسیستی خود بر پدرش می‌شورد و عقده‌ی خود را بر سر وی خالی می‌کند و اچ. دبلیو هم در پایان با مسلک و مرام طبقه‌ی خود در مقابل پدرش می‌ایستد و از خانواده جدا می‌شود. اما هر دوی اینها دنبالچه‌ی یکدیگر هستند و دو روی یک سکه می‌باشند.
با آمدن برادر قلابی، دنیل احساس و امیدواری‌اش به یک برادر خونی زیاد می‌شود و اکت‌های او کمی حال و روز خوبی می‌گیرد. حضور این برادر هم در طول موج درام یک حضور منفعل نیست و خودش باعث می‌شود تا پیرنگ وارد فراز مهمی شود، فرازی که منجر به نا امید شدن دنیل از فرزندش و ایجاد شدن گسست مهم در رابطه‌ی پدر و پسری آن دو.
در شبی که اچ. دبلیو حقیقت تقلبی بودن عمویش را می‌فهمد، کلبه را به آتش می‌کشد و بار دیگر ما با موتیف آتش در رابطه‌ی دنیل و فرزندش طرفیم. اندرسون در این پرده برای ایجاد نمودن لیمیت گسست بین دو پرسناژ پدر و پسر از این موتیف که یکبار آن را در قسمت اکتشاف نفت تجربه کرده بودیم استفاده‌ی دراماتیک می‌کند. در آن قسمت آتش و شعله‌هایش باعث کر شدن اچ. دبلیو شد و در اینجا باعث ایجاد فاصله‌ی عاطفی میان دنیل و او می‌گردد که شعاع این فاصله تا به آخر طویل‌تر شده تا اینکه به جدایی وراثتی ختم می‌شود. اگر یادتان باشد زمانی که دکل نفتی آتش گرفت انعکاس نور سرخ شعله‌ها را در صورت پیروز دنیل مشاهده می‌کردیم، اینبار این انعکاس در صورت پسر دیده می‌شود که حقیقت پنهان شده را کشف کرده است (عکس شماره ۵۵)


نکته‌ی جالب در این قسمت تقابل میان اچ. دبلیو و دنیل است؛ بچه با اینکه راز عموی قلابی را دریافته اما گویی از آتش زدن کلبه یک هدف دیگر هم داشته که آن خودنمایی برای دنیل بوده است. این تقابل را در جایی میبینیم که دنیل از کلبه بیرون آمده و می‌خواهد با خشم او را بگیرد، با اینکه اچ. دبلیو می‌تواند با زبان بی‌زبانی به پدر بفهماند که چرا این کار را کرده است، اما این تقابل یک رو در رویی وراثتی میان پدر و پسر است برای اثبات وجود خود که ما این سیر تکامل بودن را در پایان کار وقتی که اچ. دبلیو بالغ شده با جسارت به پدر می‌گوید که می‌خواهد به دنبال کار دیگری برود، می‌بینیم. حال در اینجا آن انعکاس سرخ شعله‌ها را در مدیوم‌کلوزآپ پسر متوجه می‌شویم؛ او هم یک خشم فرو خفته دارد که می‌خواهد ان را به عرصه‌ی وجود بگذارد، این خشم و مطالبه چیست؟ در اینجا به درستی مشخص نمی‌گردد بهمین دلیل است که وقتی دنیل از کلبه بیرون می‌آید اندرسون یک میزانسن عالی برای به تصویر کشیدن این چالش غیرمکشوف در ساحت اچ. دبلیو می‌چیند؛ دنیل بصورت پشت کرده به دوربین در فورگراند قرار گرفته  و اچ. دبلیو در بک‌گراند با عمق میدان بالا رو به دوربین است، اما او در تاریکی ایستاده و ساحت فردی‌اش به درستی دیده نمی‌شود، اینجاست که در فرم امر روانکاوی شدن ساحت غیرمکشوف و انگیزشی کاراکتر در راستای درام و مضمون به تصویر درمی‌آید و ناخودآگاه ما آن را به صورت یک کد تصویری ضبط می‌کند (عکس شماره ۵۶)

حال این نما را بگذارید کنار نمای آخر از اچ. دبلیو بالغ که در دفتر کار ایستاده و ما او را به طور واضح می‌بینیم که در حال ادا کردن میل درونی و حرف دلش است و آن نما دنبالچه‌ی این نماست. در نگاه دیگر سیر روایی فرم قصه در این سکانس هم دقیقاً به موازات ایستادگی ایلای در برابر پدر خود است اما دنیل پدر منفعل و ترسوی ایلای نیست که ساکت بنشیند، برای اثبات همین امر و نشان دادن تفاوت ساحت پرسناژ، در
سکانس بعدی می‌بینیم که دنیل فرزندش را به یک شهر دیگر می‌فرستد تا جلوی چشمش نباشد. سکانس قبلی در سکوت تمام شد و سکانس جدید هم با سکوت استارت می‌خورد، اما سکوت اچ. دبلیو در نگفتن حقیقت به دنیل کمی از منطق درام می‌کاهد چون ما با یک پیرنگ خطی طرفیم و همین امر برای پیشبرد داستان کمی غیرمنطقی به نظر می‌آید. اینکه اچ. دبلیو همچون پدرش به دلیل غرور سکوت کرده است کمی قابل قبول است اما این سکوت وقتی در این نوع پیشبرد به نمایش گذاشته می‌شود از منطق خطی خارج می‌شود، اینکه چرا پسر حقیقت آتش زدن کلبه را به پدرش نگفت تا او از این شائبه بیرون بیاید که فرزندش قصد قتلش را نداشته، در کانسپت خطی ما نمی‌گنجد و رابطه را در اینجا کمی کاریکاتوریزه و مفروض می‌نماید. با اینکه فیلمساز در پس این وانهادگی فرزند توسط پدر، می‌خواهد عمق بی‌رحمی و بی‌عاطفگی ساحت دنیل را به تصویر بکشد که اگر حتی فرزند کوچکش هم از اصول و اتوریته‌ی او تخطی کند پاسخش اینگونه می‌باشد، برخوردی سخت که همچون با ایلای شد.

دیزنی لایو اکشن جدید Knights را می‌سازد


دیزنی فیلم لایو اکشن ماجراجویی خانوادگی Knights را در دست ساخت دارد که قرون وسطا اروپا را نشان می‌دهد. در ادامه خبر با سینمافارس همراه باشید‌.

داستان فیلم درباره زن جوانِ قوی است که با یک شوالیه همکاری می‌کند تا وسیله‌ای را نابود کنند که اگر به دست تبهکاری بیفتد، جهان را می‌تواند نابود کند.

فیلم‌نامه کار را مت اورتون (Matt Orton) نوشته که سال ۲۰۱۸ فیلم Operation Finale را نوشت.

این فیلم هنوز در دست ساخت است و جسیکا ورچو (Jessica Virtue) و چاز سالمبیر (Chaz Salembier) آن را تهیه می‌کنند‌. این پروژه برای اکران در سینما و نه پخش از طریق دیزنی پلاس است.

ورچو جزو زنان ارشد تیم لایو اکشن استودیو است که روی فیلم‌هایی همچون ریبوت بزرگ Mulan و The Little Mermaid کار کرده است.

سالمبیر از سال ۲۰۱۵ در این استودیو بوده و روی فیلم‌های دیزنی پلاس مانند Lady and the Tramp و Cyrano the Moor کار کرده است.

دیگر پروژه‌های دیزنی با تم قرون وسطا عبارتند از ریبورت Sword in the Stone و Game of Throns و The Merlin Saga.

منبع: ددلاین